چرا جنگ؟
بهروز ریحانی
مردم هیچ کشوری خواهان جنگ نیستند، بهویژه اگر این جنگ با یک یا دو کشور خارجی باشد. اما چرا و به چه دلایلی اکثریت مردم ایران خواهان جنگ و حملهٔ کشورهای خارجی به وطنشان هستند؟
از زمانی که دولت آمریکا شروع به گسیلِ ناوگانها و نیروهای ارتش خود به منطقهٔ خاورمیانه کرد، مردم ایران روز شماری میکردند که چه زمانی و چگونه آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد. در فضای مجازی تأخیر دولت آمریکا در حمله به جمهوری اسلامی باعث شده بود تا مردم هزاران جوک ساخته و در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارند و دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، را با طنز یا حتی جدیت مورد خطاب قرار دهند که چرا عملیات نظامی علیه حکومت اسلامگرای ایران را شروع نمیکند؟
بهگفته رسانههای بینالمللی برای نخستینبار — حداقل در تاریخ معاصر — مردم یک کشور خواهان دخالت نظامی دولتهای خارجی بهمنظور سرنگونی حکومتشان شدند. این خواسته بیش از هر چیز ناشی از دیکتاتوری وحشی و ضد بشری است که ۴۷ سال است سرزمین و کشور ما را در تمامی زمینهها به سقوط و تباهی کشانده است. اما برای درک درستتر این خواستهٔ مردم به صورت کوتاه و مختصر به ریشههای آن می پردازیم و اینکه چرا و چگونه یک ملتی رضایت میدهد که دولتهای خارجی حکومتشان را از ریشه و بنیاد براندازند؟
مردم ایران بهطور خود به خودی و از روی هوا و هوس خواهان سرنگونی و ریشهکن کردنِ حکومت جمهوری اسلامی نشدند.
سیاسی و آزادیها
حکومت ولایت فقیه از همان هفتههای نخستینِ حکومت ننگینش با تهاجم و ضربوشتم و با شعارِ «یا روسری یا تو سری» زنان را مورد سرکوب قرار داد. بلافاصله بعد از سرکوبِ تظاهرات مسالمتآمیز مردم در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، در زندانها جوخههای اعدام و تختهای شکنجه را به راه انداخت. از جنگِ ضد میهنی با عراق نهایت استفاده را کرد و تحت عنوانِ جنگ یکی از سیاهترین دورانهای میهنمان را رقم زد. بعد از شکست خفتبار نظامِ اسلامی در جنگ، که خمینی دجال هنگام قبول آتشبس گفت آبروی خودش را با خدا معامله کرد، در سال ۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی را که دوران حبس خود را میگذراندند به جوخه های اعدام سپرد.
در سال ۱۳۸۸ با وجود اینکه سران و رهبران «جنبش سبز» از درون همین رژیم سر برآورده بودند و معترضان تنها خواستهشان «رأی من کو؟!» بود، آن خیزش را به خاک و خون کشاندند.
در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ اعتراضها و تجمعات مردم را به شدیدترین وجه سرکوب کرد و آبان خونین را رقم زد.
در سال ۱۴۰۱ جنبشِ «زن، زندگی، آزادی» را با بیرحمانهترین شیوهها سرکوب کرد: از کیان پیرفلک، کودک ده ساله، تا هزاران دختر و پسر را یا با گلولههای ساچمهای نابینا کرد یا با شقیترین روشها سر به نیست و نابود کرد، از پرتاب دختر نوجوان نیکا شاکرمی از یک ساختمان بلند تا به گلوله بستنِ هزاران تن دیگر — آری! این است ماهیت واقعی جمهوری اسلامی.
اقتصادی
حکومت آخوندی به معنی دقیق کلمه عامل و بانی اصلی نابودی زیرساختهای اقتصادی ایران است. خمینی گور به گور شده در پاریس میگفت نفت را به سفرههای مردم میآوریم. اما طی ۴۷ سال گذشته نفت، که بزرگترین سرمایهٔ مردم بود را سردمداران حکومتی، پاسداران دزد و غارتگر و دلالان آنها به یغما بردند و انگلزادههای آنها مانند مجتبی خامنهای، پسران شمخانی، لاریجانی، ولایتی و … حسابهای بانکی خود را در ایران و کشورهای خارجی انباشتند.
واردات و صادرات ایران در بخشهای صنایع و معادن، پتروشیمی، گاز، کشاورزی، دامپروری، خدمات مالی و بانکی و … در کنترل مشتی پاسدار و اطلاعاتی دزد و فاسد هستند. نتایج و ماحصل آن برای مردم، بهویژه جوانان، فقر، فلاکت، سیه روزی، بیکاری و ناامیدی بوده است.
