پنجم دی ماه درگذشت زرتشت پیام آور راستی ، نیکی و خرد
اسماعیل وفا یغمایی

تدوین و گرد آوری اسماعیل وفا یغمائی
و اهورا مزدا جهان را آفرید و انسان را آفرید. و شادی را برای انسان آفرید. گاتهاو زرتشت
 
زَرتُشت، زَردُشت یا آشو زَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. زَرتُشت همچنین سراینده گات‌ها، کهن‌ترین بخش اوستا می‌باشد. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه‌زنی‌ها و اسناد، زمانی بین 600 تا 1000 سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده‌اند و زادگاه زَرتُشت را به مناطق مختلفی مانند ری، آذربایجان،خوارزم، سیستان و خراسان نسبت داده‌اند.
تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان‌های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد. دین زرتشت پیش از این بر اساس برآوردها  حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان داشت ولی با تجربه جمهوری اسلامی تعداد گروندگان به زرتشت بسیار افزون شده است.
یکتا پرستی با زرتشت
تاریخ یکتاپرستی در جهان، از پیامبری اشوزرتشت در سرزمین «ایرانویج» آغاز می‌‌‌شود. بنابربرخی باور زرتشتيان، نزدیک به بیست سده پیش از زایش مسیح، زرتشت در ششم فروردین، چشم به جهان گشود. از «گاتها»، سروده‌هاي او، پيداست كه نامش «زرتشتر» و نام خانوادگي‌اش «سپيتمه» است. برخي از زبان‌شناسان چم(:معني) زرتشتر را ستاره‌ي زرين يا درخشان خوانده‌اند. او پس از سی سال، در همین روز، از سوی اهورامزدا برگزیده شد تا مردمان را به‌سوي  راستی و شادی و نیکی راهنمائی و آنان را به اندیشه، گفتار و کردار نیک سفارش کند و آزادی اراده و شادی را برای آنان به ارمغان آورد.
آن چه از خانواده زرتشت میگویند
مادر زرتشت دوغدو دختر فری‌هیم‌رَوا و پدر وی پوروشسپ نام داشتند. نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. حاصل ازدواج پوروشسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست.
زرتشت در طول زندگی خود سه بار ازدواج کرده بود. نام زن نخست و دوم او ذکر نشده‌است، زن سوم او هووی نام داشته، هووی از خاندان هووگوه و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر کی گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است.
زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا داشت. زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسب می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های اورْوْتَتْ‌نَرَه و هْوَرْچیثْزَه به دنیا آمده، و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است.
نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیو ماه بود، که فروردین یشت از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به شمار آمده‌است.
زرتشت و اعلام آئین او
زرتشت بین سده 6 تا 18 ق.م  آئین خود را اعلام کرد.. ایرانیان قدیم آتش را به عنوان تجلّی خدای «آگنی» ستایش می کردند و خورشید و دیگر اجرام نورانی آسمانی را می پرستیدند و به فرشتگان نیک و بد اعتقاد داشتند.
 او در چنین شرایطی کار خود را آغاز کرد ولی نتوانست دین خود را در میان قبیله اش ــ میدیا در آذربایجان ــ نشر دهد. پس به بلخ رفت و در گشتاسب شاه آیین او را پذیرفت و دین زرتشت در سراسر ایران رواج یافت و  به دلیل اندرونه روشن اش در زندگی و پیشرفت ایرانیان تاثیری بسیار نیرومند نهاد. آئین زرتشت یکی از بنیادهای اصلی شکل گیری ایران بزرگ و قدرتمند پیش از اسلام و زاینده فرهنگی بود که ایرانیان را معماران یکی از بزرگترین تمدنهای روزگار خود  و پیش از اسلام کرد.
 
قبل  از زرتشت
آرياييان درآغاز ورود به پهنهء ايران، پرستش مظاهر مختلف طبيعت را به همراه آوردند. امّا در اختلاط با معتقدات بوميان و براثر تغيير اوضاع اقليمي، دربينش آنان دگرگوني هايي پديد آمد که با ظهور زَرتُشت به صورت ديني جديد آشکار شد.
زَرتُشت به جاي خدايان متعدد، اعتقاد خود را به اَهورامزدا، خداي يکتا و سرور دانا، ابراز داشت که با سلطه روحاني خود همه نيروهاي راستي و درستي و پاکي و خرّمي را در نظامي سنجيده براي همه ايرانيان پارسا و پاک نهاد، به طور يکسان، وعده مي داد. دين زَرتُشت، با اعتقاد به ستيز دائم بين بد و خوب و اختيار انسان براي انتخاب راه درست، ايجاد جامعه اي را نويد مي داد که در آن زندگي روزانه مردمان و تلاش آنان براي دستيابي به آسايش و رفاه مفهومي مينوي و متعالي دارد.
دين زَرتُشت از آغاز شاهنشاهي هَخامَنِشي تا پذيرش اسلام از طرف ايرانيان، بيش از يازده قرن، دین بیشتر ایرانیان بود. با حمله اسکندر و آغاز شاهنشاهي اشکانيان که به آيين مهرباور داشتند، از نفوذ آن کاسته شد. امّا ساسانيان، با ترکيب حکومت و دين، شاهنشاهي عظيمي تشکيل دادند که مُغان و موبَدان زرتشتی در آن از نفوذ و اختيارات بسيار برخوردار بودند. دین رسمی دربار ساسانیان دین زرتشتی بود. براثر گذشت زمان و تحوّلات اجتماعي، دين زَرتُشت از تعاليم ساده درباره تضاد و دوگانگي نيروهاي بد و خوب به آييني منظّم مبدّل شد که داراي آداب و رسوم و تشريفات خاص بود و اصول فلسفي و مبادي کلامي پيچيده اي داشت. مباحث ديني و اختلاف نظر در باب جنبه هاي اعتقادي و عملي در دوره ساسانيان به پيدايش دين ماني و فرقه هاي ديگري چون زُرواني و کيومرثي انجاميد.
از مشخصّات کلّي دين ايرانيان انطباق اعتقادهاي ديني با نيازهاي طبيعي و جسماني انسان بود. ايرانيان باستان براساس باورهاي ديني خود از زاري، اندوه، و آزار رساندن به هم نوع يا حيوانات و جانوران مفيد دوري مي جستند و اين گونه کارها را اهريمني مي پنداشتند و براي ياري اهورا مزدا از هيچ خوشي و شادي رويگردان نبودند. به نظر آنان سازندگي، آباداني و زايش و افزوني در هرجا و هر وقت و به هر منظور، کاري اهورائي بود. داستان پيري کهنسال که درخت تازه مي نشاند، نمايش گوياي اين اعتقاد است. به او گفتند: «تو از اين درخت برنخواهي خورد. چرا رنج گران برخود مينهي؟» گفت: «ديگران کِشتند ما خورديم. ما مي کاريم تا ديگران بخورند.»
ويژگي ديگر بينش ديني ايرانيان باستان تأکيد بر نژاد ايراني بوِد که از اصل دوگانگي خير و شر و نور و ظلمت سرچشمه مي گرفت. در اوستا نژاد ايراني اهورايي دانسته مي شود و اَنيران يا غير ايراني از دوده و تبار اهريمن. اين اعتقاد در آن دوران به شکل گيري جامعه ايراني و توانايي آن براي دفاع دربرابر مهاجمان بيگانه به خصوص اقوام وحشي و بيابانگرد کمکي شايان کرد. امّا تأکيد بربرتری نژادی و وابستگی به خندان های اشرافی، همچنین نفوذ زیاد رهبران مذهبی در سیاست گذاری های کشور در دوره ساسانيان موجب جدايي طبقات اجتماعي از يکديگر و سرانجام نارضايي طبقات فرودست، به ويژه پس از سرکوب مَزدَک و پيروان او، شد.
دورترها ودوران پيش از آرياها
درباره دين ساکنان پيش از تاريخ ايران آگاهي هاي چندان در دست نيست. پيکره هاي کوچکي، که به تعداد زياد در کاوش هاي باستان شناسی مربوط به دوران پيش از تاريخ، يافت شده نشان مي دهد که مردم آن روزگار آفريننده جهان را رَبة النوع، يا زن خدايي، مي دانستند که خداي فراواني و باروري بود. اين ربة النوع درحالي تصوير شده که پستان هاي خود را در دست ميفشارد و شير آن را نثار جهانيان مي کند. گفته اند که رسم انتساب به مادر که در سنن بسياري فرهنگ هاي باستاني معمول بوده، از اينجا سرچشمه گرفته است. در طايفه گوتي از کوه نشينان پيش از آريايي درّه هاي کردستان گاه فرماندهان سپاه از زنان برگزيده مي شدند. اين شواهد اعتقاد به خداي ماده را که آفريننده جهان است در مردم پيش از تاريخ ساکن اين منطقه تأييد مي کند. يکي ديگر از نيمه خداياني که در لُرستان مجسمه هاي بسيار آن يافت شده گيل گَمِش است، به شکل مردي که دو شاخ بر سر دارد. گيل گَمِش نگهبان چهارپايان است. در تصويرها گردن دو شير را در دوسوي خود مي فشارد. مردم پيش از تاريخ که در پهنهء ايران ساکن بودند، به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشتند، مردگان خود را درهمان محل سکونت به شکل خميده دفن مي کردند و در گور او ظرف هاي پُر آب و غذا و وسايل لازم براي جنگ و شکار مي گذاشتند.
باز هم دورترهاعصر وِدايی
هنگامي که آرياييان هندي و ايراني در فلات پامير باهم مي زيستند و هنوز پيوندهاي فرهنگي ميان خود را از هم نگسسته بودند، مظاهر طبيعت را مي پرستيدند و براي خشنودي آن ها قرباني بسيار مي کردند. آنان موجودات مفيد و نوراني را داوس يعني عناصر درخشنده مي ناميدند. ديو به معني خدا در زبان هاي هند و اروپايي، باز مانده آن اعتقاد ديرين است. از بزرگترين خدايان آريايي درآن روزگار ايندرا (خداي تندر و جنگ)، وارونا (خداوند آسمان پُرستاره)، ميترا (خداي خورشيد) و اَگْني (خداي آتش) را مي توان نام برد. خاطرات مذهبي و اساطيري اين دوران در قالب سرودهای مذهبی قرن ها سينه به سينه نقل شده و از هزاره دوم تا اوّل پيش ازمیلاد مسيح در وِدا، کتاب مقدّس هندوان، گرد آمده است. دوران اشتراک فرهنگي و اعتقادي ايرانيان و هنديان را به مناسبت نام اين کتاب عصر ودايي گويند. وِدا مشتمل بر چهار کتاب است که به تدريج گردآمده. بخشي که با اساطير و پيشينه تاريخي ايرانيان ارتباط دارد ريگ ودا خوانده مي شود و کهن ترين بخش وداست.
