در مطلبی که پیشتر با عنوان «دروغهای سازمان مجاهدین دربارهی نوع رابطه با عراقِ صدام حسین» منتشر شد، گفتوگو به لحاظ محتوائی مورد بررسی کوتاه قرار گرفت. در آنجا به مجموعهای از اسناد، گفتوگوها و فایلهای صوتی و تصویری از جلسات مسعود رجوی و دیگر رهبران مجاهدین با مقامهای ارشد عراقی استناد شد که در آنها از تحویل تسلیحات، آموزش نظامی، هماهنگی عملیاتی، پشتیبانی هوایی، سهمیه نفت و حمایت لجستیکی سخن گفته میشد. این در حالیست که علی صفوی هرگونه وابستگی مالی، نظامی و اطلاعاتی سازمان مجاهدین به حکومت صدام حسین را انکار کرد و بسیاری از این موارد را «پروژه شیطانسازی» وزارت اطلاعات مینامید.
این نوشته، به ارزیابی سطح آن گفتوگو از نظر ژورنالیستی میپردازد:
گفتوگو با چه هدفی؟
کامبیز غفوری توضیح میدهد این گفتوگو با هدف روشن کردن برخی «ابهامات» در مورد حضور سازمان مجاهدین در عراق و نقش و رابطهی این سازمان با ارتش عراق است. در توضیحات زیرِ ویدئو نیز آن را گفتوگویی «صریح و بیپرده» معرفی کرده است.
پاسخهای علی صفوی در این برنامه ۹۰ دقیقهای اغلب ارتباط مستقیمی با پرسشهای مطرحشده نداشت و بهطور متوسط دربارهی هر پرسش ۵ دقیقه و در یک مورد ۸ دقیقه صحبت میکند.
صفوی تقریبا دربارهی همه موضوعات، به اسنادی که از قبل آماده کرده اشاره میکند و آنها را جلوی دوربین به بینندگان نشان میدهد. کامبیز غفوری نیز در دو مورد، به درخواست مهمان، فیلمهای کوتاهی را در میانه توضیحاتش پخش میکند و او را دربارهی پاسخها به چالش نمیکشد یا دربارهی راستیآزمایی اسناد ارایهشده پرسشی مطرح نمیکند.
حس اولیه
با هدف اعلامشده، انتظار این بود که مجری پرسشهای مشخص مطرح کند و پاسخها و اسناد ارایهشده را به چالش بکشد. وظیفهاش را انجام داده و از پیش در مورد موضوع تحقیق کرده و پرسشهائی را مطرح کند که بهخوبی از آن آگاه بوده و به آنها مسلط است. این در حالیست که کامبیز غفوری در طرح پرسش میگفت: «در شبکههای اجتماعی آمده است…» یا «میگویند که …».
حس اولیهام این بود که مجری نقش بیطرف خود را درست انجام نمیدهد، و نشانهای از یک روزنامهنگار «بیطرف» که به دنبال کشف حقیقت است، نمیدیدم.
برای تعمیق موضوع از دو هوش مصنوعی کمک گرفتم. ابتدا پرسشهائی را با ChatGPT مطرح کردم، سپس ویدئوی گفتوگو را برای Copilot فرستاده و پرسشهای دیگری مطرح کردم. پاسخها را نسبتا مفصل نقل میکنم، زیرا تصور میکنم آشنائی با استانداردهای حرفهای مصاحبه و روزنامهنگاری تحقیقی در فضای رسانهای فارسیزبان هنوز محدود است. این توضیحات همچنین برای خوانندگان جنبهی آموزشی دارد و کمک میکند استانداردهای حرفهای روزنامهنگاری بهتر درک شود. در پایانِ هر پرسش و پاسخ، لینک آن را هم میگذارم تا اگر کسی مایل است، بتواند همه چت را مشاهده کند.
قسمت اول
ارزیابی هوش مصنوعی/ ChatGPT
پرسش اول: مطابق استانداردهای شناختهشده جهانی، خبرنگار تحقیقی کیست و در گفتوگوی چالشی در یک برنامهی تلویزیونی با یک نفر، چگونه یک گفتوگو را پیش میبرد؟ در آنچه ارایه میدهید به دو یا سه منبع جدا از هم لینک دهید.
