زندگی قرنطینه ای در بین قدر ناشناسان و فضای دل آزار - دکتر هزارخانی چراغی در سیاه چاله جبّار(قسمت پایانی)
ایرج شكری

در آخر قسمت دوم مطلبی که به مناسبت در گذشت دکتر هزار خانی نوشتم به این موضوع اشاره کرده بودم که یکی از فعالان و تحیلیگران سیاسی اپوزیسیون در خارج کشور، در یادداشتی در مورد درگذشت دکتر هزارخانی با یاد آوری منزلت و اعتباری که دکتر در بین روشنفکران کشور داشت و با تاکید بر بی جایگزین بودن دکتر هزارخانی برای مجاهدین  نوشته بود « او تنها سرمایۀ روشنفکری این دستگاه بود که البته قدرش را می دانستند و حال برایش جایگزینی ندارند » 1* . یاد آور شده بودم که این جمله کوتاه «البته قدرش را می دانستند»، به نظرم کنایه آمیز رسیده و نوشته بودم که در مورد شرایطی که دکتر در آن قرار داشت، مطلبی خواهم نوشت. در ضمن نویسنده یادداشت از نبود واکنشی در خور این رویداد اظهار تعجب کرده بود و در پی یافتن علت این امر بود.

شاید در گفتن «قدرش را می دانستند» کنایه یی در کار آن تحلیلگر سیاسی نبوده و صرفاً برداشت و ارزیابی خود را از رابطه مجاهدین با دکتر بیان کرده بود. به هرحال آن ارزیابی منطبق بر واقعیت نبود. من اگر بخواهم معیاری برای میزان درک و شناختن ارزش حضور دکتر در کنار مجاهدین برای مجاهدین؛ بدهم ( منظورم آز آن ارزش و منزلتی که در جامعه روشنفکری ایران داشت)، فکر می کنم که اگر آن ستایش هایی را که از سوی باند سه نفره رهبری مجاهدین که بعد از درگذشت دکتر هزارخانی در سایتهای تبلیغاتی مجاهدین پخش شد - و خیلی ها احتمالا دیده اند - را  با  سطح ارجگذاری این ریاکاران به دکتر هزارخانی در دو مورد؛ یکی در دفن او در آرامگاه روستایی دور از پاریس و نه در گورستان پرلاشز که هم مناسب شان و منزلت فرهنگی که او داشت بود و نزدیک کسانی چون صادق هدایت و غلامحسین ساعدی قرار می گرفت و هم این که دوستداران دکتر هزارخانی می توانستند به آسانی سرمزار او بروند و ادای احترام بکنند. دیگر این که با ارزش گذاری به کار او در ترجمه کتابهایی که کرده بود مقایسه کنیم می بینم که در واقع کاری که در خور کار او باشد، صورت نگرفته. مصاحبه یی با او در مورد کتابی که ترجمه کرده بود در زمان حیاتش یا اظهار نظر دیگرانی در مورد ترجمه های او بعد از درگذشت او و ارائه لیستی از کتابهایی که  او ترجمه کرده بود، این ارج گذاری به کار و زحمت و مهمتر از آن ارجگذاری به هدف او در نقش فرهنگی فرا گروهی که داشت نبود . روی آوردن دکتر هزارخانی به ترجمه کتاب، که در چند سال آخر عمرش به نظر می رسید به رغم مشکلات جسمی و رنجور بودنش بیشتر در آن زمینه تلاش می کند و کتابهایی هم که وقت و انرژی صرف آنها کرده بود در زمینه مسائل نظری در  سیاست  و جامعه شناسی و فلسفه بود (کتابهایی نسبتا پرحجمی هم هستند)، به نظر من تلاشی بود برای زنده نگه داشتن و زنده نشان دادن همان دکتر هزارخانی قبل از گیر کردن در باتلاقی که در آن افتاده بود و این که او برخلاف آن که در دستگاه مسعود رجوی توجیه گر ادعاهای مهمل و تصمیمات فاجعه بار مسعود رجوی شده بود(من 11 سال پیش یکبار در این مورد در زمان حیاطش از او در مقاله یی با عنوان «کدام آرمان کدام آرمانگرایی» انتقاد کردم)*2 زنده است و اهل اندیشه و خرد؛ و همچنان مشتاق شناختن و اطلاع یافتن از آنچه در دنیای اندیشه و فرهنگ می گذرد و انتقال آن به ایرانیان در گیر با رژیم سانسور سرکوب و تاریک اندیشی( و حتی تاثیر گذاشتن بر روی رهبری خودشیفته و خود محوربین دچار جمود فکری شده مجاهدین) است. حالا اگر رفتار باند رهبری مستبد و مزوّر و از خود راضی مجاهدین را، با دکتر هزارخانی در آن جلسات «در پشت درهای بسته» که از هیچ رسانه ای گزارش نمی شد و مردم از آن خبر ندارند ؛ کنار آن ستایشها بگذاریم، آزار دهنده بودن شرایطی که همان آدم هایی که آن ستایشها را نثار او کردند آفریده بودند و او در آن قرار داشت، با همه زشتی آن نمایان می شود. به طور مثال اگر نگاه کنید به ستایشهای مهدی ابریشمچی*3 از دکتر هزارخانی بعد از در گذشت او که در گفتگو با تلویزیون مجاهدین انجام داده، و بعد آن را در کنار آن عربده کشی های او به خاطر مطلبی که من به خواست خود دکتر در مورد مرگ سعیدی سیرجانی نوشته بودم و دکتر دیده بود و در «ایران زمین» درج شده بود(شرح آن را در قسمت دوم مطلب « دکتر هزار خانی چراغی در سیاه چاله جبّار»- داده ام)*4 بگذارید، می بیند که حقیقت چیز دیگری غیر از تصورات کسانی است که گمان می کنند مجاهدین «قدرش را می دانستند». مهدی ابریشمچی در اظهاراتش در تلویزیون مجاهدین، بعد از بردن شخصیت دکتر هزارخانی در دستگاه «ربات سازی ایدئولوژیک» خودش و قالب گرفتن دکتر به شکل یک حامی رهبر (کاری که مریم هم در پیامهای خود در مورد او کرده حتی خود مسعود رجوی در پیامش به تعریف دکتر از خودش اشاره یی دارد)، در اواخر آن گفتگو می گوید:« من زندگی دکتر هزارخانی رو باید برای خودم کتاب بکنم. کتابی که دکتر هزارخانی نه با قلمش بلکه با زیستش اونو نگاشت. و من باید اونو سرمشق خودم قرار بدم». در این اظهارات به روشنی می بینیم که دکتر هزارخانی که این شاخص «فدا» در انقلاب ایدئولوژیک، می خواهد سرمشق خود قرار دهد، یک حامی رهبر عقیدتی او در طول این سالهای به درازی چهار دهه است. سرمشق او آن هزارخانی مترجم «در دادگاه تاریخ» روی مدوف  و آنگونه که در سرمقاله شماره یک «ایران زمین» که آن را متعلق به همه ایرانیان می دانست نوشته بود خواهان مطرح شدن نظرات و انتقادها و «حتی در گیری های فکری» بود، نیست، ارزش او برای ابریشمچی، به خاطر حمایت از رهبر خودشیفته و خود محور بین و فاجعه آفرین مجاهدین است که هم آن رهبر و هم این مریدش، مطلقا تاب شیندن انتقاد را ندارند (خصوصا که ابریشمچی در انقلاب ایدئولوژیک گفته بود که «رهبر فقط در برابر خدا پاسخگوست»،) و مابه ازای آن نقش؛ صدمه سنگینی بود که به منزلتِ آن «دکترهزارخانیِ» مورد احترام در جامعه روشنفکری و نزد دانشگاهیان و دانشجویان و کتاب خوانان ایران وارد آمد. متاسفانه در سالهای بعد از سقوط رژیم عراق توسط آمریکا، به خاطر خود محور بینی های احمقانه و تبلیغات احمقانه رهبری مجاهدین و عملکرد فاجعه بار او در پافشاری در ماندن در عراق(که من در مقاله های متعددی از آن انتقاد کرده ام) و سرشاخ شدن با رژیم جدیدِ ساخته آمریکا با عناصر «پرداخته » توسط رژیم؛ چون نوری المالکی جنایتکار، آن هم با خط و فرمان «بیا بیا گفتن به دشمن» و به نحوه ناجوانمردانه و جنون آمیز عناصر فداکار و جان برکف رزمنده را با دست خالی جلوی مسلسل و لودر و بولدوزر فرستادن و از نتیجه فاجعه بار آن «فتح مبین فقط همین» ساختن و صفت عنوان و «قیام آفرین» آنها دادن  به آنها که با هدف ابلهانه و هپروتی مصادره اعتراضات مردم علیه تقلب رژیم در انتخابات و سایر اعتراضات آتی مردم صورت گرفت؛ فجایعی چون کشتار مجاهدین در اشرف در دفعات مختلف که آخرین آنها در شهریورر92 فاجعه یی دردناکتر و بزرگتر از همه بود و نیز کشته هایی که حمله های موشکی عناصر وابسته به رژیم در لیبرتی به وجود آوردند اینها همه حاصل عملکرد آن رهبری بود که توجیه و تایید آنها توسط دکتر هزار خانی برای ابرایشمچی و رهبرش و مهرتابان او هم به لحاظ درون تشکیلاتی و هم انعکاس بیرونی و رسانه یی آن ارزشمند بود، اگرچه در واقعیت جنون آمیز و ناجوانمردانه بودن و بی تاثیر دلخواه برای رهبر مجاهدین بودن آن خط بیابیا گفتن به دشمن تغییری نمیداد. مسعود رجوی پافشاری جنون آمیز خود برای ماندن در لیبرتی را هم با گفتن این که  «مجاهدین مخیّر بودند بین موش شدن در برابر رژیم یا موشک خوردن یکی را انتخاب کنند » به نمایش گذاشت و خودش فکر می کرد جواب کوبنده ای است به انتقادها از سیاست فاجعه بار او و  مرعوب کننده است هم برای ناراضیان درون تشکیلات و هم منتقدان بیرونی.  توجیه تصمیماتی از آن دست که اشاره شد، توسط دکتر هزارخانی به عنوان «آرمانگرایی»( مثلا مقاله  «مشکل استثنا با قاعده» که در سایت همبستگی ملی درج شد و من از آن انتقاد کردم) سبب ضایع شدن خود او  - تا حد محو شدن از نظر روشنفکران و از صحنه مبارزات مردم با رژیم متحجر آخوندی بوده  که  بازهم  نشان دهنده شرایط سختی که دکتر هزارخانی در آن زیست است و هم به نظر  من توضیح دهنده  این که چرا در درگذشت او انعکاس درخوری در جامعه ایرانیان خارج کشور دیده نشد. چون باند رهبری فرصت طلب و خودمحوربین مجاهدین چهار دهه است که غرق در هپروت و رویای بدست گرفتن انحصاری قدرت در ایران، خر خودش را رانده و بطور مستمر و مداوم روش و رفتار قلدرمنشانه پیش گرفته و با کارهای مسخره یی که مطلقا ربطی به مبارزه مردم با رژیم سرکوبگر اسلامی و نه برنامه شورای ملی مقاومت داشت( مثل آن رژه ها با لباسهای ارتش رسمی و مزین با مدالها که رزمندگان را به نحو رقت انگیزی در وضع آدمهای شوت «عشق ارتش» به نمایش می گذاشت) تنها فرا فکنی «شهوت قدرت» و خود ارضایی آن بود، باعث دلسردی و رویگردانی ایرانیان از این جماعت؛ تا حد انزجار شده است..

