میتوان گفت که خبرنگاران ـ چه در کنفرانس مطبوعاتی و چه در چندین گفتوگویی که رسانههای مختلف با او داشته اند ـ به دنبال این موضوعات بودهاند:
- ارتباط او با داخل کشور چگونه است؟
- او تا چه میزان اقشار مختلف مردم ایران را نمایندگی میکند؟
- تا کجا میتواند اپوزیسیون پراکنده ایران با گرایشهای مختلف را متحد کند؟
- آیا او اپوزیسیون ایران را نمایندگی میکند یا نماینده خود است؟ آلترناتیوی که مطرح میکند چیست؟
- چه نقشی در دوره گذار دارد و چه نقشی برای خود و برای بعد از آن در نظر دارد؟
- نظام سیاسی آینده ایران چه خواهد بود / چرا بازگشت به پادشاهی؟
- چرا از حمله آمریکا و اسرائیل به «ایران» دفاع میکنید؟ (رسانههای غربی بهجای جمهوری اسلامی از ایران استفاده میکنند.)
- سیاست اروپا ـ یا کشور مشخصی که او در آن حضور پیدا کرده است ـ در قبال رژیم ایران را چگونه میبیند و انتظار او چیست؟
- در مورد اینکه دولت آلمان حاضر نشده با او دیدار داشته باشد، چه فکر میکند؟
- ارزیابی و پیشبینی او در رابطه با رژیم ایران چیست و اینکه تا چه مدت دیگر بر سر قدرت خواهد ماند؟ تحولات آتی چه خواهد بود؟
- در مورد دوران محمدرضا شاه پهلوی چه فکر میکند؟
نمونه چند سؤال انتقادی / چالشی:
- شما از حمله اسرائیل به «ایران» دفاع میکنید؛ آیا عامل اسرائیل هستید؟
- شما از حمله آمریکا حمایت میکنید و از ترامپ انتظار حمایت و حفاظت از ایرانیان تظاهرکننده دارید؛ چگونه از چنین فردی که میگوید میخواهد تمدن ایران را نابود کند، انتظار حمایت دارید؟
- شما که از جنگ حمایت میکنید، آیا مسئولیت کشتهشدگان غیرنظامی را میپذیرید؟
- چرا نظام پادشاهی را قاطع رد نمیکنید؟
- همسر شما در شبکههای اجتماعی شعاری را منتشر میکند که در آن مرگ چپها خواسته شده است؛ در مورد چنین نفرتپراکنی چه موضعی دارید؟
- در مورد تبعیض و سرکوب کردها یا شکنجه و اعدام در زمان حکومت پدرتان چه میگویید؟
- چه تضمینی وجود دارد که «دیکتاتوری» آن دوران دوباره برنگردد؟
حضور قوی و هوشیارانه
رضا پهلوی هم در سخنرانی و هم در پاسخ به پرسشها بر موضوعات زیر تأکید داشت:
- میلیونها ایرانی در داخل و خارج کشور نام مرا فریاد میزنند و از من میخواهند که صدای آنها باشم. امروز اینجا هستم تا صدای مردم و خواستهای آنها را به گوش شما برسانم.
- جمهوری اسلامی انتخاب مردم ایران نیست؛ مردم ایران این رژیم را نمیخواهند. بعد از کشتار خونین ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، بین مردم ایران و این رژیم دریایی از خون ایجاد شده است. خواست مردم ایران فقط یک چیز است: این رژیم باید برود. از درون این رژیم نباید و نمیتوان انتظار فرد یا جریان معتدل داشت. به زیر کشیدن این رژیم وظیفه مردم ایران است. مردم با دست خالی در مقابل جنایتکاران مسلح نیاز به حفاظت و حمایت خارجی دارند و آن را درخواست کردهاند. با کمک یا بدون کمک آمریکا و شما، ما به مبارزه خود ادامه می دهیم و این رژیم را به زیر خواهیم کشید.
- حملات اسرائیل و آمریکا باید بیش از هر چیز دستگاه سرکوب و زیرساختهای آن را هدف قرار دهد. اگر توازن قوای رژیم بههم بریزد، در زمان مناسب مردم دوباره به خیابانها بازخواهند گشت. مردم ایران تا چه زمان دیگری باید خون بدهند؟
- اینکه نظام آینده ایران پادشاهی یا جمهوری باشد، این را مردم ایران خودشان انتخاب خواهند کرد؛ من چنین چیزی را تعیین نمیکنم. وظیفه من فراهم کردن گذار با هزینه کم است و تلاش دارم تا مردم ایران در انتخابات آزاد آینده، خودشان نظام مورد نظرشان را انتخاب کنند.