پاسخ: خبرنگار تحقیقی، مطابق استانداردهای حرفهای شناختهشده در روزنامهنگاری جهان، صرفا کسی نیست که «سؤال تند» میپرسد یا با لحن تهاجمی مصاحبه میکند. خبرنگار تحقیقی کسی است که با تحقیق مستقل، جمعآوری اسناد، راستیآزمایی اطلاعات، تحلیل دادهها و انجام مصاحبههای هدفمند، موضوعاتی را که پنهان مانده یا عمدا پنهان شدهاند، در راستای منفعت عمومی آشکار میکند.
در این نوع روزنامهنگاری، مصاحبه فقط یک «گفتوگو» نیست؛ بخشی از یک فرایند تحقیق است. به همین دلیل، خبرنگار تحقیقی معمولا پیش از مصاحبه: اسناد و مدارک را مطالعه میکند، تناقضها را پیدا میکند، جدول زمانی رویدادها را میسازد، پاسخهای احتمالی را پیشبینی میکند، و سؤالها را بر پایهی شواهد تنظیم میکند.
در مصاحبه تحقیقی، سؤالها معمولا کلی و مبهم نیستند. مثلا خبرنگار نمیگوید: «آیا شما فساد کردهاید؟» بلکه میپرسد: «در تاریخ مشخص، این قرارداد با امضای شما ثبت شده؛ چرا این مبلغ بدون مناقصه پرداخت شد؟» یعنی سؤال: دقیق، مستند، قابل راستیآزمایی، و محدود به موضوع مشخص است. در بسیاری از آموزشهای حرفهای گفته میشود خبرنگار باید «پاسخ احتمالی» را از قبل بداند و با سند وارد مصاحبه شود.
خبرنگار تحقیقی حرفهای معمولا به گفتوگو ساختار داده و آن را اینگونه پیش میبرد:
سؤالهای پایه و تثبیتکننده، ورود تدریجی به موضوع حساس، ارایه سند یا نقلقول، درخواست توضیح، بازگشت به سؤال اصلی اگر پاسخ فرارگونه باشد. مثلا اگر مهمان موضوع را عوض کند، خبرنگار دوباره به سؤال بازمیگردد: «اجازه دهید به همان پرسش قبلی برگردیم…»
خبرنگار تحقیقی حرفهای: دادستان نیست، فعال سیاسی نیست، و نقش قاضی هم ندارد؛ بلکه وظیفهاش روشن کردن واقعیت برای افکار عمومی است. در عمل، مصاحبهگران شناختهشده تحقیقی در جهان معمولا سه ویژگی مشترک دارند: آمادگی بسیار بالا، تسلط بر اسناد، و آرامش تحت فشار.
لینک به چت انجامشده:
https://chatgpt.com/s/t_69fe57d76240819192955ac459d2b568
پرسش دوم: اگر مهمان برنامه به سؤال پاسخ ندهد، و مسیر گفتوگو را خودش تعیین کند، یا از قبل اسنادی را برای موضوعاتی که مورد نظرش میباشد را آماده و از آنها استفاده کند، و برای توضیح هر موضوع بدون آنکه قطع شده یا به چالش کشیده شود، سه تا پنج دقیقه یکضرب صحبت کند، آیا میتوان چنین گفتوگویی را در چارچوب خبرنگاری تحقیقی و یا صرفا و بهطور ساده خبرنگاری حرفهای دستهبندی کرد؟ اگر نه، چنین روشی چه نام دارد؟
پاسخ: معمولا چنین برنامهای را نمیتوان «مصاحبه تحقیقی» (Investigative Interview) نامید. حتی در بسیاری موارد، بهسختی میتوان آن را یک «مصاحبه چالشی حرفهای» دانست. زیرا در خبرنگاری حرفهای، کنترل ساختار گفتوگو باید عمدتا در دست خبرنگار باشد، نه مهمان.