انزجار آفرینی از زمان ازدواج مسعود رجوی با دختر بنی صدر، در زمانی که برای مردم «هنوز خون اشرف و موسی خیابانی خشک نشده» بوده و جوخه های اعدام رژیم جوانان و نوجوانان هوادار مجاهدین و البته سایر گروههای سیاسی را در دوران سیاه خدایی سید اسدالله لاجوردی و پاسداران جنایتکار، درو می کرد شروع شد. بعد از آن هم انقلاب ایدئولوژیگ که از مجاهدین چهره ی مریدانی متعصب و نابرد بار ساخت تا آن اندازه که هیچ حد و مرزی برای حرمت شکنی و اهانت و پرخاش به شخص منتقد -  حتی اگر از نزدیکان و «بزرگترها»ی فامیل خودشان باشد- نشناسند؛ چنان که آن خانم تحصیلکرده از خانوده ایی که به هرحال «اسم و رسم» دار بود رفتار کرد و عموی خود علی اصغر حاج سید جوادی از چهرهای سیاسی و فرهنگی ضد استبداد دوران شاه و خمینی را «عموجان فرومایه» خطاب کرد(که بی تردید باعث حیرت و شرمندگی و اندوه پدرش که او هم چهره گمنامی نبود شده بود)  و شعارهای مهمل و انزجار برانگیز «مثل ایران رجوی – رجوی ایران» و… اینها تراکمی از انزجار علیه مجاهدین ببار آورد. شاید مقایسه پیام تسلیتی که با امضای نزدیک به 170 نفر از افراد اپوزیسیون خارج کشور رژیم از گرایشهای های بسیار متفاوت که سه سال پیش(تیر 1397) به مناسبت درگذشت علی اصغر حاج سید جوادی منتشر شد و در آن شرحی از عملکرد او آمده بود، با تنها یکی دو واکنش و تقریبا بی تفاوتی در خارج کشور در مورد درگذشت دکتر هزارخانی، توضیح دهنده آنچه حمایت از رهبری متکّبر و خود شیفته مجاهدین بر سر منزلت دکتر هزار خانی آورد و لطمه یی که دکتر هزار خانی از آن بابت خورد باشد. مجاهدین آدمی با کارنامه علی اصغر حاج سید جوادی را از زبان برادر زاده او آن هم یک زن به خاطر انتقاد و ایرادش از مجاهدین، فرومایه خطاب کردند. همان کسی که کتاب «ارزیابی ارزشها»ی او در زمان قبل از انقلاب چند بار تجدید چاپ شد. اگر چه او به «جمهوری اسلامی» رای داده بود ولی همو بود که شاید قبل از سایر فعالان سیاسی آن زمان( در اردیبهشت 58) هشدار در راه بودن «فاشیسم» را در مقاله «صدای پای فاشیسم» در جمهوی اسلامی تحت زعامت «امام خمینی» داد. طبیعی است که اگر او به مجاهدین فحش هم داده بود، آن فرومایه خطاب کردن او را برای مردم توجیه نمی کرد، چرا که انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین و آن خشم و تعصب و به اوج افلاک بردن رهبری مجاهدین که همراه با توهین و اهانت به منتقدان بود، چیزی نبود که  سبب شود مردم در چنان اهانتی از برادر زاده  به عمویی که علی اصغر حاج سید جوادی بود، حق به جانب فحّاش بدهند. توضیحات و مواردی که شرح داده شد، شاید اطلاعات لازم برای  هم  روشن شدن علت بی تفاوتی و عدم واکنش درخور نسبت به رویداد درگذشت دکتر هزار خانی را در خود داشته باشد و هم روشنگر رابطه مجاهدین با دکتر هزارخانی و میزان ارزشی که بی سرو پاهای تازه به دوران رسیده در رویای به دست آوردن انحصاری قدرت در ایران ، برای دکتر قائل بودند بدهد.

 از تعریف و ستایش های مهدی ابریشمچی بی وجدان از دکتر هزارخانی در آن گفتگوی تلویزیونی که قبلا اشاره کردم، نتیجه یی که می شود گرفت این است که اگر حرفهایی که زده تظاهر نبوده و واقعا در مورد دکتر همانطور فکر می کند، پس رفتار او به خاطر مطلب منتشر شده در ایران زمین به مناسبت مرگ سعیدی سیرجانی نشان دهنده چیزی جز این نیست که او آدمی خیلی عوضی و یک بی سرو پاست که آن عربده کشی را به خاطر انتشار مطلبی در نشریه یی که «مهر تابان آزادی؛ رئیس جمهور مقاومت» با خواهش و اصرار سردبیری آن را  به دکتر هزارخانی واگذار کرده بود و از نظر او گذشته و درج شده بود؛ راه انداخت. باید از او پرسید پس چرا حرمت آن مرد را در آن نشست شورا، نگه نداشتی؟ او لازم دیده بود مطلبی در مورد قتلی که رژیم ارتکاب آن را انکار می کرد و واکنش گسترده یی علیه رژیم از سوی ایرانیان به آن نشان داده شده بود، نوشته و منتشر شود؛ چون سکوت در مورد آن در افکار عمومی ایرانیان تاثیری منفی نسبت تشکلی می گذاشت که ادعای تلاش برای گرفتن حق مردم و کیفر دادن آخوندها دارد. به مقدسات تان که در آن توهین نشده بود. گیریم که سیرجانی در جایی بد و بیراهی هم به مجاهدین گفته بوده، تو باید در پایمال کردن خون او کنار رژیم می ایستادی؟ 

****

   از شرایطی که دکتر در همه سالهای همراهی با مجاهدین داشت، اطلاع ندارم. سالهایی از بعد از شروع همکاری من در انتشار نشریه شورا، دبیرخانه شورا در جاهایی غیر از اور سور واز قرار داشت. دیده بودم که دکتر خودش با ماشینی که در اختیارش بود به محل می آمد. اقدامات تروریستی رژیم طبعا رعایت احتیاط هایی را همراه می آورد. از این گذشته پایان جنگ و پذیرفتن آتش بس از سوی خمینی که همراه بود با شکست همراه با تلفات سنگین عملیات فروغ جاویدن برای مجاهدین که  دو سال بعد(11 مرداد1369) با حماقت صدام حسین در اشغال کویت و پیامدهای سنگین آن برای عراق که پذیرفتن تسلیم بدون قید و شرط در برابر ارتش آمریکا و متحدانش در آن جنگ از سوی صدام و کنترل اقتصاد آن کشور و محدویتهایی که برای ارتش شکست خورده صدام همراه داشت و بر اثر آن عراق بشدت در برابر رژیم تضعیف شد، طبعا سنگینی و سایه ای داشت که بر فضای روانی و روابط مجاهدین در درون و با بیرون اثرات خاص خود را داشت.  آنچه من می خواهم یاد آور شوم

 مربوط به زمان استقرار دبیرخانه در اور سورواز است که مدتی بعد از پایان جنگ شروع شد این که

   قبلا هم محل اقامت دکتر آنجا بوده یا نه، این را نمی دانم ولی در بخشی از این دوره(بعد از پایان جنگ) محل اقامت دکتر در اور سورواز هم آن همانجا قرار داشت که از سال 73 یا 74  به خانه یی اجاره ای منتقل شد. در قسمت اول مطلبی که من به مناسبت درگذشت دکتر هزار خانی نوشتم عکسی، از او که من و دکتر قصیم هم در آن هستیم در کنار همان جایی که اقامتگاه دکتر بود، ضمیمه است.

در مورد مفهوم «قدرش را می دانستند» در آن جملهً « او تنها سرمایۀ روشنفکری این دستگاه بود که البته قدرش را می دانستند… » در یادداشت یکی از فعالان اپوزیسیون رژیم که قبلا به آن اشاره کردم این، نه در مفهوم «به او می رسیدند»، معنی دارد و نه در مفهوم ارج گذاری به دانش سیاسی - اجتماعی او واستفاده از نظر و رهنمودهای او.  همان مورد بی نزاکتی و عربده کشی مهدی ابریشمچی به خاطر درج مطلبی که من در مورد مرگ سعیدی سیرجانی نوشته بودم(قسمت دوم مطلب «دکتر هزار خانی چراغی در سیاه چاله جبّار شرح آن آمده است» خود گویا است. مورد دیگری که حتی بد تر از آن هم هست از سوی خود مسعود رجوی بود و من آن را در مطلبی که با عنوان « بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا چرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم» قبلا یاد آور شده ام. یاد آوری دوباره آن را از این جهت بی مناسبت نمی دانم که با مقایسه آنچه ثلاثه مزوّر جبّار، در تعریف و ستایش دکتر هزارخانی بعد از درگذشت او گفته اند وقتی کنار هم قرار بگیرند، بی سروپایی اینان و زشتی رفتارشان با دکتر بیشتر نمایان می شود. رفتار ناشایست مسعود رجوی با دکتر هزارخانی زمانی بود که دکتر به خاطر آن که بعد از سالها، مادر سالخورده اش برای دیدن او به فرانسه آمده بود به اجلاسی که در بغداد تشکیل شد نرفت. مادر سالخورده دکتر به سختی قادر به راه رفتن بود و اغلب با صندلی چرخدار او را جا به جا می کردند. مدتی بعد یک اجلاس میاندوره ای در اور سورواز تشکیل شد که مسعود رجوی هم از عراق تماس تلفنی با جلسه داشت. او در آن جلسه با با لحنی خشم آلود و عصبی و سرزنش آمیز به دکتر گفت که «آن همه به شما تاکید کردم بیایید نیامدید حالا از روی عکسها در آورده اند(منظورش رژیم بود) که شما در اجلاس حضور نداشته اید». دکتر هم در پاسخ گفت «من که به شما عرض کردم چرا نمی توانم بیایم». تاریخ این رویداد متاسفانه به طور دقیق یادم نیست اما بعد از رئیس جمهور شدن خاتمی شاید خر سال در پاییز 76 یا اوائل 77بود. مدتی بعد از آن جلسه میاندوره ای من از دکتر دعوت کردم شام به خانه من بیاید. ضمن صحبت ها به دکتر گفتم که آن رفتار مسعود رجوی زشت و ناشایست بود و از طرف دیگر مطمئن هستم که دروغ می گفت که رژیم از روی عکسها(عکسهایی که مجاهدین خودشان در رسانه ها شان منتشر کرده بوند) در آورده است که شما در آن اجلاس نبوده اید، چون اگر اینطور بود حتما رژیم در نشریاتش یک داستانی برای آن سرهم می کرد و از آن استفاده می کرد و از این گذشته اگر به فرض هم اینطور بوده باشد، باید آن را به طور خصوصی با شما مطرح می کرد نه در جلسه و با آن لحن. دکتر گفت که من به او گفته بودم که من این احساس را دارم  که آخرین باری است که من مادرم را می بینم. بعد هم اضافه کرد«من مادرم را خیلی دوست دارم ما از این اجلاس ها بازهم خواهیم داشت». من تعجب کردم از این که دکتر قبلا به مسعود رجوی یاد آوری کرده بوده که به چه دلیل نمی تواند در اجلاس شرکت کند، اما آن آدم خودخواه بیمار، آن رفتار ناشایست را در آن جلسه با دکتر داشت. آن رفتار نه تنها «نشانه بزرگی« و شعور نبود، بلکه از انسانیت هم در آن نشانی نبود. چون اگر آن «منِ مگاتنی و چاله سیاه چاله»ی درنده  و تکّبر خرد سوز؛ انسانیت را در وجود مسعود رجوی تباه نکرده بود، باید برعکس عمل می کرد، یعنی باید او به دکتر تاکید می کرد مبادا در «رودرواسی» قرار بگیرد و برای شرکت در جلسه شورا به عراق برود، اصلا به این مساله فکر نکند و حتما پیش مادرش که بعد از سالها موفق به سفر و دیدار او شده بماند و اگر موردی برای تبادل نظر بود، تلفنی می توان انجام داد. اتفاقا احساس دکتر در آخرین بار بودن  دیدار با مادرش درست بود و مادرش مدتی بعد از آن سفر درگذشت. با توجه به رویدادهای چند سال  اخیر و رفتار رهبری مجاهدین، به یقین می توان گفت که اگر به جای دکتر هزارخانی شکرالله پاک نژاد هم در شرایط و وضع مشابهی، تصمیم مشابهی می گرفت، مسعود رجوی همانطور با او رفتار می کرد که با دکتر هزارخانی کرد. ء

 _hezarkhani_1373_sg.jpg

دکتر «آدم مقیّد»ی) بود. در این زمینه دو نمونه از رفتار دکتر را یاد آور می شوم که تا مفهوم آنچه من آن را «مقیّد» بودن نامیده ام روشن شود. یک روز تابستانی در مورد کارهای مربوط ماهنامه شورا رفتم پیش دکترهزارخانی در اتاق کارش. آن روز باد می وزید و شاخه درختی که تا روی سقف اتاق کار دکتر آمده بود و روی آن خوابیده بود، روی سقف فلزی کشیده می شد و صدای مداومی تولید می کرد که برای آدم در حال مطالعه می توانست اثر سوهان کشیدن به اعصاب را داشته باشد. در آن زمان یکی از نفرات مجاهدین در ارتباط  با دکتر برای کارهایی که دکتر داشت تعیین شده بود؛ مثلا او روزنامه های فرانسوی را که دکتر مطالعه می کرد می خرید و می آورد یا اگر دکتر می خواست جایی برود او با ماشین دکتر را می برد. به دکتر گفتم این شاخه ها روی سقف خیلی صدا ایجاد می کنند چرا نمی گوید بچه ها آن را ببرند؟ با لحنی که گویی از تسلیم تقدیر شدن حرف می زند «گفت صدا می کنه دیگه»؛ یعنی این که مهم نیست و مایل نبود درخواستی چنین ساده ای را مطرح کند. ولی صدای کشیده شدن شاخه روی آن سقف(بام) فلزی واقعا آزار دهنده بود. خودم رفتم از  محل ابزار ها  و وسائل فنی مربوط تعمیر و نگهداری محوطه، نردبانی و یک قیچی باغبانی برداشتم و مقداری از شاخه ها را که از روی نردبان دستم می رسید قطع کردم ولی چون از میزان مقاومت سقف اطلاع نداشتم روی آن نرفتم. بعدا به همان نفر در ارتباط با دکتر گفتم شاخه های درخت روی سقف اتاق دکتر صدا ایجاد می کند آنها باید قطع شوند. یا مورد دیگر این که دکتر مدتی سیگار می کشید. او پنجره اتاقش را کمی باز می گذاشت که هوا در اتاق گردش کند و دود بیرون برود. محل در کنار رودخانه بود پشه زیاد داشت و در تابستان شب که می شد پشه ها به نور چراغ  از همان چند سانتیمتر باز گذاشته شده، بیشتر وارد اتاق می شدند. در حالی که با نصب توری که بعضی از بنگالها(کانکسها) داشتند این مشکل برطرف می شد. یک روز به یکی از عالیجنابان دبیر شورا که نماینده رهبر مجاهدین و مسئول شورا در تحریریه نشریه شورا بود وضع اتاق دکتر را گفتم و یاد آور شدم که اگر پنجره را ببندد که اتاق پردود می شود و لای پنجره هم که باز باشد، پشه ها هجوم می آورند؛ اگر روی پنجره اتاق(که نوع کشویی بود) توری نصب شود، مساله حل می شود. گفت « آره برای پنجره همه بنگالها میخواهیم طوری بگذاریم». پنچره بنگال خود عالیجناب توری داشت. اما این کار مدتی پشت گوش افتاد.