 عصر اوستا
جاي گزين شدن بخشي از آرياها در پهنهء ايران، ايشان را با سرزميني ديگر و آب و هوا و زندگي تازه روبرو کرد. اين دگرگوني، وضع اجتماعي و تفکّر آرياييان را درباره هستي و آفرينش نيز ديگرگون ساخت و به ظهور زَرتُشت و ديني جديد انجاميد و اصول اعتقادي و فرهنگي ايرانيان پس از عصر ودا براساس تعاليم کتاب او اوستا تدوين شد. از اين روي اين دوران را در تاريخ، عصر اوستايي مي خوانند. بنا به نوشته مورّخان ، اوستا درزمان هَخامَنِشيان بر دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود. درحمله اسکندر نسخه اي از آن را از آتشگاه استخر بيرون کشيدند و سوزاندند و نسخه ديگر را به يونان بردند و بخش هاي علمي آن را که مربوط به پزشکي، فلسفه، جغرافيا، نجوم و ديگر علوم بود به يوناني ترجمه کردند و باقي را از بين بردند. در درستي اين ادّعا جاي ترديد است. واقعيت آن که در زمان اشکانيان، بَلاش اوّل دستور جمع آوري کتاب اوستا را داد که سينه به سينه به وسيله مُغان و موبَدان نقل مي شد. بار ديگر در آغاز شاهنشاهي ساسانيان تَنسَر، موبَدان موبَد زمان اردشير بابکان و آذرباد مهرسپندان در دوران شاهپور اوّل، مأمور جمع آوري و تدوين و ترتيب کتاب اوستا شدند. آن چه امروز در دسترس ماست حدود پنج يک اوستاي ساسانيان بيش نيست و بيست و يک نَسْک(جزوه) دارد و ازپنج قسمت تشکيل شده: يسنا، ويسپرد، ونديداد، خردهاوستا و يشتها.
اوستا شامل موضوع هاي مختلفي چون نيايش اهورامَزدا و اَمشاسپندان و ايزدان و دستورهاي اخلاقي و ديني و داستان هاي ملّي و شرح حوادث تاريخي و حماسي است. بخش نخست آن يعني يسنا یا یسنه 72 هات یا بخش دارد که هریک از آن ها خود دارای چند بند است. هفده هات آن، به زباني بسيار قديمي است و صاحب نظران آن ها را از زبان خود زَرتُشت می دانند. اين بخش قديمي را گاهان يا گات ها مي خوانند. گردآوري اوستا در زمان ساسانيان به زبان اصلي يعني اوستايي صورت گرفت که مُغان و موبَدان با آن آشنايي کامل داشتند. امّا براي آن که ديگران نيز آن را دريابند تفسيري به پهلوي بدان افزودند که آن را زَنْد مي خواندند. از آن پس کلمات زند و اوستا بيشتر همراه هم مي آيد. بارديگر بر متن پهلوي، شرحي ديگر افزوده شد که پازند خوانده مي شود. پازند زباني است واسطه ميان پهلوي و فارسي کنوني. متون پازند را گاه به خط اوستايي مي نوشتند و گاه به خطّ فارسي.
و اما در باره خود زَرتُشت
دراوستا نام زَرتُشت به صورت زَرتوشترا به معني دارنده شتر زرد (يا پير) آمده است. هنوز زَردُشتيان هرسال، ششمين روز فروردين، زادروز و برانگيخته شدن زرتشت را به پيامبري جشن مي گيرند. تاريخ ظهور زَرتُشت را بين 1000 و 1400 سال پيش از ميلاد مسيح نوشته اند. امّا زرتشتیان بنا بر سنت او را معاصر بودا مي دانند که حدود قرن ششم پيش از ميلاد مسيح مي زيست. بنا بر نوشته هاي زَرتُشتي، که قرن ها پس از او گرد آمده، زادگاه زَرتُشت درغرب ايران در کنار درياچه اروميه بوده است.
زَرتُشت بر اثر مخالفت بزرگان دين قديم ناچار سفري طولاني به شرق کرد و در بَلخ از حمايت گُشتاسب (ويشتاسب) و خانواده او بهره مند گرديد. به زَرتُشت معجزاتي نسبت مي دهند که درکتاب زَراتُشت نامه از آن ها ياد شده.
دين زَرتُشت با گرويدن مُغان به آيين جديد رواج کامل يافت و تا سقوط ساسانيان و حمله سپاهیان خلیفه دوم و ادامه آن در دورانهای بعد و فرو پاشی ایران  در زیر پرچم مهاجمان ،از طرف ايرانيان همچنان اهميّت و اعتبار ديرين خود را حفظ کرد. زَرتُشت دين خودرا مَزدَيَسنا خوانده که مقابل کلمه ديويسنا يعني پرستنده خدايان گذشته آريايي است.
مَزدَيَسنا
زرتشتيان را به جز مَزدَيَسنا (پرستنده مزدا يا اهورامزدا)، راستي پرست، مَجوس، به دين و آتش پرست نيز خوانده اند. اسامي دين زرتشت براعتقاد به اهورمزدا به معني سروَر دانا، آفريننده يکتايي است که سِپَنْتَ مينيو يا خرد مقدّس نيز خوانده مي شود. اهورامزدا هستي را به زيباترين، روشن ترين و سودمندترين صورت خلق کرده است. جهان نيک همواره درمعرض حمله اهريمن يا انگَرَمينيو(انديشه زشت و نابکار) است که آفرينش اهورايي را به حوادث ناگوارو هجوم حيوانات درّنده و زيانکار و فقر و ناخوشي و ناداني دچار مي سازد.
انسان برترين آفريده اهورمزدا، اصلي آسماني و پاک دارد که فَرَوهَر يا فَرَوَشي خوانده مي شود. امّا در زندگي، انسان پيوسته مورد وسوسه اهريمن و ياران او مانند ديوهاي دروغ، آز، تنبلي و پيمان شکني است. بنابراين وجود انسان هم جايگاه فرشته راستي و نيکي است و هم آماج دروغ و پليدي. هريک از اين دو نيرو او را به سوي خود مي کشاند. در مقابل آن، انسان که مختار و مسئول اعمال خويش است، بايد در جدال و ستيز دائم، ديوهاي دروغ و فريب و ترس و حسادت و ستم و تن پروري را از خود براند و راستي و دليري و دادگري و بخشايندگي را همه جا بگسترد.
اين پيکار در همه هستي جريان دارد و از آن جا که در بينش مَزدَيَسنا بدبيني و نوميدي راه ندارد، سرانجام درآخر زمان، موعود زَرتُشتيان به نام سوشيانس ظهور مي کند و اهريمن و لشکريان او را به دوزخ مي راند. از آن پس اندیشهء نيک، گفتارنيک و کردار نيک که کمال هستي است درجهان فرمانروا مي گردد. اين نبرد جهاني، که عاقبت به پيروزي خير خواهد انجاميد، پس از يک دور دوازده هزار ساله به رستاخيز خواهد پيوست. اعتقاد به رستاخيز و فرا رسيدن روز پسين که درآن اندیشه و گفتار و کردار انسان سنجيده مي شود از خصوصيات دين زَرتُشت است. بنابراين عقيده، در سپيده دم روز چهارم پس از مرگ، ايزدان و اَمشاسْپَندان شخصِ درگذشته را به داوري مي خوانند.  
در اوستا از شش فرشته به نام اَمشاسْپِندان يا مقدّسان فنا ناپذير (جاودانه نيکان) نام برده شده است. سِپِنتَ مينيو يا خرد پاک در رأس آنان است و عدد هفت کامل می شود. بعدها اهورامَزدا به جاي سِپِنتَ مينيو آمده است. اين فرشتگان که سه تن زن و سه تن مرد هستند به ترتيب اهميّت در دوسوي اهورامزدا قرار مي گيرند و عبارت اند از بهمن، ارديبهشت و شهريور، و در سوي چپ سِپندارمَذ، خرداد و اَمرداد. امشاسپِندان در واقع صفات اهورامَزدا هستند و انسان با پي روي و ستايش آنان خود را به کمال مينوي مي رساند.
درگيتي (عالم مادي) امشاسپِندان نگهباني آسمان، زمين، گياه، آب و آتش و ديگر عناصر و آفريده هاي نيک و مفيد هستي را برعهده دارند. در برابر هريک از آن ها موجودي اهريمني به دشمني مشغول است که ديو خوانده مي شود. اهورمَزدا با گروه امشاسپِندان و ايزدان تشکيل پادشاهيي مينوي را مي دهد که نظم و ترتيبي بسيار سنجيده و محکم دارد. اعتقاد به اين شوکت و جلال آسماني و نظم و ترتيب خلل ناپذير را اساس تشکيل شاهنشاهي مقتدر هَخامَنِشي دانسته اند که توانست همه اقوام آريائي را گرد هم آورد و سرزمين هاي گسترده اي را به زير نگين خود کشد.
دين زَرتُشت درآغاز تعليمات ساده اي داشت و مردم را به راستي و درستي و پاکي و تلاش براي آباداني و سازندگي مي خواند. امّا با گذشت زمان، اين معتقدات همراه رسوم و عادات و تشريفات خاصي شد و سرانجام به صورت آييني منظّم که فلسفه و مبادي کلامي بسيار عميقي داشت درآمد. ازدوران شاهنشاهي هَخامَنِشي، درسنگ نوشته ها، همواره از اهورامزدا با عنوان بُغ بزرگ يا خداي بزرگ ياد مي شد. در عصر ساسانيان علاوه بر اهورامَزدا، ميترا (ايزد مهر) و اناهيتا (ايزدبانوي آب) اهميّتي فوق العاده يافتند. در اين زمان اعتقاد براين بود که اهورامَزدا نگهباني جهان را همسان به اين دو ايزد واگذاشته است.
