در روزهای اخیر «گردهمایی ایران آزاد ۲۰۲۶ - پیش بهسوی جمهوری دموکراتیک» توسط شورای ملی مقاومت ایران - ویترین بیرونی سازمان مجاهدین - در پاریس برگزار شد. در این گردهمایی بر «طرح ۱۰ مادهای مریم رجوی برای آینده ایران» تأکید و از آن حمایت شد.
بخشی از فهرست شخصیتها، مقامات و رهبران سیاسی شرکتکننده و سخنران در این اجلاس به شرح زیر است:
• شارل میشل: رئیس پیشین شورای اروپا (۲۰۱۹-۲۰۲۴) و نخستوزیر پیشین بلژیک.
• بوریس جانسون: نخستوزیر بریتانیا (۲۰۱۹-۲۰۲۲).
• جان برکو: رئیس مجلس عوام بریتانیا (۲۰۰۹-۲۰۱۹).
• پتر رومن: نخستوزیر رومانی (۱۹۸۹-۱۹۹۱).
• گیر هارده: نخستوزیر ایسلند (۲۰۰۶-۲۰۰۹).
• کریستین اریگی: نماینده مجلس ملی فرانسه و رئیس کمیته پارلمانی برای یک ایران دموکراتیک.
• باب بلکمن: نماینده پارلمان بریتانیا و رئیس کمیته بریتانیایی برای ایران آزاد.
• دیوید جونز: وزیر پیشین امور ولز در بریتانیا.
• سفیر رابرت جوزف: معاون پیشین وزیر امور خارجه آمریکا.
• لوئیس فری: مدیر پیشین افبیآی (FBI) آمریکا.
• جودی اسگرو: نماینده پارلمان کانادا.
• لیندا چاوز: مدیر پیشین روتبط عمومی کاخ سفید.
شخصیتهای دیگری، از جمله اعضای پارلمانهای اروپا، ایتالیا، اسپانیا و فرانسه، همچنین مقامات نظامی و امنیتی پیشین آمریکا و ناتو در این برنامه حضور داشتند و با سخنرانیهای خود از مریم رجوی حمایت کردند.
تشکیلات، پول، لابیگری
جذب این شخصیتها - و در کل روابط بینالملل و رسانهای سازمان مجاهدین - محصول چند دهه کار فشرده و سخت، تلاش مستمر تشکیلاتی، لابیگری و صرف پولهای بسیار هنگفت است.
دستگاه عظیم تبلیغاتی سازمان مجاهدین پیش و پس از این برنامهها، روزهای زیادی را به تبلیغ مفصل دربارهٔ آن اختصاص میدهد.
در سالهای اخیر، دعوت این همه مهمان و پرداخت هزینهٔ سفر و هتل و در مواردی پرداخت پول بابت سخنرانیها، موضوع بسیاری از مقالات و گزارشهای رسانههای مختلف و منتقدان این سازمان بوده است. سازمان مجاهدین هیچ شفافیتی در این مورد ندارد، اما در یک برآورد کلی میتوان حدس زد که مجموع سالانهٔ این هزینهها از صدها هزار یا چندین میلیون دلار فراتر میرود. به دلیل عدم شفافیت سازمان مجاهدین برآورد مستقل و قابل راستیآزمایی از این هزینهها در دست نیست.
اهداف فعالیتهای تبلیغاتی
- مطرح کردن سازمان مجاهدین و مریم رجوی به عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی.
- ارائه تصویری روتوششده از سازمان مجاهدین، منطبق با ارزشهای دموکراتیکی که جهان غرب میشناسد.
- مطرح شدن و باقی ماندن در تیتر رسانههای کشورهای مختلف و از آن طریق، تغذیه حامیان غیرایرانی از طریق ارسال بولتنهای خبری و ایمیل و استناد به رسانههای معتبر و القای این نظر که گویی مجاهدین قوی بوده و نیرویی مطرح هستند. باید توجه داشت که در بسیاری موارد مجاهدین با پرداخت پول، مقاله، گزارش یا اخبار و اطلاعاتِ مرتبط به خود را در رسانههای بزرگ منتشر میکنند و سپس اخبار و گزارشهای منتشرشده در آن رسانهها را در رسانههای تبلیغی خود به گونهای بازتاب میدهند که گویی منبع اصلی خبر همان رسانههای غربی هستند.
- ایجاد کار برای نیروهای تشکیلاتی و هواداران خود و سرگرم نگه داشتن آنان، از طریق این برنامهها، با القای این حس که گویی همه این فعالیتها جزئی از «مبارزه علیه رژیم» است.
یک هدف مهم از دعوت شخصیتهای خارجی
جدا از همه آنچه در بالا آمد، سازمان مجاهدین در دعوت از مهمانان و شخصیتهای خارجی یک هدف مهم دیگر را نیز دنبال میکند: انجام کار تبلیغی وسیع پیرامون این برنامهها و القای این حس به ایرانیان و گروههای مختلف سیاسی ـ اجتماعی در داخل و خارج کشور که مجاهدین از «حمایت و اعتبار بینالمللی» برخوردار هستند.