دکتر هزارخانی تمام وقتش در همان اورسورواز می گذشت و کمتر پیش می آمد که جایی برود. در اتاق دکتر یک تلویزیون کارکرده از نوع قدیمی «لامپ تصویر دار» و یک دستگاه ویدئو وجود داشت که از آن بیشتر برای دیدن ویدئو های گزارشهای تولید شده توسط مجاهدین استفاده می شد. رنگ تصویرتلویزیون خوب نبود، با این که چند سالی بود تلویزیونهای «پلاسمایی» به بازار آمده بود و برای سالن نهارخوری از آنها خریده بودند، اما تلویزیون اتاق دکتر همان تلویزیون کهنه بود. با این حال من گه گاه به ویدئو کلوبی که در اور سورواز بود سر می زدم و اگر فیلم خوبی بود کرایه می کردم و می دادم به دکتر تا اگر خواست آنها را تماشا کند همچنین اگر فیلمهای ایرانی خوب به دستم می رسید برای دکتر می بردم. بعد از آمدن مریم رجوی به عنوان «رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت» که گروهی از کادرهای بالای مجاهدین از جمله مهدی ابریشمچی هم به همراه او آمده بودند، روزی به تطور تصادفی در محوطه دبیرخانه  با مهدی ابریشمچی در اور سورواز برخورد کردم (گمانم خرداد سال 73 بود، سه سال قبل از آن جلسه که او به خاطر مطلب مربوط یه سعیدی سیرجانی عربده کشی کرد). بعد از سلام گفتم «اگر وقت داشته باشید من می خواستم  دوسه دقیقه در مورد مسائلی که بمن مربوط نیست با شما صحبت کنم». قراری گذاشتیم.  وقتی آمد به او گفتم آقای دکتر هزارخانی به طور دائم اینجا است و جایی نمی رود و من گهگاه ویدئو فیلمهای سینمایی از ویدئوکلوب کرایه می کنم تا اگر خواست آنها را ببیند، اما تلویزیون او قدیمی است و تصویر خیلی خوبی ندارد. اگر یک تلویزیون نوع جدید برای اتاق او فراهم شود خوب است. بعد هم به مساله گرمی هوا در تابستان که گاه وقتی با موج هوای گرم همراه بود شبها هم از 25 درجه پایین تر نمی آمد و گرما در بنگالها و اتاق کار دکتر ناراحت کننده بود را یاد آوری کردم و به او گفتم اگر یک کولر برای اتاق او بگذارند، خیلی خوب است، ابریشمچی گفت «سمعاً و طاعتاً». قبول کرد که انجام خواهد شد».

 دو سه هفته یی بعد از این گفتگو، اجلاسی در بغداد برگزار شد. تا زمانی که ما عازم سفر برای شرکت در اجلاس شورا شدیم، هنوز کولر برای اتاق دکتر نسب نشده بود. در بغداد در حاشیه اجلاس یکی از دبیران شورا گفت اگر کسانی حرفی دارند که با  خود مسعود بزنند، بگویند تا اسمشان در لیست  شود. منهم گفتم اسمم ثبت شود و می خواستم راجع به حذف اسم شاملو و عنوان شاعر نامدار که برای او در سوالی در مصاحبه با دکتر هزارخانی برای نشریه شورا به کار برده بودم (شورا شماره 11 دوره دوم فروردین 73)، که با به کار گرفتن «وتو» از طرف نمایندگان خودش در تحریریه نشریه شورا صورت گرفته بود، صحبت کنم( شرح این گفتگو و هم شرح آن جلسه تحریریه ماهنامه شورا به همراه نامه من به دکتر هزارخانی در اعتراض به آن رفتار و تصمیم به عدم شرکت در تحریریه شورا بعد از آن را در مطلبی با عنوان«بحث تلخ دیگری در مورد بیانیه تفصیلی شورا؛ چرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم» نوشته ام  )5*. اول فکر کردم راجع به کولر اتاق دکتر هم که بعد از دو سه هفته هنوز نصب شده بود هم به خود مسعود رجوی بگویم که اتاق دکتر کولر لازم دارد. بعد دیدم که خود مهدی ابریشمچی هم آنجا است و ممکن است برای او خوب نباشد، به طرف خودش رفتم و گفتم وقتی ما میامدیم هنوز کولر نصب نشده بود.« با تعجب گفت راستی میگی؟ یاد آوری می کنم نصبش بکنند». من بعد از آن گفتگو که در اُور با او کردم دیگر او را در اور ندیده بودم. به هرحال وقتی برگشتیم. کولر اتاق دکتر نصب شده بود. چندی بعد، خانه یی برای دکتر در همان اور سورواز اجاره کردند و دکتر به آنجا منتقل شد.

تا دکتر در محل دبیرخانه شورای ملی مقاومت در اور بود هر چند هفته یکبار قرار می گذاشتیم که بعد از شام پیش دکتر بروم و باهم گپ بزنیم، «تنقّلات و نوشیدنی» هم بود که گاه من می بردم.  در اور در قسمت دبیرخانه دو بنگال که در هرکدام سه تخت بود وجود داشت که از آنها وقتی نفراتی از اعضای شورا که سابقه طولانی آشنایی و همکاری با مجاهدین داشتند و از جاهای دیگر به اور می آمدند و قرار بود دوسه روزی در آنجا باشند در انجا می خوابیدند، من هم وقتی می ماندم از همانجا استفاده می کردم. البته وقتی تعداد زیادی برای نشست شورا می آمدند، برای آنها در هتل جا گرفته می شد. من به خاطر همین محدویتهای مربوط به رعایت مسائل امنیتی و ضد تروریستی، فکر می کردم نباید از دکتر برای آمدن به خانه ام دعوت کنم از طرفی گرچه سالهای چندی بود که به طور دائم به هم کار می کردیم ولی به هرحال او «دکتر هزارخانی» بود و فکر می کردم شاید مایل به آمدن به خانه من نباشد چون به خانه دیگرانی هم که به طور دائم در اور بودند(البته مذهبی بودند و نزدیک به مجاهدین) رفت و آمد نداشت؛ در این صورت هم رد کردن دعوت من و هم پذیرفتنش می توانست برای او پیش آمدی ناخوشایند باشد. اما یک روز خود او گفت که مایل است به خانه من بیاید من هم با خوشحالی از او دعوت کردم. بعد از آن هر سه چهار ماه یکبار از او دعوت می کردم شام به خانه من بیاید. این از موارد نادری بود که دکتر دو- سه ساعتی از آن فضای دائمی که در آن قرار داشت خارج می شد. بعد از نقل مکان دکتر به خانه یی که برایش گرفته بودند، روزی از من  دعوت کرد به خانه اش بروم. وقتی به خانه دکتر رفتم متوجه شدم کولری آنجا نیست. به دکتر گفتم کولر اتاق شما را اینحا نیاوردند؟ گفت پنکه هست. گفتم پنکه که کار کولر را نمی کند. بعد از انتقال محل اقامت دکتر به خانه یی که همان نزدیکی ها اجاره کرده بودند؛ کولر نصب شده در اتاق کار دکتر را برداشته بودند و من فکر می کردم آن را در خانه دکتر نصب کرده اند. اما در خانه دکترهم نبود و به خاطر همین من پرسیدم. بعدا یک روز متوجه شدم که آن کولر گازی در پشت بنگال مسئول اُور ( یکی زنان سازمان مجاهدین بود) نصب شده است. محل نصب بین دیواره انتهای بنگال و دیوار حیات خانه مجاور بود و جلوی چشم نبود. در هر حال اتاق کار دکتر باز هم بی کولر شد. اگر چه دیگر شبها در آنجا نمی ماند و به خانه یی که اجاره کرده بودند می رفت. این هم نمونه یی از رفتار مجاهدین در مورد دکتر که آن جمله  «قدرش را می دانستند»، توصیف مناسبی برای آن نمی تواند باشد، همچنان که دفن دکتر هزارخانی در گورستان روستای اورسورواز، با مستمسک این که «محل اقامت» او در آن روستا بود هم نشانه قدر شناسی و ارج گذاشتن به او نبود، زیرا نه دکتر در محل اقامتش با کسی رفت و آمد داشت نه کسی اور را می شناخت. این برای دور از دسترسی و مشکل کردن پیدا کردن مزار او و بازدید و ادای احترام دوستانش(یا دوستان سابق او) و ایرانیانی که گذرشان به فرانسه و پاریس می افتاد، صورت گرفته؛ هم چنان که این تحفه های دوران و بی همتا در خود محوربینی و تکّبر در بین جبّاران، مرضیه را هم به همین دلیل در آنجا دفن کردند؛ اما ابراهیم ذاکری را در گورستان پرلاشز پاریس دفن کردند که شخصیت های علمی و فرهنگی و هنری معروف متعددی در آنجا دفن شده اند. از ایرانیان صادق هدایت و دکتر غلامحسین ساعدی دوست دکتر هزارخانی در آنجا دفن شده اند و دکتر هر سال در سالگرد درگذشت ساعدی او سر مزارش می رفت. واقعا  در مورد دفن ذاکری در پرلاشز هیچ ارتباطی بین متوفی و آن گورستان نمی شود دید. جنبه اقتصادی قضیه هم حتما انگیزه یی اضافی برای دفن دکتر در آن روستا بوده، چرا که تفاوت قیمت قبر در اُور سورواز با پرلاشز تفاوت یک به ده (تا آنجا که من از اطلاعات موجود در اینترنت دستگیرم شد، در حال حاضر حدود هزار یورو در اور سور واز و ده هزار یورو در پرلاشز) است و برای کسانی که یک کولر گازی یا دستگاه تلویزیون خریدن برای دکتر هزارخانی را هزینه یی غیر لازم می دیدند که به آن نپرداخته بودند، حتما پرداخت چنین تفاوتی در قیمت قبر برای دکتر هزارخانی که دیگر درگذشته بود و حرفی در تایید و توجیه عملکرد رهبری مجاهدین از او نمی شنید، اصراف و خرجی بیهوده بود و نباید پرداخت می شد.ء      

آنچه یاد آوری شد؛ نشان دهنده آن است که قدر و منزلت  دکتر هزارخانی آنگونه که در جامعه شناخته می شد نه تنها توسط رهبری مجاهدین شناخته نشد، بلکه حتی با محدویت هم رو به رو بود و همانطور که یاد آور شدم روی آوردن دکتر به ترجمه کتاب با توجه به این که می دانست آن ترجمه ها تنها در محدوده روابطی که افراد با مجاهدین و با شورا دارند امکان توزیع دارد و قابل دسترس از طریق ناشر و اینترنت برای همگان نخواهد بود، تلاشی بود برای بیرون نگهداشتن سر خود از باتلاقی که در آن گیر کرده بود و زنده و فعال نگهداشتن آن روشنفکر برجسته و سرشناس ایران که با ترجمه های خود معرّف اندیشمندانی مثل آنتونیو گرامشی به اندیشه ورزان و کتابخوانان و اهل فرهنک ایران بود. در میان کارهای ترجمه دکتر هزارخانی، کسانی که با مسائل گرایشهای سیاسی در ایران آشنا هستند، تاثیر گذاری ترجمه کتاب «در دادگاه تاریخ» نوشته «روی مدودف» را روی گرایش چپ ایران را یاد آور شده اند.