درمعتقدات زَرتُشتي، ايزدان ديگري نيز بسيار گرامي هستند و مورد ستايش و نيايش خاص قرار مي گيرند. ازجمله ايشان آذر، ايزد نگهبان آتش و سروش پيک آسماني و هاتف و دئنا یا فرشتهء دین وضمير انساني يا نداي وجدان را مي توان نام برد. نيايش آتش درآتشگاه هاي بزرگ چنان اهميّت داشته است که زَرتُشتيان را آتش پرست نيز خوانده اند. اين اعتقاد راسخ به عناصر چهارگانه، آتش، باد، آب و خاک انگيزه احترام به آنها شده است. حفظ محيط زيست و رعايت سلامت و پاکي انسان، براي زَرتُشتيان واجب اعتقادي است. موبَدان از ديرباز هنگام نزديک شدن به آتش مقدس، صورت خود را مي پوشانند تا نفس آنان موجب آلودگي آتش نشود. از ديگر آداب نيايش زَرتُشتي، نوشيدن و نثار نوشابه مقدس و مستي آور هوم است که با ترتيب خاص و بوسيله روحانيان از شيره گياهي به همين نام گرفته مي شود.
بسياري از معتقدات و آداب دين زَرتُشت درگذر زمان به اديان و فرهنگ هاي ديگر راه يافته و با تغييراتي برجاي مانده است، از آن جمله اعتقاد به ظهور نجات دهنده اي که عدل را در جهان خواهد گسترد و پليدي و بدکاري و ستم را نابود خواهد کرد.
آئین مهردر کنار دین زرتشت
با وجود گسترش دين زَرتُشت در شاهنشاهي هَخامَنِشي، معتقدات ديرين آريايي و پرستش مظاهر طبيعت تا زماني دراز بين طوايف آريايي ساکن مشرق ايران جايي بزرگ داشت.
 پارت ها، مِهر (ميترا)، خداي آفتاب تابان و ايزد روشنائي و فروغ جاوداني، را ستايش مي کردند و براساس افسانه هاي مربوط بدان، آييني با معتقدات و آداب و رسوم و تشريفات خاص داشتند. مراسم نيايش مِهر با ترتيبات خاص در اعماق غارهاي تاريک انجام مي گرفت، زيرا بنا بر افسانه، مِهر که خود از شکاف کوه زاده شد، با ضربه دشنه بر سنگ خارا، چشمه جوشان آب را جاري کرد و پس از مبارزه اي سخت ب رگاو وحشي پيروزي يافت و مراسم قرباني گاو در غارصورت مي گرفت و در آن نمايندگان هفت طبقه روحاني، با صورتک هايي که رمز مقام ديني آنان بود، حضور داشتند. اين هفت طبقه نمودار مراحلي بود که جوان نوآموز آيين مهر بايد، با اطاعت و انضباط کامل و تحمل سختي و مشقت بسيار، طي کند تا به مرحله کمالکه مقام پير است برسد.
بنا برافسانه مِهر، گردونه زمان، که ايزدمِهر (خداي خورشيد) آن را مي راند، با چهار اسب که مظاهر آتش، باد، آب و خاک اند حرکتي دايره وار پيرامون جهان هستي دارد. آتش اسب بيروني اين حرکت دوّار است. در آخر زمان دَم سوزان اسب بيروني همه هستي را ذوب خواهد کرد. از ميان آتش، تنها پاکان، راستگويان و دلاوران راست کردار برجاي خواهند ماند. بدين ترتيب ايزدمهر داور روز پسين و پاک کننده هستي از همه دروغ ها، بد عهدي ها و پليدي هاست. جنبه هايي از افسانهء مهر درمعتقدات شاخه اي از دين زَرتُشت که در زمان ساسانيان پديد آمد، وارد شده است.
آئین زروان هستی پرستان در کنار ائین زرتشت
 زُروانيان که در تاريخ معتقدات بعد از اسلام درمباحث کلامي از آن ها به نام دَهريان   و پيروان زُروان ياد شده، هستي را زاده زمان و خداي آن زُروان مي دانند که به صورت موجودي نرينه-مادينه با سر شير و دهاني گشوده و خون آلود تصوير مي شده است.
معتقدات زُرواني نيز همچون آيين مهر از پرستش عناصر طبيعت متأثر بوده که جنبه فلسفي پذيرفته و به صورت نظامي اعتقادي درآمده بود. پس از تشکيل شاهنشاهي اشکاني، پارت ها به تدريج زَرتُشتي شدند و به جمع آوري و تدوين اوستا پرداختند. ايشان نيز مانند هَخامَنِشيان پرستشگاه هايي براي سه بَغ بزرگ، اهورمَزدا، ميترا و اناهيتا مي ساختند و به ستايش و نثار قرباني براي ايشان مي پرداختند. آيين مِهر در سرودها و معتقدات زَرتُشتي و همچنين فرهنگ و ادب و اساطير ايراني تأثيري بسيارگذاشت. اين آيين به سپاهيان و برگزيدگان تعلّق داشت و از اخلاق و انضباطي بسيار دقيق برخوردار بود.
آيين مِهر، يا ميتراييسم و رونق و گسترش آن در اروپا
، در زمان اشکانيان بوسيله اسيران رومي که به سرزمين خود باز گشتند در اروپا تا نواحي اطراف رودخانه هاي رُن و دانوب گسترش يافت و تا جزيره ايسلند رفت و در دربار امپراتوران و بين سپاهيان روم اعتباري فراوان به دست آورد. ميتراييسم تا پيش از رسميّت دين مسيح برجاي بود و بسياري از آداب و مراسم آن همچنان باقي ماند. مهمترين آثار معماري و مدارک مربوط به آيين مِهر در اروپا يافت شده است. امّا در فرهنگ ايران بعد از اسلام نيز نشانه هاي بسياري از معتقدات آن را مي توان يافت. نواختن نقاره در بامداد و نيمروز و غروب خورشيد، آداب زورخانه و صفات خاص جوانمردي و عيّاري، مراحل هفتگانه سير و سلوک صوفيانه و گذار از طبقات هفتگانه تا رسيدن به کمال درمعتقدات اسماعيليه و ريشه بسياري از مصطلحات و تعبيرهاي عارفانه شعر و ادب فارسي را بايد درخاطره هاي دور اين آيين جستجو کرد.
آيين مانی  در کنار آئین زرتشت
ماني (277-216م) پيامبرايراني است که نفوذ افکارش بيش از يک هزارسال در خِطّه وسيعي از چين تا اروپاي مرکزي و شمال آفريقا حادثه آفريده. وي در آخرين سال هاي حکومت اشکانيان به دنيا آمد. پدرو مادرش احتمالاً از دودمان نجباي اشکاني و پيرو مذهب ماندايي ها يا صابئين بودند که پس از مهاجرت از فلسطين در دشت ميشان از نواحي خوزستان مي زيستند. صابئين یا ماندائی ها غسل تعميد مي يافتند و طريقه گُنوسي، مخلوط با عقايد بابِلي و ايراني، در معتقدات ايشان راه يافته بود.
ماني روز جلوس شاپور اوّل، دوّمين پادشاه ساساني، از راه آشنايي با برخي شاه زادگان و درباريان، به حضور شاه رسيد و کتاب خود شاپورگان را بدو تقديم داشت ومورد علاقه و احترام او قرار گرفت و ساليان دراز در مسافرت ها و جنگ ها همراه شاپور به نقاط مختلف سفر کرد. وی ظاهراً در مداواي بيماران نيز شهرت داشت، امّا چون از درمان فرزند شاه درماند مورد غضب وي قرار گرفت.
در زمان جانشينان شاپور، ماني سال ها در زندان بود و عاقبت به بدخواهي موبَدان بزرگ درباري، از جمله کَرتير، محاکمه و وحشيانه شکنجه و کشته شد. محکوميت ماني نتيجه قدرت فوق العاده اي بود که موبَدان زَرتُشتي، با پيوند دين و سياست در دوران ساسانيان و بکار گرفتندین در دیواره قدرت حکومتی و انحراف از پیام زرتشت ، به دست آورده بودند. پيکر بي جان ماني سال ها بر دروازه جندي شاپور آويخته بود. اين دروازه را تا قرن ها بعد آن را دروازه ماني مي خواندند.
ماني با اديان زمان خويش آشنايي گسترده داشت و معتقداتش ترکيبي از عقايد مسيحي، زَرتُشتي و بودايي بود. وي اساس اديان را يکي مي دانست و بر جنبه هاي اخلاقي تأکيد بسيار داشت و رعايت احوال توده هاي محروم را لازم مي شمرد. از اين نظر حتي دشمنان ماني، چون سنت اگوستين، نيز به اخلاق والاي او شهادت داده اند. در دستورات اخلاقي ماني هرگونه حرص مال و جاه و شهرت زشت شمرده شده است. وي پيش آهنگ صلح و آشتي بود و به کار بردن جنگ افزار و جنگ آوري را جايز نمي دانست.
به باور مانَويان، زناشويي و داشتن فرزند اسير کردن دوباره نور در ظلمتِ مادّه و تن است. بنابراين، برگزيدگان مانَوي از ازدواج پرهيز داشتند. با اين همه زنان درجوامع مانَوي مورد احترام بسيار بودند. در تاريخ روم از زني به نام جوليا ياد مي شود که يکي از مبلّغان معروف ماني بود. وي در دربار امپراتور با شجاعت و زبان آوري تمام از عقايد خويش دفاع کرد و عاقبت چون ديگر مانَويان جان بر سر اعتقادات خود گذاشت.
مانَويان در شعائر ديني از تشريفات و تظاهرات دوري مي جستند و به قرباني و غسل و تعميد نيز اعتنا نداشتند. امّا هنر نزد ايشان بسيار گرامي بود. ماني مخترع خطّ جديدي مشتق ازخطّ سُرياني نيز بود و آثار خود را به اين خط مي نگاشت. افزون بر اين، وي معتقدات پيچيده خود را درباره دستگاه عظيم آفرينش که در مخيّله پرورده بود در کتابي به تصوير درآورد. اين کتاب اَرتَنگ يا اَرژَنگ ناميده مي شد و ازجهت زيبايي و رنگ آميزي مَثَل بود.
موسيقي نيز در دين ماني مقامي بزرگ داشته است. سرودهاي مذهبي و مجالس عمومي دعا و نيايش با موسيقي همراهي مي شد. به نظر مانَويان نماز و موسيقي دو هديه آسماني است و پرداختن به آن پاداش بزرگ دارد. در آثار متعدّدي که از مانَويان درچين، هند و ترکستان برجاي مانده نشانه هاي خطّ خوش، کاغذ نفيس و تزيينات صفحه و نقّاشي جلد با بيان شاعرانه و آهنگين و ديد هنرمندانه درآميخته است.
