
این هشدار، سؤالات و ابهامات زیادی برمیانگیزد:
- مرز شدت خشونت رژیم علیه معترضان کجاست؟ تا این لحظه بیش از ده نفر کشته و دهها نفر زخمی شدهاند.
- منظور ترامپ از «واکنش آمریکا» چیست و چگونه خواهد بود؟
- اگر رژیم به مراکز آمریکا در منطقه حمله کند، واکنش بعدی آمریکا چه خواهد بود؟
- نقش اسرائیل در این موضوع چیست و آیا سخنان ترامپ چراغ سبزی برای اقدامات عملی اسرائیل خواهد بود؟
پاسخ به این پرسشها نیازمند گمانهزنیهای حقوقی و ارزیابیهای تاکتیکی-نظامی است که میتوان در مقالهای جداگانه بررسی کرد. متن حاضر اما بر تحلیل سیاسی پیامدهای گفتههای ترامپ تمرکز دارد، حول پنج محور:
- تأثیر بر مردم ایران
- تأثیر بر رهبری جمهوری اسلامی
- تأثیر بر نیروهای سرکوب
- پیامدهای دیپلماتیک بینالمللی
- موضع اپوزیسیون
تأثیر بر مردم ایران
به باور من این گفتهها میتواند به بخش بزرگی از مردم ایران روحیه بدهد؛ آنها میبینند که تنها نیستند. در اعتراضات ۱۳۸۸، مردم خطاب به اوباما میگفتند: «اوباما، اباما، یا با اونا یا با ما». انتظار مردم از رهبران کشورهای دموکراتیک این بود که در سمت آنها ایستاده و حمایت عملی کنند.
پیام ترامپ روشن است: اگر لازم شود، آمریکا (یا اسرائیل با چراغ سبز آمریکا) حاضرند اقدامات عملی مشخص در حمایت از مردم ایران انجام دهند. این پیام به بسیاری از مردم ایران روحیه میدهد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه مردم بخوبی دیدند که رژیم تا کجا از لحاظ نظامی ضعیف است. این رژیم مانند «لات چاقوکش» است که اکنون در یک کوچه بنبست قرار گرفته و راه فرار ندارد، اما همچنان با سر و صدا امیدوار است دیگران را بترساند تا با یافتن یک روزنه کوچک، فرار کند. حالا که مردم دوباره به میدان آمدهاند، دیگر نباید این رژیم را رها کرد و باید تا پایان کار، اعتراض و مبارزه ادامه یابد.
نکته مهم: اگر شدت سرکوب رژیم بیشتر شود و مردم هیچ اقدام عملی از سوی ترامپ یا اسرائیل نبینند، این میتواند منجر به سرخوردگی آنها شود. مردم ایران میدانند آزادیشان به اراده و عزم خودشان وابسته است. در سالهای اخیر بارها این اراده را نشان داده و هزینههای زیادی پرداختهاند، اما به دلیل شدت کشتار و خشونت رژیم، موفق به سرنگونی حکومت نشدهاند. این بار به نظر میرسد مردم عزم کردهاند که در خیابانها بمانند. در چنین شرایطی، اگر در روزها و هفته های آینده سرکوب شدت یابد و حمایت عملی از ترامپ یا اسرائیل مشاهده نکنند، به شدت سرخورده خواهند شد.
تأثیر بر رهبری جمهوری اسلامی
گفتههای ترامپ میتواند دست رهبران رژیم را برای فرمان سرکوبِ شدیدتر باز کند، زیرا میتوانند اعتراضات را به آمریکا و اسرائیل نسبت داده و حرفهای ترامپ را سندی در تأیید ادعای خود بدانند.
حالت دیگر، کوتاه آمدن رهبران رژیم در اِعمال خشونت بیشتر است تا دست ترامپ را برای اقدامِ عملی ببندند. اگر رژیم چنین کند، مردم آن را به حساب ضعف حکومت گذاشته و باعث می شود که نترسند و شدت اعتراضات بیشتر خواهد شد. بسیار بعید است که رژیم چنین گزینهای را انتخاب کند.
