بشارت
اسماعیل وفا یغمایی
تا به این غربت خدایا آشنایی میرسد
بعد از این گمکرده راهان قریب نیم قرن
اینک اینک رهگشایی رهنمایی میرسد
راه پیر آمد ز بس چشم انتظار کاروان
اینک اینک !بانگ زیبای درايی میرسد
از عقیم این سکوتستان گورستان تبار
زندهای با زنگها و چنگهایی میرسد
بانگ ما شاید به زرتشت و اهورا در رسید
کاندیرین توفان خونین ناخدایی میرسد
بنگر آخر ای به شب بنشسته رخ بنمود صبح
اینک اینک آفتابی روشنایی میرسد
ویز ویز خرمگسهای خلای شیخ شهر
میشود خاموش و سیمرغ و همایی میرسد
سوخت دل در سالها از جور ملّا زادگان
شاه زادی سایه ی مهر و وفایی میرسد
۲۹ فروردین ۲۵۸۴ شاهنشاهی
۱۹ آوریل ۲۰۲۶ میلادی
چاپلوس!! آستان ملت و میهن
اسماعیل وفا یغمایی
منبع:پژواک ایران