اگر مهمان تعیین کند: چه موضوعی مطرح شود، چه چیزی نادیده گرفته شود، چه زمانی بحث عوض شود، و بدون چالش هر ادعایی را بیان کند، عملا نقش خبرنگار از «پرسشگر و راستیآزما» به «تسهیلکننده تریبون» کاهش پیدا میکند.
چنین فرمی [از مصاحبه یا گفتوگو] معمولا به چند عنوان توصیف میشود، بسته بهشدت و ماهیت آن:
۱. تریبوندادن
یعنی رسانه یا مجری، فضای گستردهای در اختیار مهمان میگذارد تا روایت خود را تقریبا بدون چالش ارایه کند. در این حالت: پرسشها ضعیف یا کوتاهاند، پیگیری جدی وجود ندارد، و مهمان عملا سخنرانی میکند.
۲. مصاحبه نرم
در ادبیات رسانهای، به مصاحبهای گفته میشود که: چالش محدود است، سؤالهای پیگیرانه کم است، و مجری بیشتر همراهی میکند تا بازخواست حرفهای.
۳. گفتوگوی تبلیغاتی یا روابطعمومیمحور
اگر مهمان بتواند: پیامهای از پیش آماده، اسناد گزینشی، یا روایت سیاسی/تبلیغاتی خود را بدون راستیآزمایی جدی مطرح کند، برنامه ممکن است بیشتر به قالب روابط عمومی، مصاحبه روابطعمومیمحور، نزدیک شود تا روزنامهنگاری تحقیقی. در این نوع برنامهها، رسانه عملا به انتقالدهنده پیام مهمان تبدیل میشود.
۴. گفتوگوی کنترلشده توسط مهمان
در نقد رسانهای، گاهی گفته میشود: «مصاحبه توسط مهمان هدایت شد، نه توسط خبرنگار.» این معمولا نشانهی ضعف در: مدیریت زمان، کنترل بحث، آمادگی تحقیقی، یا توانایی قطع محترمانه و بازگرداندن بحث به سؤال اصلی است.
اگر برنامه با عنوان «مصاحبه تحقیقی»، «گفتوگوی چالشی» یا «بررسی انتقادی» معرفی شود، ولی در عمل مهمان کنترل کامل فضا را در دست بگیرد، آنگاه میان ادعای برنامه و عملکرد واقعی آن فاصله ایجاد میشود.
نشانههای یک مصاحبه تحقیقی یا چالشی
در استانداردهای حرفهای، نشانههای یک مصاحبه تحقیقی یا چالشی واقعی معمولا اینهاست:
بازگشت مکرر خبرنگار به سؤال بیپاسخ، قطع محترمانه هنگام انحراف بحث، درخواست پاسخ مشخص، راستیآزمایی ادعاها، و ایجاد تعادل میان زمان توضیح و زمان پرسش.
اگر این عناصر وجود نداشته باشند، بیشتر با «گفتوگوی آزاد»، «تریبون رسانهای» یا «مصاحبه نرم» روبرو هستیم تا خبرنگاری تحقیقی.
لینک به چت انجامشده:
https://chatgpt.com/s/t_69fe589acbd08191a2a0f85be01468b0
قسمت دوم
ارزیابی هوش مصنوعی/ Copilot
در ادامه سراغ Copilot رفتم. ویدئوی گفتوگو را برای او فرستاده و پرسیدم:
پرسش اول: اینکه مهمان برنامه اسنادی را از پیش آماده کرده و از آنها استفاده میکند، بیآنکه همان اسناد مورد پرسش یا چالش و راستیآزمایی قرار بگیرد را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: از منظر روزنامهنگاری تحقیقی کاملا روشن است: این یک نقطهضعف جدی در کار خبرنگار است و نشان میدهد که برنامه از استانداردهای «تحقیق» فاصله دارد و بیشتر به «بازخوانی روایت یکطرفه» نزدیک میشود.