                 *************************************

منابع ، مطالب مرتبط و توضیحات

------------------------------------

رفتگان کجا رفتند؟ یادداشتی در مورد نبودن واکنش در مورد درگذشت دکتر هزارخانی  

https://www.azadi-b.com/?p=20131   1-  

   2- کدام آرمان کدام آرمانگرایی 

https://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-32233.html

مقاله دکتر منوچهر هزارخانی :‌  مشکل استثنا با قاعده 

http://www.hambastegimeli.com/index.php?option=com_content&view=article&id=21861:2011-04-24-08-25-53&catid=11:2009-09-22-08-59-59&Itemid=15

به نظر می رسد این مقاله دکتر را گردانندگان تبلیغات مجاهدین از دسترس خارج کرده اند. این البته خیلی وقت نیست که اتفاق افتاده .

 

    3 - سخنان مهدی ابریشمچی با تلویزیون مجاهدین  در ستایش مزوّرانه از دکتر هزارخانی بعد از درگذشت اومجاهدین. 

https://pasargadcity.com/%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-%D9%87%D8%A7/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C/292-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85

4-  دکتر هزارخانی جان به لب رسیده، چراغی در سیاه چاله جبّار

https://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-111991.html

5 – بحث تلخ دیگری در مورد بیانیه تفصیلی شورا

 چرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم

https://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-53854.html

واکنش بلاهت بار رهبری مجاهدین به دو مطلب من در مظلومیت دکتر هزارخانی

https://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-112299.html

 

 

نمونه یی از توّهمات از سر خود محور بینی و خود بزرگ بینی بلاهت بار و فاجعه آفرین مسعود رجوی، با نتیجه یی که کاملا قابل پیش بینی بود.

من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر(13آبان 1388) آقای مسعود رجوی

https://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-17065.html

 

کلیپ جانها شیفته؛ که منعکس کننده مختصر و مفید هپروت و عظیم بودن خود محوربینی و خود شفیتگی و کارهای مسخره  و بیگانگی با مردم در رهبری مجاهدین است.

https://iradj-shokri.blogspot.com/2022/06/blog-post.html

******************************************* 

خواندن شرح کارنامه علی اصغر حاج سید جوادی و گستردگی طیف گرایشهای سیاسی امضا کننده تسلیت به بازماندگان او  به مناسبت درگذشتش، خود می تواند تصوری برای برآورد دامنه تاثیر منفی آن «عموجان فرومایه» گفتن مجاهدین به او روی افکار عمومی و بین مردم ایران را نسبت به مجاهدین و انقلاب ایدئولوژیک آنها در زمان وقوع حرمت شکنی مجاهدین به دست بدهد.

 بیانیه جمعی از فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در سوگِ علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی

 hajseidjavadi_sg.jpg

علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی، روشنفکر برجسته و نویسنده و روزنامه‌نگار آزاده و ترقی‌خواه در روز سه شنبه پنجم تیرماه ۱۳۹۷ برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۱۸ جهان ما را وانهاد.

علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی از جوانی وارد عرصه‌ی فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی شد و تا پایانِ زندگیِ شریفانه‌اش، مبارزِ خستگی‌ناپذیرِ راه آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی باقی ماند. در دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت از روز نخست از پشتیبانان دولت ملی و نهضت ملی‌ ایران به‌رهبری دکتر مصدق بود. در دوران دانشجویی‌اش از فعالان «اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه» و طرفدار دولت مصدق بود و در سال ۱۹۵۱ (۱۳۳۰) نشریه‌ی «اندیشه» را در پاریس منتشر کرد. در بازگشت به ایران از آغاز به «حزب زحمتکشان ملت ایران» پیوست و از گردانندگان اصلیِ روزنامه‌ی «شاهد» (حزب زحمتکشان ایران) بود و پس از انشعاب این حزب و جداشدن نیروی‌های طرفدار نهضت ملی از مظفر بقایی، سردبیریِ روزنامه‌ی «نیروی سوم» ارگانِ «حزب زحمتکشان ملت ایران – نیروی سوم» را به‌عهده داشت. همچنین از همکاران اصلیِ نشریه‌های «علم و زندگی» (نشریه‌ی متعلق به «نیروی سوم» به‌رهبری خلیل ملکی) و «اندیشه و هنر» بود. علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی تا پایان عمر راهِ عدالت‌جویانه و مستقلِ «خط سوم» و «چپ مستقل» ملکی را گرامی می‌داشت و به آرمان‌های ملی و ترقی‌خواهانه‌ی دکتر مصدق وفادار ماند.

علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی پس از کودتای ۲۸ مرداد تا زمان انقلاب هرگز مسئولیت دولتی نپذیرفت و با استقلال فکری و نگاهِ متعهدانه‌ی روشنفکری به فعالیت‌های خود در عرصه‌ی نویسندگی و روزنامه‌نگاری تحلیلی ادامه داد. چه در ستون ثابتی که در روزنامه‌ی کیهان (تا سال ۱۳۵۰) داشت و چه درمقام سردبیرِ «کیهان هفته» و چه در دیگر نوشته‌های خود با قلمی شیوا و جاندار و با نگاهی تحلیلی به شکافتن مشکلات و تنگناهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ایران می‌پرداخت. و در مقاله‌هایش در نشریه‌ی «نگین» دغدغه‌های میهن‌دوستانه و آرمان‌های بشردوستانه‌اش را در چارچوب نگاه و نهضت غیرمتعهدها، و خط سوم خلیل ملکی، دنبال می‌کرد. آنگاه که با فشار دستگاه حکومتی روبه‌رو می‌شد با نامِ مستعار «آگاه» می‌نوشت تا آنکه از سویِ حکومت شاه ممنوع‌القلم شد. سه مجموعه‌ مقاله‌ی «از اعماق»، «ارزیابی ارزش‌ها»، «بحران ارزش‌ها»‌ی علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی که پیش از انقلاب منتشر شد، از معتبرترین و اثرگذارترین نوشته‌های روشنفکران آن دوران ایران است. پیش از انقلاب در خبرنامه‌های «جنبش» (که به‌صورت زیراکسی منتشر می‌شد و انتشار نخستین شماره‌ی آن در ۲۰ اسفند ۱۳۵۶ است) نیز قلم زد و بعد از انقلاب در هفته‌ی نامه «جنبش» (نشریه‌ی «گروه سیاسی جنبش برای آزادی» که سردبیر آن اسلام کاظمیه بود) مقاله می‌نوشت تاآنکه در نیمه‌ی دوم سال ۱۳۵۹ به این دفتر حمله و اموال آن غارت شد و مجبور به زندگی مخفی و سپس ترک ایران گردید.
در پی سخنرانی شاه در مراسم ششم بهمن ۱۳۵۴ و پذیرشِ تلویحیِ وجود فساد در دستگاه اداری و لزوم مبارزه با آن و تشکیل کمیسیونی (متشکل از نخست‌وزیر و چند وزیر و رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی)، در ۲۷ بهمن ۱۳۵۴ علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی نامه‌ای سرگشاده در ۳۰ صفحه و به‌صورت دست‌نویس خطاب به نصرت‌الله معینیان، رئیس‌دفتر مخصوص شاه، با عنوان “فساد در دستگاه‌های دولت” نوشت. در این نامه افزون بر طرح مفصل و جامعِ موضوع فساد در دولت و حکومت و ریشه‌های آن، به اختناق سیاسی، شکنجه و… نیز پرداخته می‌شود (“شیوه‌های مهیب و وحشتناکی که در زندان‌ها و بازجویی‌ها و محاکمات سیاسی اعمال” می‌شود و “خشن ترین روش‌های پلیسی با هرگونه عقیده مخالف” به‌کار برده می‌شود). حاج‌سیدجوادی نخستین کسی بود که در آن وضعیت پُرمخاطره و در آن جوِ ارعاب و اختناق دست به چنین کاری زد. این نامه زمانی نوشته شد که هنوز نه‌ کوچک‌ترین نشانه‌ای از اعتراض‌های بزرگ مردمی وجود داشت و نه هیچ خبری از سیاست “حقوق بشر”ی کارتر درمیان بود. این نامه بازتاب بسیار گسترده‌ای چه در ایران و چه در خارج کشور داشت. در ۲۰ دی‌ماه ۱۳۵۵ علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی نامه‌ی دوم خود را در بیش از ۲۰۰ صفحه‌ی تایپ شده و باز از طریق معینیان، برای شاه فرستاد. این نامه، دادخواستی مستند و مستدل و مشروح علیه دیکتاتوری شاه و نتایج سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی آن در ایران است. حاج‌سیدجوادی از موضع مدافع قانون اساسیِ مشروطه و در همان خط دکتر مصدق (که شاه باید سلطنت کند و نه حکومت) شاه را مخاطب قرار می‌دهد و پیش از هر چیز به حدود و اختیارات شاه در قانون اساسی و تلقی محمدرضا شاه از منصب و اختیارات‌اش و مداخلات گسترده او در همه‌ی امور کشور از صدر تا ذیل می‌پردازد.
چهارده ماه پیش از انقلاب که “جمعیت دفاع از حقوق بشر و پیشبرد آن در ایران” در تهران تشکیل شد، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی یکی از اعضای مؤسس آن بود و به‌عنوانِ نایب‌رئیس این جمعیت انتخاب شد و در نامه‌ای که به تاریخ ۱۷ دسامبر ۱۹۷۷ (برابر با ۲۶ آذر ۱۳۵۶) خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد خبر تشکیل این جمعیت داده شد، یکی از دو نویسنده‌ی تنظیم‌کننده‌ی متن نامه بود.
علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی از امضاکنندگانِ «بیانیه دربارۀ کنگره نویسندگان» (اول اسفند ۱۳۴۶) و از بنیان‌گذارانِ «کانون نویسندگان ایران» (اول اردیبهشت ۱۳۴۷) بود و سهم مهمی در شکل‌گیری کانون نویسندگانِ دوره‌ی دوم (پیش از انقلاب بهمن ۵۷) داشت.
از سال ۱۳۳۰ که نشریه‌ی «اندیشه» را منتشر کرد تا آخرین روزهای زندگی، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی به‌مدت ۶۷ سال در عرصه‌ی مطبوعات و روزنامه‌نگاری تحلیل‌گر مسائل ایران و امور بین‌المللی (به‌خصوص مسائل خاورمیانه) بود.
با نمایان شدن طلیعه‌های انقلاب، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی با شور فراوان به استقبال آن رفت و مفتونِ شورانگیزِ حرکتِ میلیونی مردم شد و وعده‌های فریبکارانه‌ی آیت‌الله خمینی درخصوص حفظِ حرمتِ آزادی‌ها و دخالت نکردن ملایان در امرِ حکومت را راست پنداشت و در نوشته‌هایش همراهی‌‌هایی با آنان کرد اما، از آن گروه روشنفکرانی بود که خیلی سریع دریافتند به‌خطا رفته‌اند و واکنش مناسب نشان دادند. و این بار نیز، همان زبان جاندار و پرشور و تیز حاج‌سیدجوادی برای مقابله با حکومت‌گران تازه‌به‌قدرت‌رسیده در خدمتِ امرِ آزادی قرار گرفت. دو هفته بعد از انقلاب که موضوع مراسم ۱۴ اسفند در سرِ مزار دکتر مصدق مطرح شد و حامیان اسلام‌گرای آیت‌الله کاشانی به طرح روایتِ نادرست ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد دست یازیدند، مقاله‌ی «به تاریخ دروغ نگویید» را نوشت. دو ماه بعد از انقلاب، اردیبهشت ۵۸، که نمونه‌های فاشیسم مذهبی را به عیان دید، مقاله‌ی «صدای پای فاشیسم» را نوشت. این نوشته، سند افتخار روشنفکری ایران است. پس از حمله‌ی “دانشجویان مسلمان پیرو خط امام” به سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن دیپلمات‌های آمریکایی، مقاله‌ی «توپخانه‌ای که دروغ شلیک می‌کند» را نوشت. در مقابله با گنجاندن اصلِ ولایت‌فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مقاله‌ی «این معامله از اساس باطل است» را نوشت.
پس از اجبار به ترک ایران، علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی با همان صداقت و خیرخواهی و ایران‌دوستی به فعالیت‌های قلمی خود در شکل‌های گوناگون ادامه داد. مقاله‌های این دوره‌ی زندگی او در همکاری مداوم با نشریه‌ی «نگین» و دیگر نشریات برون مرزی، آیینه‌ی کارنامه‌ی پلشتِ جمهوری حکومت اسلامی است. در این دورانِ تبعیدِ ناخواسته نیز، همچون گذشته، هیچ‌گاه از پای ننشست و به مبارزه‌ی خستگی‌ناپذیر خود ادامه داد. و مانند همیشه قلم و قدم‌اش درخدمت آزادی و عدالت و سربلندی ایران و مردم ایران بود.
علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی به‌رغم همه‌ی مرارت‌ها و سختی‌های جان‌کاه که به جان خرید، به اصول انسانیِ خود وفادار ماند و زندگیِ شرافتمندانه‌اش گواه روشنی است بر شرف روشنفکری ایران که او نجیبانه از آن پاسداری می‌کرد.
یاد بیدارش همیشه با ماست.
همراه با صمیمانه‌ترین مراتب همدلی و همدردی با بانویِ بزرگوار کیان کاتوزیان (حاج‌سیدجوادی)، یار و همسر فداکارِ زنده‌یاد علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی، و فرزندان‌شان لیلا و نگار حاج‌سیدجوادی و سایر بستگان.