دين ماني درزمان خود او به وسيله مبلّغان به سراسر جهان متمدّن آن روزگار پراکنده شد. پس از کشته شدن ماني سرکوب مانَويان با شدّت و خشونت بسيار در داخل ايران دنبال گرديد، امّا درهمان زمان يکي از ملوک عرب حمايت آنان را به عهده گرفت و بسياري از مانويان فراري نزد او رفتند. حدوديک قرن پس از قتل ماني، در سوريه، مصر، آفريقاي شمالي تا اسپانيا و مملکت گال از حضور فعّال مانويان نشان بسيار برجاي بوده است. در قرن چهارم ميلادي، سنت آگوستين، که بعدها آثار او از جمله مهم ترين نوشته ها در دفاع از مسيحيت به حساب آمد، به مدّت نه سال مانَوي شد. در کتاب هاي معروف او شهر خدا و شهر دنيا، که در ردّ عقايد ماني نوشته شده، تأثير عقايد ماني آشکار است. اهميّت و نفوذ مانَويان دراين قرن در رم، مرکز پاپ، به درجهاي بود که کنستانتين، امپراتور روم در سال 326م برضدّ اهل بدعت (مانَويان) فرماني صادر کرد و درسال 372م والنتاين حقوق اجتماعي را ازمانَويان سلب کرد و براي برگزيدگان مانَوي حکم اعدام و تبعيد داد. امپراتور يوستينين درسال 520م، که مصادف با درگيري هاي شديد امپراتوران روم و شاهنشاهان ساساني بود، براي کليه مانَويان حکم اعدام صادر کرد زيرا به عنوان عناصر طرفدار ايران موجب هراس دربار امپراتوران روم بودند. در همين اوان مانَويان در ايران نيز مورد شکنجه و آزار قرار مي گرفتند.
دين ماني در اواخر قرن هفتم ميلادي به چين راه يافت. درسده دهم ميلادي رياست مذهبي مانَويان از بابِل به سمرقند منتقل شد، از راه جامعه هاي سرّي و پنهاني منتشر و هم رديف با عقايد تائو و بودا پيروان بسيار يافت. بعد از اسلام، در زمان خلفاي اُموي و عبّاسي، کشتار مانويان بارها صورت گرفت. دراين زمان ايشان را زَنديق يا زَنديک مي گفتند. نوشته هاي بسيار در ردّ عقايد آنان برجاي مانده است. با اين همه شماري قابل ملاحظه از ايرانيان نامي دربار خلفا مانَوي بودند يا ايشان را به داشتن اين عقايد متّهَم مي کردند. ابن مُقَفَّع، مترجم و نويسنده بزرگ دربار اُموي و اوايل دوره عبّاسي از مشهورترين آن هاست. انديشه هاي حسين بن منصور حلاّج نيز شباهت هاي آشکار با عقايد مانَويان دارد. درقرن چهاردهم ميلادي، جنگ هاي صليبي برضد کاتارها که شعبه اي از پيروان ماني بودند در اروپا به کشتار وحشيانه مردمي انجاميد که مرگ را، همچون زَندیق(زندیک)های ايراني در دوران خلافت عبّاسي با سکوت و سکون پذيرا مي شدند. بدين ترتيب دين ماني کمابيش هزار تا هزارو دويست سال دوام کرد و بر بسياري از رويدادهاي اجتماعي دوران خود اثر گذاشت. مزدک نيز معتقدات اقتصادي و اجتماعي خودرا از مانَويت گرفت و در اروپا، تا قرن هاي دوازدهم و سيزدهم، بسياري از شورش هايي را که عليه مالکان بزرگ و کليسا رخ مي داد متأثّر از عقايد مانويان مي دانستند.
 
 
مرگ زرتشت
مرگ زرتشت در پنجم دی ماه گاه‌شماری ایرانی واقع شده‌است این روز را روز خورایزد گویند. به روایت برخی از نوشته‌های اوستایی زرتشت، پیامیر ایرانی پس از پایان رسالت خود که بخشی از آن آموزش راستی و رستگاری و آرامش به انسانها بود، در شهر بلخ به سر می‌برد. زرتشت هفتاد و هفت سال از عمرش می‌گذشت و در آتشکده شهر بلخ به آموزش و راهنمایی انسان‌ها می‌پرداخت و این هنگامی بود که گشتاسب کیانی، فرمانروایی آن سامان را به عهده داشت.
گشتاسب و پسرش اسفندیار از بلخ که پایتخت آن زمان بود خارج شده بودند و فرمانروای تورانی ارجاسب، که دشمن دیرینه ایرانیان بود از موقعیت استفاده کرد و توربراتور فرمانده سپاه خود را با لشکری بسیار به ایران فرستاد. لشکر تورانی، دروازه‌های شهر بلخ را با همه دلاوریهای ایرانیان در هم شکستند و هنگامی که اشو زرتشت پیامبر ایرانی با لهراسب و گروهی از پیروانش در آتشکده بلخ به نیایش مشغول بودند حمله کردند و وی را کشتند. زرتشتیان در روز خورایزد و دیماه به آدریان و معابد روی می‌آورند و نیایش پروردگار یکتا را به جا می‌آورند.
شاهنامه‌ی فردوسي، داستان زايش اشوزرتشت را با پديد آمدن درختي تنومند با ريشه‌هايي استوار و شاخه‌هاي بسيار كه
برگ و بارش پند و خرد و دانايي است، گزارش مي‌كند.
چو یک چند گاهی بر آمد برین
 درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسپ تا پیش کاخ
 درختی گشن‌بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
 کسی كز خرد برخورد کی مرد
خجسته پی و نام او زردهشت
که اهریمن بد‌کنش را بکشت
به شاه جهان گفت که پیغمبرم
تو را سوی یزدان همی رهبرم
اين‌‌گونه بيان داستان از سوي فردوسي، كه از درختي گشن‌بيخ و بسيار‌شاخ، نام مي‌برد، اشاره دارد به آييني ديرين در سرزمين ايران كه با زاده شدن هر فرزندي، درختي بر روي زمين مي‌كاشتند تا آلودگي‌هايي را كه از اين فرزند به كره‌ي خاكي مي‌رسد، بزدايد. به هر روي، پس از آن‌كه اشوزرتشت، كيش خود را به شاه ايران، گشتاسب، نماياند، كي‌گشتاسب، پدرش، لهراسب و برادرش، زرير، كيش او را پذيرفتند و كُشتي بر ميان بستند. كي‌گشتاسب دانايان را به شهرها فرستاد تا آتشكده‌ها برپا كنند.
نخست آتشكده‌ي مهربرزين را بنياد نهاد. اشوزرتشت سروي بزرگ را در آن كاشت كه به نام «سرو كاشمر» نامدار شد.
پس از آن، پيامبر، بر كي‌گشتاسب كه خراج به دربار ارجاسب، پادشاه توران مي‌فرستاد، خرده گرفت. كي‌گشتاسب نيز پذيرفت و فرمان داد تا ديگر باج و خراجي به توران فرستاده نشود.
 ارجاسب توراني از اين ماجرا آگاه شد و نامه‌اي براي كي‌گشتاسب نوشت كه از دين نو بازگردد و همچون گذشته خراج‌گذار توران شود تا از فرمانروايي بر سرزمين‌هايي بيشتر و گنج‌هايي بي‌شمار بهره‌مند شود‌ وگرنه بر او خواهد تاخت و كشورش را ويرانه‌اي خواهد ساخت. نامه‌ي ارجاسب كه در دربار كي‌گشتاسب خوانده شد، زريرِ سپهبد و اسفنديار، پسر شاه، از آن، سخت برآشفتند؛ پاسخ تندي بر نامه‌ي ارجاسب نوشتند و خود را آماده‌ي نبردي بزرگ در برابر لشكر توران كردند.
در اين جنگ بزرگ، بسياري از پهلوانان و بزرگان ايران همچون اردشير، شيدسب و نيوزار، كه هرسه فرزندان شاه بودند، فرزند جاماسب، وزير خردمند گشتاسب‌شاه كه «گرامي» نام داشت و در پايان زرير، سپهبد دلاور ايران، پس از دليري‌هاي بسيار و از خودگذشتگي فراوان به دست دشمن كشته‌ شدند.
در هنگامه‌اي كه شكست ايران نزديك بود، «اسفنديار رويين‌تن» به ميدان آمد و با جنگاوري‌هاي بسيار، برگ را به‌سود ايران برگرداند و پيرزوي را براي ايرانيان به ارمغان آورد. ارجاسب و مانده‌ي سپاهيانش رو به سوي بيابان نهادند و گريختند. ماجراي اين نبرد بزرگ، افزون بر شاهنامه، در كتاب «يادگار زريران» نيز آمده است.
سال‌ها از اين نبرد بزرگ گذشت. بدگويي چرب‌زبان، دل شاه را از اسفنديار كه در انديشه‌ي تاج و تخت بود و بارها براي آن پيمان از پدر گرفته‌بود، برگرداند
. شاه او را در دل دژي بزرگ در غل و زنجير به زندان افكند و خود به ميهماني رستم دستان در سيستان رفت. و اين‌گونه بلخ، پايتخت ايران، از فرمانروا و پسر دلاورش، تهي شد. پسران اسفنديار كه اين‌چنین ديدند، به سوي پدر شتافتند تا در زندان او را از تنهايي به‌در‌آورند. به ارجاسب توراني پيام بردند كه بلخ از پهلوانان خالي است و به‌جز لهراسب پير و هفتصد مرد ديني كه در آتشكده سرگرم راز و نياز و نيايشند، كسي از نامداران در پايتخت نيست. ارجاسب كه بيشه را خالي از شيران ديد، بار ديگر به ايران يورش آورد تا كار شهرياري اين سرزمين را يكسره كند.
سپاه ارجاسب كه به بلخ رسيد، لهراسب جامه‌ي رزم پوشيد و بر پيرانه‌سرش، خود جنگي نهاد و به ميدان آمد و بسيار از تورانيان را از دم تيغ گذراند. آن‌چنان كه به ناچار چندين پهلوان توراني او را در ميان گرفتند و از هر سو بر او تير و تيغ و گرز باريدند تا پير آتشكده آرام گرفت و جان به جان‌آفرين سپرد.