وقتی به تیترگذاری و ترجمه متن سخنرانی مهمانان خارجی که رسانههای این سازمان منتشر میکنند دقت شود، مشاهده میشود که مجاهدین عمد دارند از زبان شخصیتهای خارجی به ایرانیان «بباورانند» که این سازمان، تشکیلاتی دموکراتیک است، از حمایت مردمی در ایران برخوردار است و برنامه آنها برای ایران «عالی» است.
پرسش مهم این است: چرا سازمان مجاهدین برای قانع کردن مردم ایران درباره ماهیت و حمایت اجتماعی خود این همه از شخصیتهای خارجی فاکت و نمونه میآورد و به آنها «میآویزد»؟ اگر واقعاً این سازمان در بین مردم ایران پایگاه دارد، چرا ایرانیان از اقشار و با باورهای مختلف در مراسم مجاهدین سخنرانی نمیکنند؟
به نظر میرسد که خود سازمان مجاهدین بهتر از هر جریان دیگری نسبت به انزوای اجتماعی و تنفر بخش بزرگی از مردم ایران نسبت به خود آگاه است و از همین رو تلاش دارد با «قسم و آیه» و با استفاده ابزاری از شخصیتهای «خارجی» به ایرانیان بگوید و بباوراند: «شما مرا هنوز نشناختهاید. ببینید چقدر شخصیتهای مختلف و شناختهشده خارجی با سوابق بالابلند مرا تأیید میکنند.»
به نظر میرسد سازمان مجاهدین بر این فرض استوار عمل میکند که مردم ایران نسبت به «خارجی»، بهویژه «غربیها»، «کمبود اعتماد به نفس» دارند و اگر «آنها» بگویند این سازمان «خوب» است، پس باید حرف آنها را باور کرد! معنای دیگرش این است: شما (مردم ایران) نمیفهمید، آنها (شخصیتهای خارجی) بهتر از شما میفهمند!
این رویکردِ مجاهدین که چند دهه است ادامه دارد، بیش از هر استدلال دیگری اثباتکننده انزوای اجتماعی این سازمان در بین مردم ایران است. نتیجه سیاستهای این سازمان، آن هم علیرغم پولپاشی و خرجهای هنگفت برای برنامههای مجلل، این بوده که هر سال رویگردانی اقشار مختلف مردم ایران از این سازمان بیشتر و بیشتر شده است.
چند نمونه از رسانههای مختلف دربارهٔ عدم شفافیت و پولپاشیهای سرسامآور سازمان مجاهدین
● نشریهٔ آمریکن پُروسپکت (American Prospect) در تاریخ ۹ مارس ۲۰۱۲ در مقالهای با عنوان «این همه تبلیغات مجاهدین خلق برای چیست؟» به بررسی سازمان مجاهدین خلق ایران، منابع مالی آن، اهداف تبلیغاتی این سازمان در آمریکا، دعوت از شخصیتهای سیاسی برای سخنرانی و پرداخت پول به آنان، و همچنین عدم شفافیت مالی این سازمان میپردازد.
مقاله توضیح میدهد که چرا در سال ۲۰۱۲ ناگهان حجم زیادی از تبلیغات سازمان مجاهدین خلق در رسانههای آمریکایی، بهویژه هنگام پوشش انتخابات، ظاهر شد و اینکه این تبلیغات با هدف بهبود تصویر عمومی سازمان و فشار برای حذف نام آن از فهرست سازمانهای تروریستی وزارت خارجهٔ آمریکا انجام میشد.
نویسنده توضیح میدهد که کمپین تبلیغاتی مجاهدین بسیار پرهزینه بود و این سازمان برای مشروعیتبخشی به خود، از چهرههای سیاسی و امنیتی سابق آمریکا دعوت میکرد تا در نشستهای آن سخنرانی کنند. بسیاری از این افراد در ازای دریافت مبالغ قابلتوجه در این نشستها شرکت کرده و از حذف نام مجاهدین از فهرست تروریستی حمایت میکردند.
مقاله این روند را نمونهای از لابیگری پولی و نفوذ سیاسی میداند که میتواند سیاست خارجی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. نویسنده تأکید میکند که تبلیغات گستردهٔ تلویزیونی مجاهدین در آمریکا - که از طریق آگهیهای متعدد و پرهزینه پخش میشد - تلاشی برای بازسازی برند سیاسی این گروه است. بخش مهمی از مقاله به عدم شفافیت مالی سازمان مجاهدین اختصاص دارد.
نویسنده اشاره میکند که مشخص نیست این حجم از هزینههای تبلیغاتی و پرداختهای کلان به سیاستمداران آمریکایی از چه منابعی تأمین میشود. همچنین گزارش میدهد که ساختار مالی سازمان، شبکهٔ حامیان و مسیر انتقال پولها ابهامآلود است و نهادهای نظارتی آمریکا نیز به دلیل ماهیت فراملی و غیرشفاف این شبکه، امکان بررسی دقیق آن را ندارند. مقاله در پایان نتیجهگیری میکند که حضور پررنگ تبلیغات مجاهدین در رسانههای آمریکا بیشتر ناشی از پول، لابیگری و تلاش برای بازسازی تصویر است تا تغییر واقعی در ماهیت، رفتار یا ساختار این گروه.