۱۱تیر ۱۳۹۷

هومن آذرکلاه، رسول آذرنوش، فرهاد آسور، مریم آسور، داریوش آشوری، مستوره احمدزاده، حمید احمدی، کمال ارس، جمشید اسدی، احمد اشرف، محمد اعظمی، بیژن افتخاری، کوروش افطسی، جواد اکبرین، رضا کرمی، بابک امیرخسروی، بهمن امینی، جلال ایجادی، کاظم ایزدی، فریدون بابائی‌خامنه، مهران براتی، مهدی برزین، بیژن برهمندی، علی بنو‌عزیزی، سهراب بهداد، حسن بهگر، مسعود بهنود، بهروز بیات، هوشنگ بیات، منصور بیات‌زاده، ناصر پاکدامن، بیژن پیرزاده، امیر پیشداد، پروین تاج، تقی تام، منیژه تام، نیره توحیدی، حمیدرضا جاودان، اقدس جاویدی، سیروس جاویدی، میهن جزنی، فرشید جمالی، محمدرضا جواهریان، اشرف حاج‌سیدجوادی، سروش حبیبی، فرنگیس حبیبی، علی حجت، حسن حجت، محسن حسام، فاطمه حقیقت‌جو، بیژن حکمت، نسیم خاکسار، مهدی خان‌بابا تهرانی، هادی خرسندی، اسماعیل خویی، مهرداد درویش‌پور، فرشته دوانلو، ریموند رخشانی، منوچهر رسا، بیژن رستگار، علی رضوی، محمود رفیع، پری رفیع، انوشه رفیع، فرهمند رکنی (اخوی)، احمد رناسی، سعید رهنما، فضل‌الله روحانی، ناصر زراعتی، مجید زربخش، ماندانا زندیان، ایران زندیه، فرانسواز ساعدلو، هوشمند ساعدلو، هایده سپه‌پور، سعید سنجابی، هوشنگ سیاح‌پور، اکبر سیف، اسد سیف، بیژن شاهمرادی، منصوره شجاعی، گلنار شفیعی، روحی شفیعی، شهلا شفیق، خدیجه شکیبائی کمره‌ای، حماد شیبانی، علی شیرازی، زهرا صداقت‌پور، علی‌اکبر صفائیان، جمال صفری، دارا عزیزی، فرزانه عظیمی، رضا علامه‌زاده، کاظم علمداری، همایون علیزاده، داود غلام‌آزاد، مسعود فتحی، فرهاد فرجاد، منصور فرهنگ، سیاوش قائنی، فرشته قریشی، شهرام قنبری، همایون کاتوزیان، فرشین کاظم‌نیا، محسن کدیور، کاظم کردوانی، بهزاد کریمی، اسفندیار کریمی، زریون کشاورز صدر، بهاره کشاورز صدر، مازیار کشاورز صدر، بهزاد کشاورزی، علی کشتگر، منیره کیان‌وش، علی گوشه، کریم لاهیجی، علی لیمونادی، حسن ماسالی، مهناز متین، علی متین‌دفتری، مریم متین‌دفتری، هدایت متین‌دفتری، مجید مجابی، نوش‌آذر مجللی، آذر محلوجیان، محمد مروج، نادر مزکی، بنفشه مسعودی، مهران مصطفوی، بهروز معظمی، ژیلا معظمی، شیوا معیری، عباس معیری، هایده مغیثی، مجتبی مفیدی، حسن مکارمی، ابراهیم مکی، محمد منتظری، ناصر مهاجر، علی‌اکبر مهدی، محمدعلی مهرآسا، مسعود مولازاده، باقر مؤمنی، زیبا میرحسینی، علی میرسپاسی، هوشنگ ناصری، حسن نایب‌هاشم، شیدا نبوی، علی ندیمی، فرهاد نعمانی، مسعود نقره‌کار، علیرضا نوری‌زاده، پرتو نوری‌علا، عطا هودشتیان، هرمز هوشمند، شیدان وثیق، نادر وهابی، محسن یلفانی، حسن یوسفی اشکوری.

--------------------------------------------------------------------- 

با پوزش از اشتباهات احتمالی تایپی.

 ۷ شهريور ۱۴۰۱ .پ- ۲۹ اوت ۲۰۲۲ 

 