تورانيان كه او را جواني نيرومند مي‌پنداشتند، كلاه از سرش برداشتند و موي سپيدش ديدند و شگفت‌زده شدند كه در سالخوردگي چگونه دليري و جنگاروي مي‌كرد و ترسي بزرگ به ‌دل تورانيان افتاد كه اگر اسفنديار آزاد بود و در ميدان مي‌تازيد، چه مي‌كرديم؟
تورانيان كه اين¬گونه ديدند، رو به سوي آتشكده نهادند:
نهادند سر سوی آتشکده
بر آن کاخ و ایوان زرآژده
همه زند و اُستا همی سوختند
چه پرمایه‌تر بود برتوختند
ورا هیربد بود هشتاد مرد
 زبانشان ز یزدان پر از یادکرد
همه پیش آتش بکشتندشان
ره بندگی بر نوشتندشان
ز خونشان بمرد آتش زردهشت
/ندانم چرا هیربد را بکشت
به سوي آتشكده تاختند و بر آن كاخ باشكوه زرين پاي‌نهادند. اوستاها را سوزاندند و گنجش را ربودند، هيربدان را كشتند و خونشان را بر آتش پاك ريختند و بسياري را به گروگان بردند. زرتشت پاك نيز به‌هنگام خواندن نيايش به‌ تيغ بدانديشي از پا درآمد و اين‌گونه آتش جان آن اشو(:پاك) به همراه آتش آتشكده به خاموشي گراييد.
 همسر كي‌گشتاسب كه اين‌گونه ديد سوار بر اسبي به‌تاخت به سيستان شتافت تا شاه را آگاه كند. گشتاسب نخست، كار را آسان گرفت و گفت: با لشكر من كسي را پاي ايستادگي نيست و با يورشي تورانيان را شكست خواهم داد.
همسرش گفت اين‌گونه آسوده مباش كه پدرت را با موي سپيد و هفتصد موبد و زرتشت پاك را از دم تيغ گذراندند. آتشكده و شهر را ويران كردند و دخترانت را به اسيري بردند. گشتاسب سخت دژم شد. نامه به مرزداران و لشكرداران خويش نوشت و همه را گرد آورد و با سپاهي بسيار به‌سوي بلخِ نامي تاخت. دو سپاه روي‌درروي هم ايستادند و سه روز و سه شب جانانه جنگيدند. در ميان اين گيرودار بسياري از پسران گشتاسب كشته و زخمي شدند. كي‌گشتاسب گريخت و به كوهي پناه آورد كه پس از آن، گرداگردش را تورانيان گرفتند. گشتاسب درمانده و نااميد از وزير خردمندش جاماسب ياري خواست.
جاماسب كليد كار را در آزادي اسفنديار ديد. كي‌گشتاسب كه انگار رويين‌تن را از ياد برده بود به‌ناگاه شادمان شد و باز او را پيمان شاهي داد. جاماسب فرزانه در تاريكي شب با جامه‌ي توراني از ميان تورانيان گذر كرد و خود را به رويين‌دژ، رساند كه در آن اسفنديار در ميان زنجير و آهن در بند بود
. اسفنديار نخست دل پر از كين پدر داشت. اما همين‌كه شنيد فرشيدورد، برادر دلبندش در ميدان تيرخورده و زخمي افتاده و از يزدان پاك آرزوي مرگ مي‌كند، خونش به‌جوش آمد. درنگ نكرد تا آهنگران زنجيرها را ببرند. با نيروي بازو زنجيرها را دريد و غل‌وبند را درهم شكست. جاماسب شگفت‌زده از او پرسيد پس چرا ديرزماني در بند ماندي و اسفنديار پاسخ داد:
به‌فرمان يزدان نشسته بُدم
  نه از بهر اين بند بسته بُدم
كه هر كو ز فرمان و پند پدر
  بتابد مر او هست جادو پسر
اسفنديار بي‌درنگ زره بر تن مي‌كند و بر سپاه ارجاسب توراني مي‌تازد. پس از فراز و نشيب داستان، بر تورانيان پيروز مي‌شود. اما افسوس كه بازهم نوشدارو پس از مرگ سهراب مي‌رسد و اسفنديار هنگامي ايران را مي‌رهاند كه ديگر زرتشت پاك، لهراسب پير و بسياري از بزرگان و نيكان و دليران ايران جان در تن ندارند.
داستان درگذشت اشوزرتشت در كتاب پهلوي «زادسپرم» آمده است. ماجراي كشته شدن زرتشت پاك در آتشكده‌ي بلخ، در هنگام نيايش و به‌دست يك توراني به نام توربراتور، نگاشته‌اند. اين داستان در شاهنامه‌ي فردوسي نيز بازتاب يافته است. پنجم دي‌ماه را سال‌روز درگذشت پيام‌آور ايران باستان مي‌دانيم و يادش را گرامي مي‌داريم و بر آموزه‌هايش استوار مي‌مانيم.
برخی منابع برای تحقیق
  • ·  ابوالقاسمی، محسن، (1386)، راهنمای زبانهای باستانی ایران، جلد1، انتشارات سمت: ...
  • ·  آذر گشسب، موبد اردشیر، (1343)، خرده اوستا، چاپ دوستی: تهران. ...
  • ·  آزاد، ابوالکلام، (1330)، کورش کبیر (ذوالقرنین)، ترجمه باستانی پاریزی، انتشارات ...
  • ·  افتخارزاده، محمودرضا، (1377)، ایران، آیین و فرهنگ، انتشارات رسالت قلم: ...
  • ·  _____، (1388)، آیین زرتشت، (کهن روزگار و قدرت ماندگارش)، ترجمه‌ی ...
  • ·  بویس، مری، (1376)، تاریخ کیش زرتشت، ترجمه‌ی همایون صنعتی‌زاده، تهران، ...
  • ·  پور داود، ابراهیم، (1378)، گات‌ها کهن‌ترین بخش اوستا، انتشارات اساطیر: ...
  • ·  ا جان .بی .ناس .(1370) تاریخ جامع ادیان، ترجمه حکمت، ...
  • ·  خورشیدیان، اردشیر .(1385) گفت و گوی ادیان با تامل بر ...
  • ·  دارمستتر، جیمس، (1382)، مجموعه قوانین زرتشت، یا وندیداد اوستا، ترجمه ...
  • ·  دوستخواه، جلیل، (1374، اوستا کهن‌ترین سرودها و متنهای ایرانی، جلد ...
  • ·  دوشن‌گیمن، (1375)، دین ایران باستان، ترجمه‌ی رویا منجم، انتشارات فکروز: ...
  • ·  راشد محصل، محمدتقی، (1382)، اوستا«ستایش‌نامه‌ی راستی و پاکی»، دفتر پژوهشهای ...
  • ·  راوندی، مرتضی، (1354)، تاریخ اجتماعی ایران، جلد اول چاپ سوم، ...
  • ·  سعدی، (1376)، گلستان، تصحیح نورالله ایزد پرست، انتشارات دانش: تهران. ...
  • ·  شارپ، رالف نارمن، (1343)، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، دانشگاه شیراز. ...
  • ·  فرنبغ دادگی، (1378)، بندهشن، ترجمه مهرداد بهار، اتشارات توس: تهران. ...
  • ·  کریستین سن، آرتور، (1367)، ایران در زمان ساسانی، ترجمه رشید ...
  • ·  کلنز، ژان، (1386)، مقالاتی درباره‌ی زرتشت و دین زرتشتی، ترجمه ...
  • ·  گزنفون، (1342، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، اشارات دنیای کتاب: تهران. ...
  • ·  گویری، سوزان، (1382)، یسن‌های اوستا و زند آن‌ها، (فصل‌های 70، ...
  • ·  ____، (1382)، مذهب کورش کبیر، ترجمه غلامحسین نوعی، مجله تاریخ‌پژوهی ...
  • ·  منجزی، علی اصغر 1384 _ پژوهشی در کیش زرتشت، قم ...
  • ·  مهرین، مهرداد، (1361)، آئین راستی یا یکتاپرستی زرتشت، انتشارات فروهر: ...
  • ·  هینتس، والتر، (1385)، داریوش و پارسها (تاریخ فرهنگ ایران در ...
  • ·  محیدی، حسین، (1384)، شناخت زرتشت، نشر طوس، تهران. ...
  • ·  ولفگانگ، ویلهلم، (1386)، کورش شهریار دادگر، ترجمه شهریار دادگر، انتشارات ..