اجتماعی و فرهنگی
جمهوری اسلامی جز تباهی، سیاهی، غم و اندوه و افسردگی دستاوردی نداشته و در قامت یک نظامِ فرهنگکُش، تاریخ و فرهنگ ایرانزمین را به قهقرا برده است.
در زمینههای اجتماعی و فرهنگی زنان قربانیان اصلی هستند. قوانین ضد انسانی آخوندها از هر نظر زنان و دختران را به بند و زنجیر کشانده، از حجاب اجباری تا کودکهمسری و پوشش ظاهری تا انواع و اقسام محدودیتهای شدیدِ اجتماعی و فرهنگی که این حکومت بر علیه آنها اعمال کرده است.
کشور تحت حاکمیت ملاها یکی از بالاترین نرخهای خودکشی دختران و زنان را در جهان داراست. در کشورِ تحت یوغ آخوندها مردم ایران دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارند. به جرأت میتوان گفت که هیچ دولت خارجیای بلایی که این رژیم نکبتبار بر سر ایرانیان آورده را نخواهد آورد.
جمهوری اسلامی نه یک دولت حاکم بلکه مجموعهای از موذیترین، مهیبترین، جنایتکارترین و قصیالقلبترین جانورانی است که ایران را به اشغال خود در آوردهاند. بهگفته منابع حکومتی طی ۱۳ روز بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل ۱۳۰۰ غیرنظامی کشته شدهاند، با اینحال جمهوری اسلامی تنها در یک قلم طی چند روز هزاران انسانِ بیگناه را کشت و نابود کرد: کدام حکومت اشغالگری با مردم سرزمین تحت اشغالش چنین رفتاری میکند که جمهوری اسلامی با مردم ایران کرده و میکند؟
حکومت ملایان ۴۷ سال است با مردم ایران سر ستیز و جنگ دارد. از همین منظر اگر نسبت جمعیتی را لحاظ کنیم ایران بالاترین نرخ اعدام در جهان را دارد.
میلیونها نوجوان و جوانِ ایرانی به دلایل سیاسی و اقتصادی ترک تحصیل میکنند یا پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاهها سردرگم به دنبال کار و شغل میگردند و در همین حال انگلزادههای حکومتی یا در داخل کشور خونِ مردم را میمکند یا با غارت ثروت مردم و منابع ملی در کشورهای خارجی به دنبال عیشونوش و خوشگذرانی هستند. با این همه منابع وسیع ملی، میلیونها ایرانی یا بدون سر پناه هستند یا در استانهای محروم، مانند سیستانوبلوچستان، در کپرهای حصیری زندگی میکنند. میلیونها کودک ایرانی از سه وعده غذای روزانه محروم هستند، اما در مقابل آخوند کاظم صدیقی تنها در یک فقره ماهانه یک میلیارد تومان فقط از یک کسبوکار (هتل داری در مشهد) به جیب میزند.
چرایی استقبال مردم از جنگ کنونی و اینکه از دولتهای آمریکا و اسرائیل میخواهند به کمکشان بیایند تا این حکومت زالو صفتِ سفاک را سرنگون کنند، در فلاکت، بدبختی و فقر مردم نهفته است. مردم در تمامی زمینهها جانشان به لبشان رسیده است. برای این است که این جنگ را جنگِ دو دولت با جمهوری اسلامی و نه مردم ایران میدانند. آخوندهای سفله آب و خاک ایرانزمین را به تاراج بردهاند. مردم خواهان سرنگونی تاموتمامِ حکومتشان هستند، حتی به بهای دخالت نظامی و مداخله دولتهای خارجی.
بعد از کشته شدن علی خامنهای مردم در ایران و سراسر جهان دچار یک شور و شعف و شادی شدند، بهطوری که جهانیان از این همه شادی ایرانیها شگفتزده شدند. علی خامنهای بعد از کشتار فرزندان ایران در دی ماه با وقاحت گفت بچههای مردم به درک واصل شدند. حال بازماندگان حقیر و وحشتزدهٔ رژیمش باید به درک واصل شدن ولی فقیهشان را ببینند.
سقط شدن علی خامنهای مرهمی بزرگ بر داغها و زخمهای مادران و پدران و فرزندان ایران بود.
جمهوری اسلامی عامل اصلی جنگ فعلی است. رژیمی که با اعمال تروریستی، نیروهای نیابتی و مزدورانش خاورمیانه را به ناامنترین منطقهٔ جهان تبدیل کرده است.
بدون تردید مردم ایران برای سرنگونی و به زبالهدان تاریخ انداختنِ جمهوری اسلامی روز شماری میکنند تا به یک زندگیِ آزاد و آرام برسند — به امیدِ آن روز!
منبع:پژواک ایران