منبع:پژواک ایران


ایرج شكری

فهرست مطالب ایرج شكری در سایت پژواک ایران 

*خیز برداشتن خمینی وار رضا پهلوی برای تصاحب انقلاب مردم ایران  [2023 Jan] 
*نبرد در «گذرگاه خونیِن اجتناب ناپذیر»* با مردم ُکشان، با انقلاب و پرچمداری دختران ایران  [2022 Dec] 
*زندگی قرنطینه ای در بین قدر ناشناسان و فضای دل آزار - دکتر هزارخانی چراغی در سیاه چاله جبّار(قسمت پایانی)  [2022 Aug] 
*واکنش بلاهت بار رهبری مجاهدین به دو مطلب من در مظلومیت دکتر هزارخانی   [2022 Jun] 
*دکتر هزارخانیِ جان برلب رسیده؛ چراغی در سیاه چاله جبّار(2) هفته نامه ایران زمین و بعضی مسائل  [2022 May] 
* دکتر منوچهر هزارخانی، چراغی در سیاه چاله جبّار (۱) و یک اتهام ناجوانمردنه به او  [2022 Apr] 
*افغانستان باغ میوه های تلخ برای آمریکا بعد از آن پیروزی شیرین ضد کمونیستی  [2021 Oct] 
* پیام مزوّرانه میرحسین موسوی در تقابل روشن با نه مردم به بقای جمهوری اسلامی است  [2021 Jun] 
*جمهوری خواهی رضا پهلوی، حرکتی درست با تاخیر بسیار طولانی   [2021 Mar] 
*هلاکت سلیمانی تنبیه «خیرالماکرین» برای خامنه ای و تنبیه «صاحب ذوالفقار» برای سلیمانی بود   [2021 Feb] 
*خامنه ای و پاسداران ضد ایرانی اش، خوار تر از خمینی در جنگ با صدام، بازنده کشمکش با آمریکا خواهند بود  [2021 Jan] 
*قاطعیت و اقتدار تنها انتخاب برای نخست وزیر عراق در برابر رژیم شرور آخوندی است  [2020 Aug] 
*نگرانی مقامات از شرایط انفجاری جامعه، ولایتمداران بیشعور و عناصر مفلوک  [2020 Jul] 
*گربه مرتضی علی، «واقعه عجبب» و «دیدار با پادشاه قدرتمند» و پایان خراب داستان   [2020 Apr] 
* ظلم رژیم شاه و نامه همسر یک تیرباران شده در اسفند ماه 65 سال پیش   [2020 Mar] 
*ترامپ قمار باز برنده، سپاه مردم ستیز مفتضح، خامنه ای درعربده قدرت اما در اضطراب   [2020 Feb] 
*سوالی که باید از شاهزاده ترکی الفیصل در مورد «مرحوم» شدن یا نشدن مسعود رجوی پرسید  [2020 Jan] 
*رژیم در محاصره بین المللی در باتلاق خود ساخته، دود شدن اهداف «برون مرزی» خامنه ای، مردمی که بپا می خیزند  [2019 Dec] 
*علی ربیعی و بیان حقیقتی در میان سفسطه کردن ها و اوضاع کنونی  [2019 Nov] 
*پیامهای بارانی که مانع جشن چهارم آبان شد و پریدن گاو نر به صندوق کمیته امداد خمینی و چند یادآوری  [2019 Nov] 
*کارنامه سیاه مردم ستیزی آخوندها در ایران و رویداد مبارک رقص دختران در کربلا   [2019 Aug] 
*خرتو خری رژیم، تزویر رهبر و وقاحت ظریف ‏  [2019 Aug] 
*سرچشمه خشونت گرایی رژیم و تنش در روابط خارجی آن و هشداری به رئیس جمهوری آمریکا  [2019 Jul] 
*«شیطان بزرگ» در راه «آدم کردن» رژیم سیّد روح الله الموسو‌ی‌الخمینی  [2019 Apr] 
*اعطای نشان به سلیمانی به خاطر کشاندن بشار اسد به دیدار با خامنه ای   [2019 Mar] 
*محسن رضایی می خواست «ماله بکشد» اما به سراپایش گند زده شد  [2019 Jan] 
*تلاش فرومایگان جنایتکار برای پنهان کردن نقشها و آثار و نشانه های جرم  [2018 Nov] 
*سیّد محمد خاتمی ملت را با تواضع خود شرمنده فرمودند   [2018 Aug] 
*در اسپانیا استخوانهای فرانکو از گور بیرون کشیده خواهد شد  [2018 Jul] 
*احتمال دروغگویی و «لاف و گزاف» در ادعاهای پاسدار حاجی زاده  [2018 Jul] 
* ادعای نفوذ به مراکز کنترل فرماندهی ارتش آمریکا با ارائه ویدئو توسط پاسدار حاجی زاده   [2018 Jul] 
*مُردم اندر حسرت فهم درست ‏  [2018 May] 
*بهاری با افق تیره و توفانی برای رژیم، برای سالی که برای مردم نکو خواهد بود   [2018 Mar] 
*بی ارزشی ارزشهای مقدس رژیم، در آیینه انزجار مردم از تلاش رژیم برای مرعوب کردن لیلا حاتمی  [2018 Mar] 
*جنایت های داعشی رژیم شیعه در ایران سالها قبل از پیدایش داعش سنی در عراق  [2018 Mar] 
*رفراندم روحانی، خر داغ کردن است، جز براندازی راهی نیست  [2018 Feb] 
*هشتگ های سیا و موساد و سعودی هدایتگر مردم برای «در آوردن خشتک»* نظام ولایت فقیه!  [2018 Jan] 
*زرنگی ابلهانه قاسم سلیمانی و سپاه برای رفع سوزش ناشی از سفر اسد به مسکو و ستایشی که از روسها کرد  [2017 Nov] 
*ارتشی ها و مشکوک بودن سقوط هواپیمای حامل فرماندهان ارتش در مهرماه ۱۳۶۰  [2017 Oct] 
* تودهنی مردم به متشرّعان مستبد ضد ایرانی و منزلت شجریان در نزد مردم  [2017 Sep] 
*‎ ‎روحانی و سپاه و جناح هار، و ناتوانی او در حل یک مساله ساده بی خرج   [2017 Aug] 
*متوقف و له کردن یک خودرو انفجاری داعش با تانک توسط ارتش مصر در شمال سینا  [2017 Jul] 
*سرازیر شدن خشم سپاه و رهبر به سوی روحانی، آینده نا روشن او و سایه جنگ   [2017 Jun] 
*حقه بازی آخوند موسوی خوئینیها و وصل کردن خامنه ای به «عالم غیب»‏   [2017 Jun] 
*انتخاباتی با بازندگان بزرگ و تصاویر ماندگار یک دیدار و سالهای سربی برای روحانی  [2017 May] 
*دیدار پُر برکت امیر تتلو با رئیسی  [2017 May] 
*طلبکاری در دو پیام پاسدار باقری «رئیس ستاد کل نیروهای مسلح»، و تودهنی به آن در رویدادها   [2017 May] 
*استفاده از سینما توسط فرومایگان برای توجیه جنایات رژیم در دهه ۶۰  [2017 Apr] 
*‏«گلاب زدن» گردانندگان رژیم به یاد و نام خمینی   [2017 Mar] 
*تعیین تکلیف برای همه مسئولان نظام از سوی پاسدار جعفری فرمانده کل سپاه، رزمایش کودتا  [2017 Mar] 
*وقتی مردی به زنش، بگوید «دوستت دارم» چه اشکالی دارد؟  [2017 Mar] 
*اسکار فرهادی، جلوه یی از مفهوم «ایرانیان» برای جهانیان و تلاش مذبوحانه محافل و ‏مقامات رژیم برای مصادره «اسلامی» آن   [2017 Mar] 
*اولین مصاجبه خمینی با خیرنگاران ایرانی در پاریس آیینه تکبّر و استبداد و افکار ارتجاعی او  [2017 Feb] 
* پاسخ فرمانده نیروی دریایی در مورد جابجایی ناگهانی جانشین خود و ابهامی که باقی می ماند  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی، له شده زیر توهین و تحقیر، اندوهگین و اشگ ریز، دق مرگ شد  [2017 Jan] 
*مقاله یی که سبب رهبر شدن خمینی شد   [2017 Jan] 
*خواندن ترانه «جان جهان» شجریان توسط دانش آموزان دبستان دخترانه یی در مشهد  [2016 Dec] 
*شهروندان قبرخواب، انتقاد کارگردان سینما، اشک تمساح روضه خوان زرنگ   [2016 Dec] 
*رژیم در حال غرق شدن در گند خودش، پاسدار صفوی غرق در هپروت تشکیل دولت جهانی اسلام ‏به مرکزیت رژیم  [2016 Dec] 
*شاه مرغوب،بهترین دیکتاتور و عطر و گلابش و مفهوم تجمع پاسارگاد ‏  [2016 Nov] 
*زوزه های آیت الله علم الهدی علیه زنان ۳۰ سال بعد از عربده رفسنجانی  [2016 Oct] 
*پرت و پلاها و روده درازیهای قاسم سلیمانی و دیگران در سالگرد جنگ و گذشتن از کنار مصائب مردم  [2016 Oct] 
*مساله حجاب در قرآن و علت پیدایش آن و حجاب اجباری مجاهدین برای آتنا فرقدانی  [2016 Aug] 
*بابت «اطلاع رسانی»، از وزارت دفاع روسیه «کمال تشکر را داریم»‏  [2016 Aug] 
*28 مرداد و بعد از آن و آینده ای که در راه است  [2016 Aug] 
*واکنش ارتش به اهانت حسن عباسی، اهانت اوباش انصارحزب الله به هنرمندان، «فضل» جوادی عاملی و حکایتی از عبید زاکانی   [2016 Aug] 
*عباس کیارستمی سینماگری که با رژیم «غیرخودی» و با مردم «خودی» بود و جهانی شد  [2016 Jul] 
*دست باز نیروی انتظامی رژیم در رفتار خشونت آمیز و شلیک و کشتن   [2016 Jul] 
*شگفتی آفرینی پاسدار سلیمانی با صدور بیانیه تهدید آمیز علیه بحرین، جلوه دیگری از خر تو خربودن اوضاع رژیم  [2016 Jun] 
*بلاهت آریامهری خامنه ای در تشدید سرکوب و اختناق برای حفظ رژیم  [2016 Jun] 
*برکناری پدر ترانه علیدوستی از سرمربیگری فوتبال نوجوانان  [2016 Jun] 
*حاشیه های ایرانی شصت و نهمین فستیوال کن  [2016 May] 
*بازهم اعترافی در مورد گریز مردم از دین و مسجد دولتی  [2016 Apr] 
* سالگرد فاجعه ۱۹ فروردین ۹۰ و شیپورچی های رهبری مجاهدین   [2016 Apr] 
*سپاه پاسداران آفریننده مصیبت وعامل جنایت علیه مردم است و نه سپر بلای آنها   [2016 Mar] 
*تعظیم «اسلام» در برابر شکوه ایران و ضربه و تلخی های انتخابات برای ولایتمداران  [2016 Mar] 
*شرکت در انتخابات، تایید رژیم ولایت فقیه و دادن اعتبار به آن برای سرکوبگری است  [2016 Feb] 
*آثار اداره «خرتوخری» امور در نیروی زمینی ارتش و افشا شدن یک دروغ دیگر پاسدار فدوی  [2016 Feb] 
*صراحت و جرأت یا ترس و خیانت رئیس جمهور حقوقدان  [2016 Feb] 
*نفرت مردم نسبت به نظام ولایت فقیه، در رنجهای علیرضا افتخاری  [2016 Jan] 
*یک آفرین به پاسدار فدوی برای «بزرگواری انسان دوستانه» نسبت به آمریکا و یک «صدا تو ببر » بیشرم، بخاطر ادعای رئوف بودن  [2016 Jan] 
*رویداد بازداشت تفگنداران، دو قایق نیروی دریایی آمریکا وخالی بندی، پنهانکاری و خودبزرگ بینی های ابلهانه فرماندهان سپاه   [2016 Jan] 
*سخنان خمینی در مورد واجب بودن تهمت زدن به علما و فقهایی که «لطمه می زنند به اسلام» و دادن حکم برداشتن عمامه آنان به جوانان  [2016 Jan] 
*استریپ تیز فرمانده قرارگاه پدافند هویی خاتم الانبیاء  [2016 Jan] 
* تنش شدید در روابط رژیم با عربستان سعودی در پی اعدام شیخ باقرالنمر  [2016 Jan] 
*پرت و پلاها های پر حرارت عقیدتی فرمانده متحجر سپاه  [2015 Dec] 
* اظهارات بی اجازه محسن رضایی و دریافت تو دهنی از ولایتی  [2015 Dec] 
*کاری درست در برابر رژیم ضد ایرانی و آخوندیسم و ماتم پرستی، اما با شعاری نا مناسب   [2015 Nov] 
*پیشنهاد فیکسیونی به رئیس جمهور آمریکا، برای آرام کردن تند روها  [2015 Oct] 
*چرندیاتی از «فرهنگ عاشورایی» و تراکم حیرت انگیز نادانی در راویان  [2015 Oct] 
*پاسدار جعفری و ادعاهای بی ربط اش و تلاش برای محو آثار خالی بندی و غلط زیادی  [2015 Oct] 
*عجله رژیم در اعلام مرگ سفیر سابق، انتقاد برادر سفیرسابق، حساسیتها به مساله ربوده شدن او  [2015 Oct] 
*حادثه ناگوار حج، فرصت طلبی رژیم برای معجزه سازی توسط «شهید» و نکته ها  [2015 Sep] 
*حرفهای خامنه ای در جمع فرماندهان سپاه، «نقشه راه» برای همه  [2015 Sep] 
*سوالی که مسلمانان باید از خود بکنند: آیا چنین خدایی را می شود دوست داشت؟  [2015 Sep] 
*بازی تازه خامنه ای و خوابی که سپاه پاسداران برای فردای مردم دیده: ایست بازرسی  [2015 Sep] 
*شخصیت حقوقی پایدار دولتها و پیگیری حقوقی جنایت 10 شهریور 92  [2015 Sep] 
*تایید برجام توسط خامنه ای، برد و پیروزی برای دولتیان، عزا برای نعّاران حفظ خط قرمز رهبر   [2015 Aug] 
*عبور از گذرگاه خونین اجتناب ناپذیر است، چون فرماندهان جنایتکار سپاه قدرت مطلق می خواهند  [2015 Aug] 
*کباده کشی ظریف، نسیه خوری روحانی، ماتم شریعتمداری، روزگار تلخ و سیاه ولی فقیه سیدعلی  [2015 Aug] 
*جنازه های با طراوت و نشاط و بادوام  [2015 Aug] 
*همدستی رئیس مجلس با دولت برای کنار گذاشتن مجلس از بحث بر سر توافق تسلیم در مساله اتمی   [2015 Aug] 
*ستایشگر سپاه قدس، حالا با ستایش از خامنه ای ، تلاش می کند آبروی رفته را به او باز گرداند.   [2015 Jul] 
*وضع مبهم پاسدارای که دستور برداشتن مجسمه آریوبرزن را داده بود  [2015 Jul] 