منبع:پژواک ایران


اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*عاقبت ملت شما را ای فقیهان می.... [2022 May] 
*صدای تو صدای خرد شده دلیرترین فرزندان این میهن است [2022 May] 
*نوروزی دیگر/ نوروزدو هزار و پانصد هشتاد و یک خجسته باد [2022 Mar] 
*بهار بزرگ.سرگذشت یک شعر، سر گذشت یک سرود  [2022 Mar] 
*در بدرقه وسوگ پلنگی که به سفر رفت [2022 Mar] 
*دفتر غزلهای مرا به تیغ جراح مسپار [2022 Mar] 
*چند رباعی عاشقانه و عارفانه اتمی [2022 Mar] 
*می دانم شکست خواهم خورد  [2022 Feb] 
*بهمنی دیگر بدان بی شک فرا خواهد رسید  [2022 Feb] 
*رساله مبارکه الضرطه الاحکام فی مکتب الاسلام [2022 Feb] 
*جشنهای ایرانیان درماه بهمن قبل از اسلام  [2022 Jan] 
*عاشقانه‌ی کافرانه‌ی آزاد عریان [2022 Jan] 
*عشق نامحدود من  [2022 Jan] 
*ما پیر شده‌ایم [2022 Jan] 
*۱۲ رباعی برای بکتاش آبتین [2022 Jan] 
* سرود مهر تو غزلقصیده ای در مدح شیخ شهر و ستایش عشق  [2022 Jan] 
* زیارتنامه عاشقان [2022 Jan] 
*پنجم دی ماه درگذشت زرتشت پیام آور راستی ، نیکی و خرد [2021 Dec] 
*پنج خطابه. [2021 Dec] 
*زمزمه ای با سردار ادبار و سالار نکبت [2021 Dec] 
*خوان هفتم [2021 Dec] 
*هر چند عشق من به تو بیرون ز غایت است [2021 Dec] 
*خطابه پر اندوه قارقاریه و واق واقیه [2021 Nov] 
* بر سنگ گور کهنه پرستان همچو من [2021 Nov] 
*در سفر سیروس آموزگار مرد مهربانی و خرد و ایراندوستی  [2021 Nov] 
*یاداشتی برای امیر [2021 Oct] 
*بیست غزل عاشقانه عریان [2021 Sep] 
*حرکت تاریخساز سعید بهبهانی یک حرکت تاریخساز دیگر، تعمق و تدبری در لمپنیزم و شناخت ماتریالیزم توحیدی [2021 Aug] 
*یادی از ایرج میرزا، و«جهاد اکبر» علیه ایرج ی دیگر و برخی نکات [2021 Aug] 
*سگبان از سفر باز آمده است [2021 Jul] 
*مجنون ز عشق [2021 Jul] 
*عزل نگار [2021 Jul] 
*غزل/ تو زیبایی [2021 Jul] 
*سند افتخار! برای نسلهای آینده [2021 Jul] 
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی [2021 Jul] 
*غزل [2021 Jun] 
* قصیده مبارکه الترنا تیویه [2021 Apr] 
*نوروز من هموست که در گل نشسته است [2021 Mar] 
*مدیحه ای برای رهبر مدیحه سوم.هنوز مدیحه سرای تو هستم  [2021 Mar] 
* پاسخی کوتاه به یکی از قورباغه ها ی بیت رهبری [2021 Mar] 
* مدیحه ای برای رهبر مدیحه دوم. مگر از خویشتن [2021 Mar] 
*مدیحه ای برای رهبر مدیحه یکم. و سالها سرودمت [2021 Mar] 
*یاداشتی برای استاد! مفلوکعلی آغا رحمت الله علیه [2021 Feb] 
*نقالی؛ هضم رابع!معده نیرومند و تاریخساز شیرخان! وهضم شدگان [2021 Feb] 
* درود بر گوز قاطر [2021 Feb] 
*به یادگار شعری بر دیوار/ پاسخی کوتاه به چند شعر و مقاله [2021 Jan] 
*قصیده ای در بدرقه عقاب  [2021 Jan] 
*خطابه هفتم بر مزار و در بدرقه مجاهد کبیر  [2020 Dec] 
*دوازده رباعی؛ این عنتر پیر هم بمیدان آمد [2020 Dec] 
*پیامبر من توئی ای زیبا [2020 Dec] 
*جادوی قدرت وشش خطابه  [2020 Dec] 
*پهلوان پهلوانان! [2020 Dec] 
*بانوی هزار جامه [2020 Dec] 
*استقبالی از یک غزل رهی در پاسخ به یک تن از اوباش سیاسی [2020 Dec] 
*چهار مضراب در ستایش استاد برای استاد ابو دلقک تنبک تبار تنبوری  [2020 Dec] 
*و چنین گفت اسماعیل مرتد [2020 Dec] 
* کجاست همانندی تو با رامش؟ [2020 Dec] 
*سرودت را فراموش مکن مرد تنها برای ایرج مصداقی  [2020 Dec] 
*غزل . به فتوای عشق  [2020 Nov] 
*قصیده حسنخانیه/ در محاکمه تاریخساز ایرج مصداقی توسط حسنخان والا تبار [2020 Nov] 
* پیروزی ایران بر رم و شکست والریانوس [2020 Nov] 
*وتو باید باشی نسرین [2020 Oct] 
*استاد حکمت یغمائی شاعر نویسنده و پژوهشگر به سفر رفت [2020 Aug] 
*غزل غدیرخم  [2020 Aug] 
* بیست و نهمین سالگرد بزرگداشت آخرین نخست وزیر مشروطه ایران دکتر شاپور بختیار  [2020 Aug] 
*چند رباعی در مدح و ستایش و شناخت شاعر! نویسنده! نمایشنامه نویس ، انقلابی استادحسین خر شیفته [2020 Jun] 
*ماجرای شهادت شهید قاضی منصوری، ضد انقلاب ، ملایان ونقش ایرج مصداقی [2020 Jun] 
*یاداشت آقای محمد رجوی در انتقاد به اتهام زدن به دیگران [2020 Jun] 
*چراغداری در حاشیه تخت و جسد (تقدیم به مهدی ابریشم‌چی)  [2020 Jun] 
*قصیده در مدح و شناخت رسم و راه زنقحبگی [2020 Jun] 
*بخوانیم و عبرت بگیریم [2020 Jun] 
*عریضه سرگشاده شکوائیه به جناب شیر  [2020 May] 
* مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی  [2020 May] 
*اطلاعیه دفتر شیربرای تماشای برنامه جنگ تاریخساز سیاسی  [2020 May] 
*پیرمرد خنزر پنزری، بی بی تمیز خالدار و بنده [2020 May] 
*در شکافتن نیل و ماه و آن سدیگر  [2020 May] 
*نیرومند تر از فک کروکودیل آب شور [2020 May] 
*پاسخ به یک درخواست انسانی [2020 May] 
*پاریس، کرونا، یک جسد تازه و رمضان [2020 Apr] 
* کرونا و آخرین مباحثه عجقول ابن حکیم با حکیم ابن عجقول در معبد عجاقله. غروب اول [2020 Apr] 
*دعای منظوم چهارده معصوم برای مصونیت از کرونا [2020 Apr] 
*چکامه فلسفیه کرونائیه [2020 Mar] 
*بی کُله مانده سر کعبه و واتیکان هم  [2020 Mar] 
*نه رباعی کرونائی/ کردند فرار حاجیان از کرونا [2020 Mar] 
* قصیده وداع با فریب  [2019 Dec] 
*تسلیت [2019 Nov] 
*یاداشتی برای ایرج مصداقی [2019 Nov] 
*چه سود از کرشمه های تکراری [2019 Nov] 
* زنده به گور [2019 Nov] 
*تا ترا بیابم دخترک کوچک [2019 Oct] 
*قصیده مبارکه ریدیه  [2019 Sep] 
* اگر مرگ نبود [2019 Jul] 
*انتشار زخم دوزخ.دیوان یزید ابن معاویه  [2019 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما  [2019 Jun] 
*عاشقانه رمضانیه [2019 Jun] 
*نگاهی به شناسنامه خانوادگی امام نخست و خلیفه چهارم‎ [2019 May] 
*غزل رمضان [2019 May] 
*سالی دگر گذشت [2019 Mar] 
*نوروزی دیگر.نوروز پیروز شکست ناپذیر [2019 Mar] 
*رباعی‌های نوروزی [2019 Mar] 
*سی رباعی. در باره حجاب، مبارزات شیرزنان ایران علیه این نماد ذلت و بردکی [2019 Mar] 
*غزل پیرانه سر [2019 Mar] 
*شیخنا حرف تو چون باد هوا خواهد شد [2019 Feb] 
*ظهور  [2019 Feb] 
*چند شعر برای سرسبزی ملت ایران [2019 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است .نوشته ای در رابطه با «انقلاب! »نکبت آفرین و جابجائی بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ [2019 Jan] 
*به تکان آمدن و ابراز وحشت! هر«سه بیضه اسلام» علیه آقای ‏رضا پهلوی [2019 Jan] 
*‏ کنتس خون الیزابت باتوری [2019 Jan] 
*در باروی الیزابت باتوری(شماره یک) [2019 Jan] 
*یاداشتی دوستانه به سه یاداشت دشمنانه  [2019 Jan] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی اماسماعیل وفا یغمائی  [2018 Dec] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه [2018 Nov] 
*ایران وطن ماست  [2018 Oct] 
*شیخ بی ناموس ناموس وطن بر باد داد  [2018 Sep] 
*غلت میزنند (تحلیل سیاسی ایدئولوژیک شرایط روز در ایران) [2018 Sep] 
*در مقابل گاو به احترام میایستم [2018 Jul] 
*فریاد ‏‎  [2018 Jul] 
*ترانه آتش امید [2018 Jul] 
*سهم ما [2018 Jul] 
*ترس سیاسی [2018 Jul] 
*هفت تیر- سالگرد جانباختن علی امیر کبیر یغمائی. یک تن از دهها هزار سرو بخاک افتاده با تبر جمهوری اسلامی [2018 Jun] 
*ریقماسعلیخان [2018 May] 
*رباعی ها. سی رباعی تازه از ساغر و باده تا به مستی رفتن  [2018 Apr] 
*بابای عزیز هم بمیدان آمد. کتاب سمفونی مقاومت نوشته محمد سیدی کاشانی [2018 Mar] 
*میپرسی چرا دوستت دارم؟! [2018 Mar] 
*کتابی از حمید اسدیان در مورد رذائل بنده [2018 Feb] 
*بیست و پنج رباعی جاکش کوب قرمساق روب برای ممد جان [2018 Jan] 
*با ملایان [2017 Dec] 
*یاداشتی از یک رمال [2017 Dec] 
*سرنوشت حکومت ملایان [2017 Dec] 
*نوبت لرزیدن سقف و ستون خواهد رسید  [2017 Dec] 
*تفاوت آرامگاه اقبال لاهوری شاعر پاکستانی و آرامگاه یعقوب لیث بنیاد گذار استقلال مجدد ایران و زبان پارسی [2017 Dec] 
*قصیده خدائیه [2017 Nov] 
* تفاوت بزرگ امامزاده های راستین و دروغین [2017 Nov] 
* تاریخ جعلی مردم ایران را فلج کرده [2017 Nov] 
*شانزده نوامبر،جنگ قادسیه،پایان ایران باستانی وآغاز به ظلمت فرو شدن ایران [2017 Nov] 
*این یکی(زلزله)دیگر کار الله است یقه آخوند را نگیرید [2017 Nov] 
*درس ایدئولوژی. وکنکاشی در مورد ایمان بادمجان به ولابت‎!‎  [2017 Nov] 
*در ستایش ملت! [2017 Oct] 
*چهار آبان سالروز تولد محمد رضا شاه پهلوی آخرین شاه وبهترین شاه دیکتاتور پس ازسقوط دولت ساسانی [2017 Oct] 
*ایران وطن ماست‎  [2017 Oct] 
*دیگر شعر عاشقانه نخواهم سرود [2017 Oct] 
*چهار رباعی وپاسخ به چند انتقاد [2017 Oct] 
*روزگار و سايه روشن هاي زندگي وشعرمهدي اخوان ثالث  [2017 Sep] 
*«پانته آ»،«صفیه»،«محمد»و«کورش» [2017 Aug] 
*‏ حماسه آریو برزن سردار دلاور و میهن پرست ایرانی  [2017 Aug] 
*جهنم در قرآن‎ [2017 Aug] 
*درود بر آزاده نامداری  [2017 Jul] 
* شاملـو شـاعـري جهـانـي [2017 Jul] 
*.تو پایدار بمان ای تمامت ایران  [2017 Jul] 
*تمامیت ارضی !  [2017 Jul] 
*بهشت و جهنم برترین پاسداران مدارهای جاذبه و اعتقاد [2017 Jul] 
* در سالگرد انقلاب کبیر فرانسه ترجمه تازه ای ازسرود مارسیز. [2017 Jul] 
*سند شماره یک‌ : قتل هولناک فاطمه بنت ربیعه در صدر اسلام  [2017 Jul] 
*عاشقانه های بی تاریخ. شماره های بیست و یکم تا سی ام [2017 Jun] 
* بپاس پیدا شدن چند خمره شراب از عهد ساسانی [2017 Jun] 
*ساقي نامه  [2017 Jun] 
*خلقی ست به تجربت کمر بر بسته ... پس از انتخابات  [2017 May] 
*غزل. مفهوم مردم. از دفترغزلها.  [2017 May] 
* غزلهای بی تاریخ  [2017 Apr] 
*نوعی استراتژی! شکلی از زندگی [2017 Apr] 
*خدا فروشان [2017 Apr] 
*تجربه [2017 Mar] 
*درخت باران گسار! سلام! آمد بهار!  [2017 Mar] 
*آمده نو بهار ومن باز گل بهاره ام. شعرهای بهاری [2017 Mar] 
*سروچون قامت تو قامت رعنا ننمود*  [2017 Mar] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2017 Mar] 
*به پیشواز نوروز برویم غزل بهاری [2017 Mar] 
*نعلیات. چند رباعی [2017 Jan] 
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)  [2017 Jan] 
*قصیده سفر [2016 Dec] 
*سمبل رحمت [2016 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2016 Dec] 
*پولاد و فرهنگ [2016 Dec] 
*زنده باد ما! [2016 Dec] 
*دعا [2016 Dec] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 Dec] 
*از رباعی‌ها [2016 Nov] 
*سه عاشقانه [2016 Nov] 
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر [2016 Nov] 
* آنان که تنها نگران خود بودند [2016 Nov] 
*درود بر مردم!زنده باد کورش [2016 Nov] 
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!  [2016 Oct] 
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله  [2016 Oct] 
*کسی جان خود را نمی بوید [2016 Sep] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد  [2016 Sep] 
*با همگان.....(مانیفست) [2016 Aug] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم  [2016 Aug] 
*آیا متناقض نمیشوید؟ [2016 Aug] 
*هیچ ایم ما شاعران!  [2016 Aug] 
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه  [2016 Aug] 
*تمامیت ارضی ! [2016 Aug] 
*به خاطره شاپور بختیار  [2016 Aug] 
*کلمه بی معنای انسانیت  [2016 Jul] 
*جهنم همین جاست باور کنیم [2016 Jul] 
*خمینی مرد ! خمینی زنده است [2016 Jun] 
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید [2016 May] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران. [2016 May] 
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني [2016 May] 
*قـصـیده شـهرها [2016 May] 
*یادداشتی برای یک هموطن آذری  [2016 May] 
*از مادر خویشتن الی مادر خاک [2016 May] 
*تغییر قبله خواهم داد! [2016 May] 
*در ستایش حجاب  [2016 May] 
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب [2016 Apr] 
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه  [2016 Apr] 
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش [2016 Apr] 
*شهیدانیم ما [2016 Apr] 
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال [2016 Apr] 
*مرگ تبعیدی [2016 Apr] 
*پیش از آزادی [2016 Apr] 
*جهان آفرین، شیطان و خدا [2016 Apr] 
*رباعی‌های نوروزی [2016 Mar] 
*بهارانه خزانی [2016 Mar] 
*نوروزی دیگر [2016 Mar] 
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی [2016 Mar] 
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق [2016 Mar] 
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان [2016 Feb] 