پذیرفتن اسنادِ ارایهشده توسط مهمان بدون چالش، پرسش، یا راستیآزمایی، خلاف اصول روزنامهنگاری تحقیقی است و باعث میشود روایت مهمان بدون کنترل حرفهای وارد برنامه شود. وقتی این اتفاق نمیافتد، سه خطر ایجاد میشود:
۱. روایت یکطرفه بهعنوان «سند» جا زده میشود: مهمان ممکن است اسنادی انتخاب کند که فقط بخشهایی از واقعیت را نشان میدهند. بدون چالش خبرنگار، این اسناد تبدیل به «حقیقت» میشوند، در حالی که ممکن است گزینشی باشند.
۲. مخاطب فریب میخورد، حتی اگر عمدی در کار نباشد: وقتی سندی بدون بررسی ارایه میشود، مخاطب تصور میکند که برنامه آن را تأیید کرده است.
۳. خبرنگار استقلال خود را از دست میدهد: خبرنگار باید فاصله انتقادی داشته باشد. اگر اسناد مهمان را بدون بررسی بپذیرد، عملا نقش او از «پرسشگر» به «بلندگوی مهمان» تبدیل میشود.
خبرنگار حرفهای در چنین موقعیتی چه میکند؟
سند را از مهمان بگیرد و بپرسد:
– «این سند را چه کسی صادر کرده؟ تاریخش چیست؟ منبع مستقل آن چیست؟»
– ابهامها را برجسته کند: «این سند فقط بخشی از ماجرا را نشان میدهد. بخش دیگر کجاست؟»
– تناقضها را پیگیری کند: «این سند با گزارشهای دیگر همخوانی ندارد. توضیح شما چیست؟»
– از منابع دیگر نقلقول کند: «طبق گزارش X، روایت متفاوتی وجود دارد. شما چه پاسخی دارید؟»
وقتی هیچکدام از اینها انجام نمیشود، برنامه از حالت «تحقیقی» خارج میشود. پذیرش اسناد مهمان بدون راستیآزمایی، برنامه را از استانداردهای روزنامهنگاری تحقیقی دور میکند و نشاندهندهی ضعف در استقلال، توازن و کنترل روایت است.
لینک به چت انجامشده:
https://copilot.microsoft.com/shares/1WT53QcuPctkUMVHFdHJ8
پرسش دوم: سازمان مجاهدین مدتهاست که واژهی «شیطانسازی از طرف رژیم» را استفاده کرده و هر نوع انتقاد بر علیه خود را با این مارکزدن، باطل و کار «مزدوران وزارت اطلاعات» اعلام میکند. مصاحبهگر در جائی، در طرح یک موضوع همین واژه را به شکل «شیطانسازی از سوی حکومت» استفاده میکند. از این چه میفهمید؟
پاسخ: در بازهی ۵۳:۳۰ به بعد، وقتی مصاحبهگر از عبارت «شیطانسازی از سوی حکومت» استفاده میکند، این یک نشانهی مهم و قابلتحلیل است؛ چون این عبارت دقیقا همان واژهسازی و چارچوب رواییای است که سازمان مجاهدین خلق سالهاست برای بیاعتبار کردن هر انتقاد به کار میبرد.
در روزنامهنگاری تحقیقی، چنین لحظهای را «پذیرش ناخواستهی چارچوب گفتمانی مصاحبهشونده» مینامند.
برداشت حرفهای از این اتفاق
مصاحبهگر ناخودآگاه وارد زبان و چارچوب روایی سازمان شده است. این یعنی:
۱. نفوذ گفتمانی مهمان به زبان خبرنگار
وقتی خبرنگار از واژهای استفاده میکند که دقیقا توسط یک سازمان سیاسی برای دفاع از خود ساخته شده، نشان میدهد که: زبان سازمان بر فضای مصاحبه مسلط شده، خبرنگار فاصلهی انتقادی خود را از دست داده، روایت مهمان در حال شکلدادن به چارچوب بحث است.
این یک ضعف کلاسیک در مصاحبههای سیاسی است.
۲. مشکل در استقلال زبانی و تحلیلی خبرنگار
در روزنامهنگاری تحقیقی، خبرنگار باید: از زبان خنثی استفاده کند، از واژههای ساختهشده توسط طرفهای سیاسی فاصله بگیرد، چارچوب بحث را خودش تعیین کند، نه مهمان.