● روزنامه اِلپائیس (EL PAÍS) در اسپانیا در گزارشی با عنوان «یک گروه تبعیدی ایرانی حقوق دو عضو برجسته حزب راست افراطی اسپانیایی وُکس را پرداخت کرد»، فاش میکند که سازمان مجاهدین خلق در سال ۲۰۱۴ مبلغی بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون یورو برای تأسیس و حمایت از حزب راست افراطی وُکس (VOX) در اسپانیا پرداخت کرده است. این منابع مالی که حدود ۸۰ درصد هزینههای انتخاباتی اولیهٔ حزب را تأمین میکرد، از طریق انتقالهای مالی متعدد توسط هواداران این سازمان از ۱۵ کشور جهان واریز شده است. ویدال کوادراس، رهبر منطقهای این حزب در کاتالونیا که بعدها نمایندهٔ این حزب در پارلمان اروپا شد، از مهمانان ثابت سازمان مجاهدین است.
● روزنامهٔ آمریکایی پولیتیکو (Politico) در تاریخ ۳ مارس ۲۰۲۶ در گزارشی با عنوان «گروه تبعیدی ایرانی که در این لحظه واشنگتن را به بازی گرفت» به بررسی نقش سازمان مجاهدین خلق در لابیگری و تأثیرگذاری بر سیاست آمریکا میپردازد. این گزارش توضیح میدهد که چگونه این سازمان طی دو دههٔ گذشته با پرداخت پول به سیاستمداران سابق، استفاده از شرکتهای روابط عمومی و برگزاری رویدادهای پرهزینه توانسته است در واشنگتن نفوذ ایجاد کند.
پولیتیکو مینویسد که مجاهدین با بهرهگیری از شبکهٔ مالی غیرشفاف و حمایت برخی چهرههای سیاسی، تلاش کردهاند خود را بهعنوان «آلترناتیو» معرفی کنند. گزارش تأکید میکند که این سازمان با پرداخت مبالغ بالا برای سخنرانیها و سفرها حمایت سیاسی خریداری کرده و از این طریق تصویر خود را در آمریکا بازسازی کرده است.
این روزنامه در گزارش خود به چند مورد مشخص نیز اشاره می کند، از جمله:
از زمان لغو طبقهبندی «گروه تروریستی» در سال ۲۰۱۲، شورای ملی مقاومت - طبق اسنادی که به وزارت دادگستری آمریکا ارائه شده - بیش از ۲٫۷ میلیون دلار به شرکت لابیگری سناتور پیشین، رابرت توریسلی (دموکرات، نیوجرسی) پرداخت کرده است. شرکت Rosemont Associates دیدارهایی با دیپلماتها و نمایندگان کنگره آمریکا دربارهٔ موضوعات مختلف مربوط به پناهندگان ایرانی در خارج از کشور ترتیب داده و همچنین حضور رسانهای، امضای نامهها و نگارش یادداشتهای حمایتی در دفاع از سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن را تسهیل کرده است.
بسیاری از سخنرانان برای حضور خود مبالغ قابلتوجهی دریافت میکنند. مایک پنس، معاون رئیسجمهور پیشین آمریکا، پس از ترک سمت خود در سال ۲۰۲۱، طبق گزارشهای مالی ارائهشده در جریان کارزار انتخاباتیاش، بیش از ۴۰۰ هزار دلار از شورای ملی مقاومت و سازمانهای وابسته به آن دریافت کرده است. جان بولتون نیز طبق گزارشهای مالی، در سال ۲۰۱۷ بابت یک سخنرانی در گردهمایی شورای ملی مقاومت در پاریس ۴۰ هزار دلار دریافت کرده است.
پولیتیکو اشاره میکند که منابع مالی این فعالیتها همچنان نامشخص است و هیچ نهاد مستقلی نمیداند این هزینههای سنگین از کجا تأمین میشود. در این گزارش آمده است که مجاهدین از افزایش تنشهای ایران و آمریکا برای تقویت جایگاه خود در واشنگتن استفاده کردهاند. پولیتیکو نتیجه میگیرد که نفوذ این سازمان در پایتخت آمریکا بیشتر محصول لابیگری، پول و روابط عمومی حرفهای است تا برخورداری از پایگاه اجتماعی واقعی در میان ایرانیان.
اشاره پایانی
با وجود پولپاشی از سوی سازمان مجاهدین در این همه سال، رسانههای مستقل و منابع گوناگون از کشورهای مختلف در سالهای متفاوت، عدم شفافیت مالی این گروه، نامعلوم بودن منابع مالی آنها و نامشخص بودن راه کسب آن، تلاش برای لابیگری و تأثیرگذاری بر سیاست از طریق پول و نیز نداشتن پایگاه اجتماعی در میان مردم ایران را تأیید میکنند. منابع بیشتری نیز وجود دارند که برای پرهیز از طولانی شدن مطلب، از آوردن آنها خودداری میشود.