*امامزاده [2016 Feb] 
*در ستایش ارتداد  [2016 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2016 Feb] 
*شاه شاه و خمینی خمینی است  [2016 Feb] 
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام! [2016 Jan] 
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا [2016 Jan] 
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی [2016 Jan] 
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان  [2016 Jan] 
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی [2016 Jan] 
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده [2016 Jan] 
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي  [2016 Jan] 
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ. [2015 Dec] 
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی [2015 Dec] 
*به هیچ وجه تعجب نکنید [2015 Dec] 
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید ! [2015 Dec] 
*غزل های یلدا [2015 Dec] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2015 Dec] 
*غزل.یکشب اگر... [2015 Dec] 
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه [2015 Dec] 
* قصیده کوچه باغی [2015 Dec] 
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت ! [2015 Nov] 
*ظهور دوباره ضعفر جنی [2015 Nov] 
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ [2015 Nov] 
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای [2015 Nov] 
*خدافروشان [2015 Nov] 
* کلاه از سر بر میگیرم [2015 Nov] 
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش  [2015 Nov] 
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول [2015 Nov] 
* با ناخدا [2015 Nov] 
* ملت! ملت! همیشه سردار [2015 Nov] 
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک [2015 Nov] 
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف [2015 Nov] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2015 Nov] 
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت [2015 Oct] 
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست [2015 Oct] 
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف [2015 Oct] 
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛  [2015 Oct] 
* العشق اکبر [2015 Oct] 
* دو غزل پائیزی [2015 Oct] 
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه  [2015 Oct] 
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز [2015 Oct] 
* سرود مهرگانى [2015 Oct] 
*کعبه منو حاجی [2015 Sep] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Sep] 
*خزانی  [2015 Sep] 
*هنوز هجوم ادامه دارد  [2015 Sep] 
*سرود مهرگانى [2015 Sep] 
*و خویشتن را بنگر..... [2015 Sep] 
*خدا و انسان(غزل) ا [2015 Sep] 
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود [2015 Sep] 
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند [2015 Sep] 
* چه بر جای مانده است؟ [2015 Sep] 
*هیچ ایم ما شاعران! [2015 Sep] 
* چهار رباعی [2015 Aug] 
*العشق اکبر. غزل [2015 Aug] 
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار [2015 Aug] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2015 Aug] 
*در جواب یک رفیق سابق لر [2015 Aug] 
* امامزاده [2015 Aug] 
*قصیده تلخ معرفت [2015 Aug] 
*آخوندها! آخوندها [2015 Jul] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jul] 
*آدمی بسیارست [2015 Jul] 
*حجر الاحمر(سنگ سرخ) [2015 Jul] 
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی  [2015 Jul] 
*دو مرثیه [2015 Jul] 
* کرد را میکشند اما کرد زنده است  [2015 Jul] 
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2015 Jul] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد  [2015 Jul] 
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Jul] 
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته [2015 Jul] 
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی  [2015 Jul] 
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی [2015 Jul] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف  [2015 Jul] 
* بیزارتر از داعشیان.... [2015 Jul] 
*دو ملودی [2015 Jul] 
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من [2015 Jul] 
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی [2015 Jun] 
* غزل رمضان [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است! [2015 Jun] 
*با تمام رهبران [2015 Jun] 
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب [2015 Jun] 
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم  [2015 Jun] 
*اگر پرچم آزادى... [2015 Jun] 
*نعلیات [2015 Jun] 
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما [2015 Jun] 
* غزل. خدای عاشقان [2015 Jun] 
*خدا و انسان(غزل) [2015 Jun] 
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟ [2015 May] 
* در ستایش تاختن [2015 May] 
*ساقي نامه [2015 May] 
*سه عاشقانه [2015 May] 
*اگر عشق گناه است [2015 May] 
*دو سر قافان [2015 May] 
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره [2015 Apr] 
*آینه‌ها (۲) [2015 Apr] 
*آینه [2015 Apr] 
* غزل فراچکیدن [2015 Apr] 
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2015 Apr] 
* زیباترین جنگاور جهان [2015 Apr] 
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست [2015 Apr] 
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2015 Apr] 
*غزل [2015 Apr] 
* عاشقانه در ماهور [2015 Apr] 
*شش عاشقانه  [2015 Apr] 
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم [2015 Mar] 
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار [2015 Mar] 
*نوروزی دیگر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو  [2015 Mar] 
*غزل جهانخدائی [2015 Mar] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2015 Mar] 
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4 [2015 Mar] 
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم  [2015 Mar] 
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد [2015 Mar] 
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران [2015 Mar] 
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه [2015 Mar] 
*ترا دوست دارم ای محبوب [2015 Mar] 
*تو زیبائی ای میهن من [2015 Feb] 
*آغاز و پایان جهان [2015 Feb] 
* خدائی تازه خواهد زد هستی [2015 Feb] 
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی [2015 Feb] 
*به به از آفتاب عالمتاب [2015 Feb] 
*لبان تلخ تو  [2015 Feb] 
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا [2015 Feb] 
*مثنوی گربه نامه. [2015 Feb] 
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.  [2015 Jan] 
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است  [2015 Jan] 
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور  [2015 Jan] 
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا [2015 Jan] 
*یادداشتی برای دوستان [2015 Jan] 
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3  [2015 Jan] 
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی  [2015 Jan] 
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !  [2015 Jan] 
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2  [2015 Jan] 
*دایناسورها [2015 Jan] 
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه [2015 Jan] 
*ضریح  [2015 Jan] 
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی [2015 Jan] 
*عاشقانه زمستانی [2015 Jan] 
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم  [2015 Jan] 
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)  [2015 Jan] 
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2014 Dec] 
* غزل های یلدا  [2014 Dec] 
*منظومه نيايش نوئل  [2014 Dec] 
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر [2014 Dec] 
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی! [2014 Dec] 
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ [2014 Dec] 
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه  [2014 Dec] 
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش [2014 Dec] 
*پیش از آزادی [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)  [2014 Nov] 
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)  [2014 Nov] 
*بعد از این شبانه ها [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم) [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم) [2014 Nov] 
*عاشقانه [2014 Nov] 
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار [2014 Nov] 
*لبان تلخ تو [2014 Nov] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها  [2014 Nov] 
*درستايش رسالت [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )  [2014 Nov] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم ) [2014 Oct] 
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار [2014 Oct] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Oct] 
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Oct] 
*مزموزما جهانست با آیه های روشن [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم) [2014 Oct] 
*غزل تازه. هوای تازه کجاست [2014 Oct] 
*مرگ تبعیدی [2014 Oct] 
*درکارگاه صبح [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم) [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )  [2014 Oct] 
*در این هوا که منم [2014 Oct] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم) [2014 Oct] 
*اى آزادى  [2014 Oct] 
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی [2014 Sep] 
*سرود مهرگانى  [2014 Sep] 
*خــزانی [2014 Sep] 
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم) [2014 Sep] 
*لبان تلخ تو  [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم) [2014 Sep] 
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد [2014 Sep] 
*با داعشیان [2014 Sep] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم) [2014 Sep] 
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه [2014 Sep] 
*نیایش [2014 Sep] 
*«خارجه نشین!» [2014 Aug] 
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول) [2014 Aug] 
*مرثیه [2014 Aug] 
*بیزار تر از داعشیان....  [2014 Aug] 
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم [2014 Aug] 
*آینه [2014 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2014 Aug] 
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه  [2014 Aug] 
*ملت! ملت! همیشه سردار [2014 Aug] 
*عاشقانه [2014 Aug] 
*غثیان (استفراغ) [2014 Aug] 
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل [2014 Aug] 
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ  [2014 Jul] 
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است [2014 Jul] 
*سؤال [2014 Jul] 
*با ناخدا [2014 Jul] 
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان [2014 Jul] 
*دعا [2014 Jul] 
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی» [2014 Jul] 
*شاید آینه ای لازم باشد [2014 Jul] 
*در ستایش ارتداد [2014 Jul] 
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى [2014 Jul] 
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم [2014 Jul] 
*سبیل هم سبیل مقاومت! [2014 Jun] 
*زنده باد شکاف! [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد [2014 Jun] 
*کاردها می‌گریند [2014 Jun] 
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد  [2014 Jun] 
*کی بود کی بود من نبودم  [2014 Jun] 
*یک شب اگر [2014 Jun] 
*با مشکل پیامبران چه باید کرد  [2014 Jun] 
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما [2014 Jun] 
*در قلب مردم [2014 Jun] 
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد [2014 Jun] 
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!  [2014 Jun] 