وقتی خبرنگار از اصطلاحی استفاده میکند که بار ایدئولوژیک دارد، عملا بخشی از روایت مهمان را تأیید میکند، حتی اگر قصدش این نباشد.
۳. مشروعیتبخشی ناخواسته به یک تکنیک تبلیغاتی
واژهی «شیطانسازی» در ادبیات سازمان مجاهدین یک ابزار دفاعی است: هر انتقاد = «شیطانسازی»، هر منتقد = «مزدور وزارت اطلاعات»، هر سند مخالف = «ساختهی رژیم». وقتی خبرنگار همان واژه را بهکار میبرد، حتی اگر در معنای عمومی، این پیام منتقل میشود: «این چارچوب قابلقبول است و میتوان از آن برای تحلیل استفاده کرد.»
این برای یک سازمان سیاسی، یک پیروزی گفتمانی است.
۴. کاهش قدرت پرسشگری
وقتی خبرنگار از واژهی طرف مقابل استفاده میکند، در عمل: فضای پرسشگری تضعیف میشود، مهمان احساس امنیت بیشتری میکند، امکان چالشگری کاهش مییابد.
در روزنامهنگاری تحقیقی، این دقیقا همان چیزی است که نباید رخ دهد.
استفادهی خبرنگار از واژهی «شیطانسازی» نشان میدهد که او ناخودآگاه وارد چارچوب روایی سازمان شده و استقلال زبانی و تحلیلی خود را در آن لحظه از دست داده است. این یک لغزش حرفهای محسوب میشود، زیرا: زبان سازمان را مشروعیت میبخشد، روایت یکطرفه را تقویت میکند، فاصلهی انتقادی خبرنگار را کاهش میدهد، قدرت چالشگری را محدود میکند.
لینک به چت انجامشده:
https://copilot.microsoft.com/shares/D91Nsf29DjMTqxH2m8Ezb
جمعبندی
گفتوگوی کامبیز غفوری با علی صفوی، از مسئولین سازمان مجاهدین، نشانهای از یک کار ژورنالیستی حرفهای ارایه نمیدهد. به دلیل همراهی مجری با مهمان، این گمان تقویت میشود که هدف مجری قراردادن تریبونی به مهمان است تا از آن طریق – بدون به چالش کشیده شدن – روایت خود را به مخاطب القاء کند. از آنجا که مجری از این هدف آگاه است، پرسش مهمتری مطرح میشود: کامبیز غفوری واقعا دنبال چیست؟ وقتی او استانداردهای حرفهای کار یک ژورنالیست را میشناسد، ولی رعایت نمیکند و در حالی که نسبت به بیاعتمادی و تنفر بخش بزرگی از جامعهی ایران به سازمان مجاهدین آگاه است، چنین نوع اجرای برنامه میتواند به اعتبار او بهعنوان یک «ژورنالیست بیطرف» آسیب وارد کرده و حتی این تصور را در بخشی از مخاطبان ایجاد کند که او موضعی همدلانه نسبت به سازمان مجاهدین دارد. چیزی که باورپذیری او در آینده را بسیار دشوار میکند.
این حق مسلم یک ژورنالیست است که بخواهد موضع سیاسی داشته یا یک اکتیویست سیاسی باشد، در چنین حالتی؛ این نیز حق مخاطبین است که از همان ابتدا بطور شفاف در این مورد آگاه شوند.
این گفتوگو نشان میدهد که در فضای رسانهای فارسیزبان، هنوز فاصلهی قابلتوجهی میان ادعای «مصاحبهی چالشی» و اجرای واقعی آن وجود دارد. در موضوعاتی با حساسیت سیاسی بالا، رعایت استانداردهای حرفهای – از جمله فاصلهی انتقادی، راستیآزمایی اسناد، و پرهیز از پذیرش واژگان ایدئولوژیک-، برای حفظ اعتماد عمومی ضروری است. رسانهها و مجریان باید آگاه باشند که هر لغزش در این حوزه، نهتنها بر اعتبار فردی آنها، بلکه بر کیفیت گفتوگوی عمومی نیز اثر میگذارد.