*ریخت و پاشهای اسلام گسترانه رژیم و تودهنی مردم به رژیم با شکستن هنجارهای تحمیلی  [2015 Jul] 
*چگونگی برقراری دوباره تحریم ها، به شرحی که سوزان رایس داده است.  [2015 Jul] 
*قلّاده بر گردن رژیم درنده خو، بر مردم ایران مبارک باد  [2015 Jul] 
*کاسبی و بهره برداری خامنه ای از جنازه گردانی  [2015 Jun] 
*مکتب فاجعه آفرین خود محوربینی لبریز از بلاهت فرماندهان سپاه و دست اندر کاران رژیم و ضربه ای که در راه است   [2015 Jun] 
*تصادفی طاغوتی، در رژیم لاهوتی  [2015 May] 
*ایسنا آیت الله صافی را بالا برد، اما خامنه ای در سفر به قم به او اعتنا نکرد  [2015 Apr] 
*آیا آمریکا همان بازی را با رژیم می خواهد بکند که با مجاهدین کرد؟  [2015 Apr] 
*پوزه بند رهبر برای منتقدان و پذیرش افسار خوردن نظام   [2015 Apr] 
* آنجا که اسلام و مسلمانی سعدی، انسانیت او را می بلعد  [2015 Mar] 
*درنده خویی مذهبی در افغانستان و اقدام چشمگیر زنان علیه آن  [2015 Mar] 
*اندوه ناشی از فقر و فشار اقتصادی کم نیست، عزاداری در نوروز را هم تحمیل می کنند.   [2015 Mar] 
*پاسداران زیاده طلب و بی اعتنایی به رهبر و سلسله مراتب  [2015 Mar] 
*مطهری مورد یورش قرار گرفت، اما گند به سر روی نیروی انتظامی منفعل، زده شد  [2015 Mar] 
*ضربه خرس طلایی به خرناس کشهای نظام ولایی و حرفهایی از جعفر پناهی  [2015 Feb] 
*از سکه افتادن سرداران اسلام و ارزش شهادت در رژیم خر تو خری  [2015 Jan] 
*روح روح الله خمینی در کشتار پاریس ظاهر شد  [2015 Jan] 
*تلاش فرمانده سپاه برای «جاخالی دادن» در برابر کنایه روحانی  [2014 Dec] 
*عکس طناز طباطبایی به اشتباه به جای عکس ریحانه حباری در لحظات قبل از اعدام معرفی می شود  [2014 Nov] 
*ایراندختی که از یاد نخواهد رفت  [2014 Nov] 
*اولین عملیات جنگی گرانترین هواپیمای جت جنگی علیه اسلامگرایان  [2014 Sep] 
*بیانیه سالگرد تاسیس شورا و نکاتی مربوط به رجزخوانی های مسعود رجوی و پیامدهای آن  [2014 Sep] 
*فاجعه بار بودن آموزش موسیقی در مهد کودکها از نظر مدیر حوزه های علمیه  [2014 Aug] 
*ادعای پوچ وزارت اطلاعات در مورد رهایی قهرمان شمشیربازی  [2014 Aug] 
*فرصت طلبی رژیم منحوس برای مصادره مراسم تشییع جنازه شاعری بزرگ  [2014 Aug] 
*جنایات بدون مکافات، غزه پیش آدم سوزی ژاپن چیزی نیست   [2014 Aug] 
*خودنمایی های روز قدسی سرداران سپاه و آیینه خر تو خری رژیم  [2014 Jul] 
*سقوط و فساد سیاسی رهبری مجاهدین در آیینه تحریف اخبار سوریه  [2014 Jul] 
*یادداشتی در مورد علت حمله وزارت خارجه فرانسه به مجاهدین  [2014 Jul] 
*خنجر و خیانت و چند نکته برای یاد آوری در سخنرانی مهرتابان  [2014 Jul] 
* مسعود رجوی، حمایت از داعش در عراق، رقت انگیز، و در «آخر» خط   [2014 Jun] 
*یک رویداد فرهنگی – هنری برای لرزندان استخوانهای خمینی درگور  [2014 Jun] 
*شکست رژیم در جذب فرهنگی مردم و در جایگزین کردن اسلام به جای ایران  [2014 Jun] 
*پاسخ های کوبنده کیومرث پور احمد در مورد عربده کشیهایی که علیه لیلا حاتمی راه افتاد   [2014 Jun] 
*شرمندگی لیلا حاتمی از عربده مسلمانان شرور ، لیلا عذر خواهی نکرده  [2014 May] 
*تکذیب ادعایی در چرند بافی شلغمکارانه   [2014 May] 
*بی تدبیری دولت تدبیر و تدبیر ظریف یک پاسدار  [2014 Apr] 
*گزارشی تلویزیونی در مورد «ازدواج موقت» در ایران  [2014 Apr] 
*مستندی در مورد چگونگی کشتار کمونیستها در اندونزی  [2014 Mar] 
*خودت فکر کن کی و کجا روحت را به شیطان فروختی  [2014 Feb] 
*بحران روحی مسعود رجوی و برخورد مناسب با آن  [2014 Feb] 
*پیت سیگر ترانه خوان عدالت و آزادی و محبت، درگذشت  [2014 Jan] 
*ممنوعیت برگزاری جلسه کانون نویسندگان، ننگ و خفت برای آخوند روحانی  [2014 Jan] 
*بعد از نزدیک سی سال دهنکجی و قلدرمنشی دیدن، تودهنی زدن حق است  [2014 Jan] 
*چماق و چاقو و اوباش گری حل کننده مشکل منتطق ضعیف مریدان خمینی  [2014 Jan] 
*حاصل مکتب رجوی، فضولات انباشته بر ذهن و جاری برزبان مریدان  [2014 Jan] 
*نپذیرفتن اشتباه و عزم راسخ مسعود رجوی در به کشتن دادن مجاهدین تا آخرین نفر  [2014 Jan] 
*پاسخی به اوباش «ترانه خوان گروه هنری ارتش آزادیبخش و سیمای آزادی» مسعود و مریم رجوی  [2014 Jan] 
*تبریک به عمه «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» و به عمه «رهبر مقاومت»  [2013 Dec] 
*... ترانه ای بر روی حکایتی از دفتر پنجم مثنوی – شهید راه  [2013 Nov] 
*اهانت محمد علی شیخی به مرضیه در جلسه یی با حضور مهدی ابریشمچی در مورد اهانت به مرضیه [2013 Nov] 
*نکته یی برای یاد آوری –2  [2013 Oct] 
*سالگرد در گذشت مرضیه، و آنچه باید گفته می شد و نشد  [2013 Oct] 
*نکته یی برای یاد آوری  [2013 Oct] 
*واقعیت گریزی و خودمحور بینی رهبری، زمینه ساز کشتار مجاهدین در اشرف   [2013 Oct] 
*آیا زمان افسار زدن به سپاه پاسداران فرا رسیده است؟  [2013 Sep] 
*خدا در کنار جلّادان در اشرف و شادی و شعف از پاسداران از شقاوت  [2013 Sep] 
*شباهت ها با روش آمریکایی و اصولگرایان رژیم، در کار رهبری مجاهدین و ضرورت انتقاد از خود   [2013 Sep] 
*تغییر رویکرد به مفتریان بعد از بیانیه تفصیلی  [2013 Aug] 
*یادداشتی بر انتقاد اسماعیل وفا یغمایی  [2013 Aug] 
*تاریخسازی مسخره  [2013 Aug] 
*آیا فروغ جاویدان با تاکتیک دیگری می توانست پیروز شود؟  [2013 Jul] 
*کالبد شکافی یک فاجعه: بهای سنگینی که مجاهدین برای خواست رهبری می پردازند  [2013 Jul] 
*بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا  [2013 Jul] 
*نقش رژیم و تعصب مذهبی – ناموسی، در جنایات فجیع علیه زنان  [2013 Jul] 
*سپاه خامنه ای را «آیت الله عظمی» کرد و جای «شاهنشاه آریامهر» نشاند  [2013 Jul] 
*تایید و بهره برداری بیانیه تفصیلی شورا، از مقاله توطئه گرانه مهدی سامع   [2013 Jul] 
*بیانیه تفصیلی «شورای ملی مقاومت» و تحریفات مربوط به اخراج خودسرانه من  تحریفات 5 صفحه دبیرخانه و پاسخ 21 صفحه ای من [2013 Jul] 
*اگر آدم حرفی زد و بعد حاشا کرد چه معنی می دهد درآمدِی بر بحث «تلخ» و تفصیلی در مورد «بیانیه تفصیلی شورای ملی مقاومت» [2013 Jul] 
*روحانی حلقه اتصال در بالا و با کلیدی برای گشودن دری در بن بست  [2013 Jul] 
*بیانیه تفصیلی شورا، و یاد آوری «علی الحساب» من  [2013 Jul] 
*دلیل نامربوط بودن ارتباط حمله موشکی به لیبرتی با استعفای روحانی وقصیم، در سخنان مریم رجوی  [2013 Jun] 
*نکاتی برای یاد آوری و توجه در پیام اخیر آقای رجوی و آن بمب ساعتی  [2013 Jun] 
*اولین نتیجه گیری ها از پایان یافتن نمایش انتخاباتی و پیام ها  [2013 Jun] 
*یک تقلب برای منحرف کردن افکار عمومی از یک اقدام بیشرمانه شورا  [2013 Jun] 
*موقعیت جدید کاندیداها و تغییر درصد احتمال پیروزی آنها  [2013 Jun] 
*آلت دست رهبری مجاهدین و شریک پرونده سازی های بیشرمانه برای ترورشخصیت توسط آنها نشوید  [2013 Jun] 
*نکات مهم در استعفا نامه دو عضو با سابقه شورا  [2013 Jun] 
*از کجا به اینجا رسیدیم  [2013 Jun] 
*ضرورت همبستگی و اعتراض در برابر قلدرمنشی و نسق گیری رهبری مجاهدین  [2013 Jun] 
*با رد صلاحیت رفسنجانی، به احتمال زیاد،چماقدار سابقه دار رئیس جمهور آینده است  [2013 May] 
*اعتراف ریشهری به مسخره بودن آخوندها در نظرمردم در ایرانِ قبل از انقلاب  [2013 May] 
*اعتراف قالیباف به چماقداری از زمان «دارو دسته شهید بهشتی»  [2013 May] 
*انتقادهایی از حضرت «سر»:ارزیابیهایی غلط،خشم و توّهم و حرفهای بی پشتوانه  [2013 May] 
*مجاهدین در تله، اشک تمساح ریختن آمریکائیها و جان کری   [2013 Apr] 
*تکبرّ بلاهت آور و بلاهت ویرانگر  [2013 Apr] 
*اضطرار احمد توکلی و قدرت اجتماعی اقشار ضد مقام رهبری  [2013 Mar] 
*افزایش دین گریزی و بی خاصیتی هزینه های کلان نماز خوان پروری  [2013 Mar] 
*ادعای بی ربط لابی کردن برای اسکار، دریافت تودهنی سنگین  [2013 Feb] 
* تکثیر روح و منش مادر طریق الاسلام  [2013 Feb] 
*ادعاهای نامربوط فرمانده سپاه در مورد جنگ ایران و عراق پاسداران  [2013 Feb] 
* روی دیگر سکه قلنبه گوئیهای ابلهانه پاسدار سلامی و هلهله ها و عربده های 9 دی  [2012 Dec] 
*مسئولیت فراموش شده در مصاحبه بنی صدر  [2012 Dec] 
*اشکهای عزاداری محرّم، حیات بخش انگلها  [2012 Nov] 
*ادعایی بی ربط در سالگرد مرگ «تام جی اندرسون»  [2012 Nov] 
*افتخارات گندیده در رژیم گندیده  [2012 Nov] 
*زهر فرار حزب اللهی به اسرائیل و حرام شدن شیرینی پهباد پرانی  [2012 Oct] 
*روزهای تلخ و سیاه رفسنجانی، مرد قدرتمند دسته اشرار  [2012 Oct] 
* بحثهایی«علمی» که اپوزیسیون توجهی به آنها و اثرات آن در جامعه نمی کند  [2012 Sep] 
*پایان اجلاس غیر متعهدها، حاشیه ها و مشکل بقای رژیم  [2012 Sep] 
*هدیه مدال المپیک به مادر برای حفظ آن از مصادره شدن  [2012 Aug] 
*اعتراف آخوند علی اکبر محتشمی به انزجار مردم از روحانیت   [2012 Jul] 
*اگر وزیر اطلاعات دروغ نگفته باشد، از این خوشتر نباشد  [2012 Jun] 
*عربده و ارعاب ناتوان از مهار جامعه پویای ایران  [2012 Jun] 
*آن خشم و خروش به خاطر دست دان عادی و این ماستمالی کردن «دستمالی» زیرآبی  [2012 Apr] 
*مقدس های تاریک اندیش و خود محوربینان، بیگانه با مردم   [2012 Mar] 
*احترام بی مورد به «مقام امنیتی» و بی تقاوتی به یک بی شرم   [2012 Mar] 
*دیپلماسی گوساله ها و مصادره پیشاپیش اسکار توسط وزارت ارشاد  [2012 Jan] 
* نمایش خشم و عصیان، با نشان دادن پستان عریان   [2012 Jan] 
*خشم و درماندگی مالکی، علت محاسبه تعویق ضرب الاجل بستن اشرف از نوامبر  [2011 Dec] 
* تعویق تاریخ تعطیل کردن کمپ اشرف،آغازی برای حل مسالمت آمیز مساله   [2011 Dec] 
*مشت محکم روزگار بر پوزه پاسدار توّاب ساز   [2011 Dec] 
* آمادگی به کشتن دادن میلیونها نفر ویژگی دین و مذهب پاسدار سلیمانی  [2011 Nov] 
*جنازه یی در راه سفارت آمریکا در امارات متحده عربی   [2011 Nov] 
*نقدی بر مقاله «میرحسین موسوی نخست وزیر آینده؟»  [2011 Nov] 
*تمجید از نیروی قدس سپاه، تحریف حقیقت و خدمت به رژیم  [2011 Oct] 
*کشف طرح تروریستی رژیم در آمریکا، « امداد غیبی» برای مجاهدین  [2011 Oct] 
*پناهجو شدن اشرفیها خبری خوب اما با کاستی ها و ابهامات  [2011 Sep] 
*بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه  [2011 Sep] 
*اختلاف در ارزیاببها و رشد افقی شجره طیبه  [2011 Sep] 
*شهیدان 19 فروردین اشرف دفن شدند، سوالها و حرفهایی که می ماند  [2011 Sep] 
*درگذشت مجاهدی سخت کوش و صمیمی و تصویری از آینده   [2011 Aug] 
*غوغا و دروغ و بیشرمی منفور   [2011 Aug] 
*با یک تیر چند نشان زدن خاتمی در تقدیر از آمنه بهرامی  [2011 Aug] 
*سخنان دبیرکل سازمان ملل روزنهً امیدی بر حل مساله اشرف   [2011 Jul] 
*در ضرورت توضیح واضحات  [2011 Jul] 
* چالشها و نمایشها در بستر شمارش معکوس برای تعیین تکلیف قطعی اشرف  [2011 Jun] 
* نگاهی به فیلم جدایی نادر از سیمین   [2011 Jun] 