تأثیر بر نیروهای سرکوب
بخش بزرگی از نیروهای سرکوب، به ویژه در نیروی انتظامی و سپاه، میدانند که رژیم آیندهای ندارد. خانواده آنها نیز از وضعیت معیشتی و فشارهای زندگی در ایران رنج میبرند. گفتههای ترامپ میتواند روحیه آنها را ضعیف کرده و تردید ایجاد کند.
هر چقدر اعتراضات طولانیتر شود تمرد و سرپیچی در بدنه نیروهای سرکوب بالا گرفته و ریزش نیروها در سطوح پایین و میانی آغاز خواهد شد. در چنین وضعیتی اگر آمریکا یا اسرائیل به مراکز نیروهای سرکوب حمله کنند، این ریزش سریعتر خواهد شد.
پیامدهای دیپلماتیک
از زاویه حقوق بینالملل، گفتههای ترامپ ابهامبرانگیز است و میتواند واکنشهای مختلفی از مخالفت تا سکوت محتاطانه یا حمایت مشروط به دنبال داشته باشد.
اگر ترامپ با همپیمانان خود، به ویژه در اروپا و ناتو، درباره اقدامات نظامی علیه جمهوری اسلامی مشورت کند، این میتواند سکوت و مماشات اروپاییها را سختتر کرده یا عملاً آنها را ناگزیر کند وارد جبهه نظامی علیه رژیم شوند. چنین آرایشی به مردم در داخل کشور روحیه بیشتری میدهد و پروسه سرنگونی رژیم را تسریع میکند.
جهان نیز از جمهوری اسلامی خسته است و اگر اطمینان حاصل کند که میتوان از «شرّ» آن راحت شد، بخاطر منافع خود، همراهی خواهد کرد. روسیه و چین ممکن است اقدام نظامی آمریکا یا اسرائیل را محکوم کنند، اما احتمالاً از محکومیت دیپلماتیک یا حداکثر ارجاع آن به شورای امنیت سازمان ملل، فراتر نخواهند رفت.
موضع اپوزیسیون
به باور من اپوزیسیون جمهوری اسلامی باید از ترامپ و گفتههای او در حمایت از مردم استقبال کرده و او را تشویق به اقداماتِ عملی مشخص کنند.
حکومت اسلامی ایران در پنج دهه گذشته با نقض سیستماتیک و مستمر حقوق بشر، مردم را به گروگان گرفته و ایران را به زندانی بزرگ تبدیل کرده است. زنان و اقلیتهای مذهبی و قومی، تحت سرکوب و تبعیض سیستماتیک قرار دارند.
رژیم ایران با اقدامات تروریستی مستقیم و غیرمستقیم، صلح و امنیت را در منطقه و جهان به خطر انداخته است و تحریمها نتوانستهاند تأثیر بازدارنده قابل توجهی داشته باشند. در چنین شرایطی، رژیم، تنها دشمنِ مردمِ ایران نیست، بلکه تهدیدی جدی علیه صلح و امنیت جهانی است.
اگرچه حقوق بینالملل «مداخله بشردوستانه» را مشروط و محدود کرده، اما ضرورت انسانی، اخلاقی و امنیت جهانی، چنین مداخلهای را به لحاظ سیاسی «مشروع» میکند. اپوزیسیون باید از حمایتهای احتمالی کشورهای دموکراتیک، به شرط حفظ جان غیرنظامیان و پرهیز از آسیب به زیرساختها، استقبال کند.
تغییر حکومت و ایجاد یک نظام دموکراتیک وظیفه مردم ایران است، اما حمایتهای مادی، تکنیکی، دیپلماتیک و حتی نظامی، تا جایی که استقلال حکومت آینده را تهدید نکند، میتواند مفید و مشروع باشد.