- اروپا تاکنون با این رژیم مماشات کرده و به آن فرصت داده است. زمان گفتوگو با این رژیم به سر آمده و اروپا باید از آلترناتیو ملی مردم ایران - و دولت گذار در زمانی که اعلام خواهم کرد - حمایت کند. اروپا باید بهخاطر سیاست غلط گذشتهاش که موجب ادامه عمر این رژیم شد و بهخاطر سکوت در مقابل کشتار بزرگ مردم ایران توسط رژیم حاکم، از مردم ایران عذرخواهی کند. این مردم نهفقط برای آزادی خودشان کشته شدند، بلکه از همان ارزشهایی که اروپا و دنیای غرب به آن باور دارد نیز دفاع میکنند. اروپا و دنیای غرب وظیفه دارند که از مبارزه مردم ایران حمایت کنند.
- اینکه نمایندهای از دولت آلمان حاضر نشد با من ملاقات کند، مایه شرمساری است. آنها باید بهجای گفتوگو با رژیم، با نماینده مردم ایران گفتوگو کنید.
- رژیم ایران اینترنت را قطع کرده تا خبرنگاران از وضعیت داخل ایران و کشتارها باخبر نباشند و از اینکه مردم ایران چه فکر میکنند بیخبر بمانند. همزمان از طریق رسانهها و افراد خود، از طریق اینترنت، اخبار و تحلیلها و روایتهای خود را به جامعه غرب ارسال میکند. خبرنگاران و سیاستمداران وقتی از واقعیت داخل ایران و از خواست مردم باخبر نباشند، اگر تصمیمی بگیرند دقیق نخواهد بود، زیرا بر پایه واقعیت نیست. به گوش دادن به تبلیغات و روایتسازیهای رژیم پایان دهید و تلاش کنید با جستوجوی بیشتر، از خواست واقعی مردم ایران باخبر شوید.
افتخار آفرین
رضا پهلوی صدا و خواست مردم ایران را بهخوبی به رسانهها و از آن طریق به سیاستمداران و مردم آلمان رساند. او نشان داد که جدا از جنگی که رسانه ها از آن خبر می دهند، جنگ واقعی رژیم ۴۷ سال است که با مردم ایران در جریان است. مردم ایران نمیخواهند نقش قربانی به خود بگیرند و به دنبال جلب ترحم نیستند. او بهخوبی توضیح داد که مبارزه مردم ایران با رژیم اسلامی حاکم بر ایران، دفاع از ارزشهای دموکراتیکی است که اروپا و غرب به آن باور دارند؛ بنابراین آنها وظیفه دارند از مردم حمایت کنند. او بهروشنی بیان کرد که سیاست گفتوگو با رژیم، یک استراتژی شکستخورده است و نباید به آن فرصت داد، زیرا تهدید رژیم علیه اروپا بسیار واقعی است. گفتوگو با این رژیم بر عمرش خواهد افزود. اولین قربانی آن مردم ایران خواهند بود که با یک هیولای زخمخورده طرف هستند؛ اما اروپا نیز ـ همانطور که فرماندهان سپاه پاسداران گفتهاند ـ در تیررس موشکهای رژیم قرار دارد.
رضا پهلوی به دقت به سؤالاتی که از او میشد گوش داده و با هوشیاری به آنها پاسخ میداد و از ورود به تلههای احساسی که برایش ایجاد میکردند، خودداری میکرد.
رضا پهلوی بهدرستی گفت: در زمان کشتار، سکوت فقط یک موضعگیری نیست، بلکه همدستی با جنایتکاران است.
اینک توپ در زمین آلمان و اروپا و کشورهای غربی است تا نشان دهند تا چه اندازه به همان ارزشهای انسانی و دموکراتیکی که از آن سخن میگویند پایبندند. بیتردید بسیاری از شهروندان آلمان که سخنان او را گوش دادهاند، از این پس با دقت بیشتری موضعگیری سیاستمداران خود را زیر نظر خواهند داشت.
رضا پهلوی نشان داد که مردم ایران دیگر تنها نیستند. او از آلمان، اروپا یا غرب «خواهش» نکرد، از آنها «درخواست کرد». به آنها- روزنامه نگاران و سیاستمداران- وظایفشان را یادآور شد و نشان داد تا امروز چقدر در مورد مردم ایران کوتاهی کرده اند. مردم ایران امروز میتوانند افتخار کنند کسی که امروز سخنگوی آنها شده، بهخوبی وظیفهاش را به پیش میبرد.
نمونه چند لینک به منابع آلمانیزبان