*رژیم در سالگرد مرگ خمینی  [2011 Jun] 
*اعتراف ناخواسته دکتر قصیم در تلویزیون بی بی سی  [2011 May] 
*اعتراض من به قلدرمنشی بود  [2011 May] 
*شانتاژ، برچسب زدن، پرونده سازی، ارعاب و گرایش حذف منتقدان، یعنی همین  [2011 May] 
*کدام آرمان، کدام آرمان گرایی؟   [2011 Apr] 
*بیا بیا گفتن روش امام حسین نبود  [2011 Apr] 
*خواست انتقال از عراق باید در صدر خواستهای خانم رجوی قرار بگیرد  [2011 Apr] 
*رضا پهلوی، توّهم و توهین به شعور مردم  [2011 Mar] 
*آنچه برای آیت الله های مرتجع مهم است  [2011 Mar] 
*مفهوم ارزیابی ها و نتیجه گیری های فرماندهان سپاه در آینه عملکرد رژیم   [2011 Mar] 
*تشریفات محمد رضا شاهی و تشریفات ولایی و حزب اللهی و سبزاللهی  [2011 Mar] 
* عبور کشتی جنگی سید علی از کانال سوئز و تأملی در روش مسالمت آمیز مبارزه   [2011 Mar] 
*هاشمی غیرتت کو، فائزه عفتت کو، و پرونده سازیها  [2011 Feb] 
*راهپیمایی 25 بهمن، حاشیه ها، پیامدها  [2011 Feb] 
*جشنواره فجر مثل داروخانه یی شد که نفت می فروشد  [2011 Feb] 
*اپوزیسیون نباید از موسوی و کروبی دنباله روی کند  [2011 Feb] 
*بینش مهمل و حرفهای مهمل خمینیستها  [2011 Feb] 
*خامنه ای یک متهم به شرکت در ترور حریری رابه درجه سرلشکری ارتقاء داد   [2011 Jan] 
*شروری در صف اوپوزیسیون  [2011 Jan] 
*زین العابدین دیکتاتور تونس، ذلیل شد  [2011 Jan] 
*جنایات بی قتل واندوه انباشته در آنسوی خبرها  [2011 Jan] 
*جنگ روانی - جاسوسی اسرائیل و رژیم   [2011 Jan] 
*افشاگری و ابرازنفرت ایرانیان به رژیم، واکنش مناسب به فرصت طلبی وزارت اطلاعات   [2010 Dec] 
*سکوت در برابر ظلم بزرگ به جعفر پناهی، سرافکندگی برای اهالی سینما خواهد بود  [2010 Dec] 
*مسخرگی آخوندی، جنایات خدایی  [2010 Dec] 
*مسخره گی های عاشورایی و ستایش و ترویج خشونت در رژیم آخوندی  [2010 Dec] 
*رویارویی جنایتکارانه مذهبی سلفی- شیعه در ایران را باید محکوم کرد   [2010 Dec] 
*قدرت نمایی بلاهت بار احمدی نژاد، ضربه یی به نظام ولایی  [2010 Dec] 
*بساط ارتجاعی مرجعیت و آخوندیسم را باید در ایران جمع کرد  [2010 Dec] 
*جبّاریت رژیم علیه اهل سنت ، زمینه ساز ورود القاعده به ایران است  [2010 Dec] 
*لرزه های اضطراب، در نعره های اقتدار  [2010 Dec] 
* شاید مجید شریف پیش ما بود اگر اینترنت مثل امروز بود  [2010 Nov] 
*اجیر کردن عامل برای قتل فرزند، دستارود تعلیمات آخوندی و احکام شرعی  [2010 Nov] 
*آخوند مسخره از اخوان مسخره  [2010 Nov] 
*حکمت مستراحی و شخصیتهای مستراحی  [2010 Nov] 
*جنایت و رذالت از یک منشأ به بهانه های متفاوت  [2010 Oct] 
*مراسم عقد در سرقبر، تجلی مرده خوری آخوندهای مردم ستیز  [2010 Oct] 
*انفجار در پادگان سپاه، در آستانه سفر حاج محمود به لبنان  [2010 Oct] 
*ادعاهای متناقض، شاهدی بر پوچی ادعای پیروزمندانه بودن پایان جنگ  [2010 Oct] 
*اهانت به قرآن، غوغای بوزینگان و عربده فرومایگان در ایران  [2010 Sep] 
*صف آرایی در برابر رهبر: جبهه هواداران رئیس دفتر  [2010 Sep] 
*اتهام زنی و «گند زنی» بین جناح‌های متخاصم: کشتن خواهر پاسدار مشفق در جاده مشهد و...  [2010 Sep] 
*آغاز به کار «مشا نیوز» و اتهام «پوتینیسم» به حاج محمود  [2010 Aug] 
*جلوه یی از هویت و هنر مردم: گفتگوی عاشقانه به زبان آذری و به شعر  [2010 Aug] 
*شیطنت های خلاف اسلام با اجرای «نیمه رپ» به لهجه اصفهانی  [2010 Aug] 
*«مرض موت» لاعلاج رژیم خمینی ساخته به رغم سه دهه جنایت برای بقا  [2010 Aug] 
*سالروز بمباران اتمی هیروشیما، فراموش کردن قربانیان جزغاله شده توکیو و بیش از 60 شهر دیگر   [2010 Aug] 
*حنجره یی که خاموش شد، صدایی که ماندگار است  [2010 Aug] 
*تقابل مردمکشان خمینیست دو جناح، افشاگرخیانتها و جنایتها  [2010 Aug] 
*جند الله دوگام به پس یک گام به پیش  [2010 Jul] 
*تعارف کم کن و بر مبلغ افزا  [2010 Jul] 
*خفّت خمینی در حیات و خواری او بعد از مرگ و بی آیندگی رژیم  [2010 Jun] 
*رپ «کافران بی نام» در هجو نوحه‌های ام القرای اسلام   [2010 Jun] 
*سه هزار آقا زاده در حال تحصیل در بلاد کفر  [2010 May] 
*به چنین مجلس و بر کرّو فَرَش باید ...  [2010 May] 
*ناگهان دهها «پیکر مطهر» در نماز جمعه !  [2010 May] 
*داس اسلام همچنان زندگی آزادگان ایران را درو می کند  [2010 May] 
*بودجه های قرآنی ، گربه های ایرانی   [2010 May] 
*از این بمبهای اتمی در همه شهرهای ایران منفجر کنید  [2010 Apr] 
*مربوط و نامربوط در مصاحبه رضا پهلوی  [2010 Apr] 
*بلند آوازه کردن نام ایران، و نه جمهوری اسلامی  [2010 Apr] 
*برای جعفر پناهی و یک یاد آوری  [2010 Mar] 
*افتضاح در سناریوی دستگیری عبدالمالک ریگی و چند نکته  [2010 Mar] 
*موعظه های کنونی میرحسین موسوی و گذشته و آینده او  [2010 Mar] 
*سانسور گزارش‌ها تصویریِ «انقلاب اسلامی» نشانه ترس از مردم  [2010 Jan] 
*مردم جان برلب رسیده، رژیم جبّار خون ریز و مساله «خشونت»  [2010 Jan] 
* بخشوده و نا بخشودنی، به مناسبت در گذشت منتظری  [2009 Dec] 
*این سخن را درنیابد گوش خر   [2009 Dec] 
*ستاره یی در آسمان هنر ایران و موسیقی آذربایجانی بنام پریسا ارسلانی  [2009 Nov] 
*مروری بر تاریخچه تضاد دوجناح: ایدئولوژی متعفن و روشهای کثیف  [2009 Nov] 
*دیالوگ انتقادی با سربازان گمنام امام زمان  [2009 Nov] 
* آقای نصیبی در کوچه بن بست «علی چپ»  [2009 Nov] 
*یاد و خاطره یی از یک خدمتگزار فرهنگی و یک دوست که درگذشت  [2009 Nov] 
* یادداشی در مورد لبیک سایت وزارت اطلاعات رژیم، به در خواست «آ مهدی»  [2009 Nov] 
*من متهم می کنم، واکنشی به پیام اخیر آقای مسعود رجوی  [2009 Nov] 
*اعلان جنگ داخلی توسط خامنه ای،«توزرد»ی سبز و ضرورت آمادگی مردم  [2009 Nov] 
*ناگفته هایی از دو« 13 آبان»: چگونه صدای انقلاب به گوش شاه رسید و اشغال سفارت آمریکا  [2009 Nov] 
*چه کسی برای مردم فیلم خواهد ساخت اگر آقای نصیبی روزی مسئول سینمای کشور شود   [2009 Nov] 
*قضیه شکل اول و شکل دوم، و استحاله قهقرایی آدمها  [2009 Oct] 
*بیانیه بیست و هشتمین سالگرد تاسیس شورا، نکته یی و چند سوال  [2009 Oct] 
*فوتبال مردانه و فوتبال دوستان لجن   [2009 Oct] 
*به بهانه اظهارات یک خانم نماینده مجلس کویت  [2009 Oct] 
*اِنافَتَحنا»ی واقعیت گریزان متکبّر   [2009 Oct] 
*واكنش پنجم» و واكنش ملاباجي هاي حوزه علميه قم  [2009 Oct] 
*سینما و مردم، سینما و آقای نصیبی  [2009 Oct] 
*تحقیر ارتش توسط فرمانده کل سپاه و دیگران و واکنش فرماندهان ارتش  [2009 Oct] 
*سوالاتی از آقای منتظری و یک یاد آوری به میرحسین موسوی  [2009 Sep] 
*اعتراف ناخواسته آخوند ذوالنور بر منفور بودن رژیم  [2009 Sep] 
*بورشدن رهبر و سیلی سنگین مردم به سپاه پاسداران در تظاهرات «روز قدس»   [2009 Sep] 
*ایرباس در برابر دارائیهای بلوکه شده ایران پیشنهادی سنجیده و به نفع مردم ایران   [2009 Sep] 
*تعطیلی آیندگان اقدام شکرالله پا کنژاد و کنگره یی که برگزار نشد  [2009 Aug] 
*اراده و اعتراض مردم رهایی بخش خواهد بود، نه فرصت طلبی فرصت سوز اصلاح طلبان  [2009 Jul] 
*موضوعی در حاشیه انتخابات و کار مؤثر و مفید ی که آقای رجوی می تواند بکند  [2009 Jul] 
*سی سال پيش، « در اين بن بست…»   [2009 Jul] 
*رفسنجانی زیرآب ولایت خامنه ای را زد، اژه ای رفسنجانی را به آمریکاو اسرائیل بست و...  [2009 Jul] 
*فرار از مسئولیت آقای منتظری و از مرحله پرت بودن آقای کدیور  [2009 Jul] 
*تظاهرات پاسخی به روشها و اقدامات غیرقانونی مقامات قانونی   [2009 Jul] 
*سه پیام پایانی و جمعبندی رویداد انتخابات و مفهوم الله اکبر دیروز و امروز  [2009 Jul] 
*کار موثر و مفیدی که آقای منتظری می تواند بکند   [2009 Jun] 
*هشدار! توطئه ای علیه میرحسین موسوی در حال اجراست  [2009 Jun] 
*صحنه ای تکان دهنده از رفتن ندا از بین ما و ماندن ندا در فریادها و یادها  [2009 Jun] 
*اعلان جنگ خامنه ای و روز غلبه بر ترس  [2009 Jun] 
*ابطال انتخابات مشتی به پوزه ولی فقیه و یاسداران جنایتکار است، من از آن حمایت می کنم   [2009 Jun] 
*میرحسین موسوی، کروبی سید محمد خاتمی اصلاح طلبان بر سر دوراهی انتخابی تاریخی: وفاداری به آراء مردم و طغیان و بغی علیه ولی فقیه یا خیانت به آراء مردم و خائف و خاضع در برابر زور و دروغ  [2009 Jun] 
*مخدوش کردن ارزشها، جفا به امام راحل و تایید اقدام تروریستی علیه عربستان، در مناظره موسوی و احمدی نژاد   [2009 Jun] 
*میرحسین موسوی از موج خون تا موج سبر و شال سبز   [2009 Jun] 
*برای بهمن قبادی سینماگر مردم دوست   [2009 May] 
*«انقلاب اسلامی و کار نامه ردی روشنفکری»*  [2009 May] 
*ماهیت کارگزاران فرهنگی رژیم و انقلاب فرهنگی   [2009 Apr] 
*ویژگی جامعه ایران در نگرش و واکنش به سقط جنین   [2009 Apr] 
*مساله رادیو تلویزیون- تعادل قوا و واقعیتها(3)  [2009 Mar] 
*مسأله رادیو تلویزیون- تند روی شاید کرده باشیم اما بیراهه نرفتیم(2)   [2009 Mar] 
*خشم رفسنجاني و مرگ احمد خميني*   [2009 Mar] 
*مسأله رادیو و تلویزیون، انتقاد به جا و فراموشکاری اختیاری عبدالله نوری(1)   [2009 Mar] 
*عطاءالله مهاجرانی ، کشف کرامات خمینی و ستایش از تروریسم و چند یادآوری   [2009 Mar] 
*خنده برلسکونی و خشم آرژانتینها   [2009 Feb] 
*زیبایی شناسی یک ستایشگر خمینی و اهانت به ایرانیان   [2009 Feb] 
*سی سال پیش جوٌ سیاسی چنین بود و خمینی این بود   [2009 Feb] 
*سندی از مهندسی اسلامی بنای عظیم ۳۰ سال جنایت که جمهوری اسلامی نام دارد   [2009 Feb] 
*تبلیغات بی خدایان در اروپا، آمریکا و کانادا  [2009 Jan] 
*جنایت محکوم کردنی و جنایت با اجر دنیوی و اخروی  [2009 Jan] 
*یک تیر و دو نشان ارتجاعی خامنه ای و نکاتی برای یاد آوری  [2009 Jan] 
*تاثیر عامل فرهنگی بر موقعیت زنان  [2009 Jan] 
*خواب‌های پنبه‌دانه‌ای یا زمینه سازی برای جنایت علیه بشریت  [2008 Dec] 
*خوابگردی در فراموشخانه زمان  [2008 Dec] 
*آخوند وحید خراسانی سنی ستیز، نعل وارونه میزند   [2008 Dec] 
*رهنمودهای مهمل رهبر اسلام پناه، زوزه‌های وزیر ارشاد اسلامی   [2008 Nov] 
*وزیر ارشاد تهدید کرد هنرمندان خطا کار زیر پا گذاشته خواهند شد  [2008 Oct] 
*شورش یک زن جوان هنرمند علیه تبعیض و حجاب ، سیلی دیگری به رژیم ملاها   [2008 Oct] 
*حجاب و مراسم گشایش بازیهای المیپک  [2008 Aug] 
* این همه فاجعه را خمینی پی ریخت  [2008 Jul] 
*میراث خمینی و نگاه حوزوی- حیوانی به زن، منبع و منشأ تبعیض علیه زنان ایران   [2008 Jun] 
*صداقت و شهامت آقای دكتر ملكی  [2008 May] 
*توضيحي در مورد اعتصاب معلمان در سال ۱۳۴۰  [2008 May] 
*دنیای مراجع تقلید و دنیای شهروندان در هفته معلم  [2008 May] 
*تغییر حكم آیت الله، از سركوب كردن، به تظلّم شكوفایی علمی دوره فتحعلیشاه و استفتائات از مقام ولایت فقیه و علمای حوزه علمیه قم [2008 Apr] 
*منطق مردان خدا: سركوب كردن و نفس بريدن  [2008 Apr]