*خوشاسپیده دم سرخ [2014 May] 
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده [2014 May] 
*با گوش‌های کر [2014 May] 
*«بوي جوي موليانم آرزوست» [2014 May] 
*غزل یک شب اگر... [2014 May] 
*ساقی نامه [2014 May] 
*برای شما متاسف و غمگینم [2014 May] 
*عشق [2014 May] 
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه [2014 May] 
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است [2014 May] 
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی [2014 Apr] 
*طعم روشنائی [2014 Apr] 
*تجربه [2014 Apr] 
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1 [2014 Apr] 
*هوای تازه کجاست [2014 Apr] 
*وقتی همه چیز فراموش میشود [2014 Apr] 
*گوی مقدس [2014 Apr] 
*قصیده سنگشار [2014 Apr] 
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه [2014 Apr] 
*نوروز من توئی [2014 Mar] 
*بسوی بهار [2014 Mar] 
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب [2014 Mar] 
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد [2014 Mar] 
*بهار عبا پوش [2014 Mar] 
*نوروزتان خوش باد [2014 Mar] 
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی  [2014 Mar] 
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده [2014 Mar] 
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش [2014 Mar] 
*در خلوت زاهدان اثنی عشری [2014 Mar] 
*عاشقانه عریان بهاری [2014 Mar] 
*غزل بهاری شماره یک  [2014 Mar] 
*ترس سیاسی [2014 Mar] 
*آواز کولی‌ها [2014 Feb] 
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم [2014 Feb] 
*مکاشفه [2014 Feb] 
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق [2014 Feb] 
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی [2014 Feb] 
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع! [2014 Feb] 
*اگر روزی واقعا انقلاب شد [2014 Feb] 
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران [2014 Jan] 
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است [2014 Jan] 
*هوای تازه کجاست  [2014 Jan] 
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب [2014 Jan] 
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است ! [2014 Jan] 
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس [2014 Jan] 
* در بدرقه رضا مرزبان [2014 Jan] 
*زیرا باد می‌وزد [2014 Jan] 
*نگران مباش! [2014 Jan] 
*اگر مرگ نبود  [2014 Jan] 
*پنج مکاشفه [2014 Jan] 
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد» [2014 Jan] 
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها [2013 Dec] 
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی [2013 Dec] 
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک [2013 Dec] 
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی  [2013 Dec] 
*سه سروده .طعم روشنائی [2013 Dec] 
*نيايش نوئل  [2013 Dec] 
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي [2013 Dec] 
*غزل های یلدا [2013 Dec] 
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت) [2013 Dec] 
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار [2013 Dec] 
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی ! [2013 Dec] 
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی [2013 Dec] 
*ابراز نگرانی [2013 Dec] 
*غزل. [2013 Dec] 
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود [2013 Dec] 
*دعا  [2013 Dec] 
*هنوز سرودتان را مى خوانم  [2013 Dec] 
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی  [2013 Dec] 
*در ستایش تاختن [2013 Dec] 
*هفت حصار [2013 Dec] 
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین [2013 Nov] 
*درخواست از دوستان [2013 Nov] 
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو  [2013 Nov] 
*اعتصاب غذا خبر جدید [2013 Nov] 
*دیریست، دریغا [2013 Nov] 
*بیماران عقیدتی [2013 Nov] 
*محبت نیست جز در ده نشینان!  [2013 Nov] 
*اما باران خواهد بارید [2013 Nov] 
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید [2013 Nov] 
*غزل.در کوخ تنفروشان [2013 Nov] 
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2013 Nov] 
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه [2013 Nov] 
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق [2013 Nov] 
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی  [2013 Oct] 
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا [2013 Oct] 
*اگر مرگ نبود [2013 Oct] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2013 Oct] 
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری [2013 Sep] 
*در خیل خائنان [2013 Sep] 
*آتش تاریک [2013 Sep] 
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده! [2013 Sep] 
*اگر پرچم آزادی... [2013 Sep] 
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد [2013 Sep] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Sep] 
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف [2013 Sep] 
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم [2013 Sep] 
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای  [2013 Aug] 
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی) [2013 Aug] 
*باز هم تهدید [2013 Aug] 
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن [2013 Aug] 
*الا یا ایها الساقی [2013 Aug] 
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند  [2013 Aug] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2013 Aug] 
*اى آزادى… [2013 Jul] 
*دوستان سابق! بخود آئید [2013 Jul] 
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد [2013 Jul] 
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست [2013 Jul] 
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی  [2013 Jun] 
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ! [2013 Jun] 
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید [2013 Jun] 
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری [2013 Jun] 
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات [2013 Jun] 
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته [2013 Jun] 
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر [2013 Jun] 
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر  [2013 Jun] 
*پنج نامه [2013 Jun] 
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی [2013 Jun] 
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲ [2013 May] 
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱ [2013 May] 
*چاووشی [2013 May] 
*دردناک، مضحک، خطرناک  [2013 Apr] 
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران [2013 Mar] 
*معنای کلام هستی [2013 Mar] 
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف [2013 Mar] 
*آیا می شود حرف زد؟ [2013 Feb] 
*  [2013 Feb] 
*مسیح را تعریف کنید [2012 Dec] 
*به پایان میرسد ای دوست هستی [2012 Dec] 
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی [2012 Dec] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2012 Nov] 
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید [2012 Nov] 
*در درگذشت احمد قابل [2012 Oct] 
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود [2012 Oct] 
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای [2012 Jul] 
*اگر مرگ نبود [2012 Jul] 
*جماع الوداع ووداع الجماع [2012 Jul] 
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم [2011 Nov] 
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند [2011 Nov] 
*حقیقت ساده [2011 Oct] 
*تخم اشتباه [2011 Aug] 
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند [2011 Jul] 
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت [2011 Jul] 
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی [2011 Jun] 
*با تمام رهبران [2011 Jun] 
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری [2011 Jun] 
*چهار خرداد [2011 May] 
*توجه به چند نکته ساده [2011 May] 
*منظومه کاروان [2011 Apr] 
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی [2011 Apr] 
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران [2011 Apr] 
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی  [2011 Jan] 
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم) [2010 Dec] 
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3) [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)  [2010 Dec] 
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی [2010 Dec] 
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار [2010 Nov] 
*من باب اطلاع [2010 Nov] 
*مرگ می آید که ما را نو کند [2010 Nov] 
*مگر راهی جز مردن؟ [2010 Nov] 
*آی ابراهیم.... [2010 Nov] 
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست  [2010 Nov] 
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت [2010 Nov] 
*خاتون (به یاد مرضیه) [2010 Oct] 
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ [2010 Oct] 
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی [2010 Sep] 
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا [2010 Sep] 
* سفرت خوش ستار! [2010 Sep] 
*تجربه [2010 Sep] 
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده! [2010 May] 
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی [2010 Apr] 
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی [2010 Apr] 
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»! [2010 Mar] 
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم [2010 Feb] 
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم [2010 Feb] 
*مقداری توضیح واضحات... [2010 Feb] 
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال! [2010 Jan] 
*سر بالین فقیهی بیدار [2010 Jan] 
*یاداشت و توضیحی کوتاه [2009 Dec] 
*ملایان بر لب باغچه نعنا! [2009 Nov] 
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟ [2009 Oct] 
*هفت شعر تازه [2009 Oct] 
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن [2009 Oct] 
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد [2009 Sep] 
*در زیر قناره های قصابان [2009 Sep] 
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن [2009 Sep] 
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟! [2009 Sep] 
*کجا ایستاده ایم؟ [2009 Aug] 
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات [2009 Aug] 
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)  [2009 Aug] 
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف [2009 Aug] 
*دو شعر برای شهیدان اشرف  [2009 Jul] 
*قصیده میر حسینیه موسویه [2009 Jul] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم  [2009 Jul] 
*رهبران کجایید  [2009 Jul] 
*این یه انقلابه [2009 Jun] 
*نه ! «ندا» نمرده است [2009 Jun] 
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر [2009 Jun] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)  [2009 Apr] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان [2009 Mar] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم  [2009 Mar] 
*اگر روزي واقعا انقلاب شد [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)  [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲) [2009 Feb] 
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱) [2009 Feb] 
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه! [2008 Dec] 
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران [2008 Dec] 
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم [2008 Oct] 
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....  [2008 Mar] 
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است! [2008 Feb] 
*آی آدمها [2008 Feb]